پیش بینی های قرآن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیش بینی عدم توان انسان در ساخت پشه و پس گرفتن سالم غذائی که آنرا خورده

« ای مردم! مثالی زده می شود به آن گوش کنید: کسانیکه شما آنها را بجای خدا می خوانید "پشه ای را هم نمی توانند بیافرینند اگر چه برای ساخت آن همدست شوند". و اگر پشه چیزی از آنها برباید نیز نمی توانند آنرا از آن سالم پس بگیرند. هم آنکه می خواهد چنین کاری بکند و همآنچه میخواهد بدست بیاید هیچکدام نتیجه ای نخواهد داد».

یکی از نکات آیه اینست که کسی نمی تواند پشه ای درست کند و این پیش بینی تا امروز که درست درآمده و کسی نتوانسته پشه ای درست کند.

نکته دیگر در آیه اینست که چیزیکه پشه برباید نمی توان سالم از آن پس گرفت. پشه پیش از اینکه غذا را وارد بدن خود کند با ماده تجزیه کننده و هضم کننده آنرا تجزیه و هضم میکند و بعد آنرا با مکیدن وارد بدن خود می کند.تا حالا کسی نتوانسته غذائی که پشه آنرا تجزیه کرده و مکیده را از آن پس بگیرد و به همان ترکیبات قبلی خود برگرداند.

بدن فرعون

واژه فرعون در لغت بمعني: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروايان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمني و تلويحي بوده به ساختمانهاي بلند بالا و باشکوه آنها. تصويري که ميبينيم تصويرهمان فرعوني است که درزمان موسي بوده و از سپردن بني اسرائيل به موسي سرپيچي کرده و موسي و همراهانش را تعقيب کرده و در دريا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانيان است. چيزی که 1400 سال پيش قرآن آن را پيش بينی کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روشن است که اين آيه حرف کسی غير از خدا نمی تواند باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

« هر موجود زنده ای مرگ را می چشد ... ».

در این آیه همه قرآن در گرو این آیه گذاشته شده است. اگر روزی انسان بتواند عنصری یا ژنی یا چیزی در موجودات زنده پیدا کند باعث مرگ می شوند و آن را دربیاورد و یا بکشد، و یا با متد دیگری بتواند مرگ را از سر موجود زنده دور کند و موجود زنده جاودانه بشود، درآن صورت معلوم می شد که این قرآن حرف خدا نیست و می سوخت. روشن است که کسی که دینی را از خود در می آورد و به خدا نسبت می دهد هیچگاه چنین چیزهائی را مطرح نمی کند، چون انسان هر که باشد و هر چه باشد از آینده چیزی نمی داند. بهر حال تاکنون تلاش انسان برای یافتن ژنی بنام ژن مرگ و دور کردن آن از سر انسان ناموفق بوده است.

« هنگاميکه خدا گفت: ای عیسی! براستی من فوت کننده تو و بالا برنده تو بطرف خودم و پاک کننده تو از کسانيکه بی ايمانی ورزيدند خواهم بود، و کسانیکه پیرو تو شدند را تا روز قیامت بالاتر از کسانیکه به تو ایمان نیاوردند قرار می دهـم. و درنهایت همه به طرف من برمی گردید و در مورد آنچه با هم اختلاف داشتید میان شما داوری خواهم نمود»

آیه پیش بینی می کند که پیروان حضرت مسیح تا روز قیامت بالاتر از یهودیان خواهند بود. این پیش بینی تا امروز که درست درآمده است. و فاصله میان مسیحیان و یهودیاناز نظر وسعت سرزمین و جمعیت و آمد و شدهای سیاسی و اجتماعی و غیره خیلی زیاد است.

روشن است که یک فرد نمی داند آینده چه می شود و مخصوصاً وقتی یک دینی را از خود درآورده باشد هیچگاه نمی آید دین خود را در گرو چنین پیش بینی هائی بگذارد. و روشن است که آینده نگریهایاینچنینی فقط خدا می تواند بکند.

« شما (عربها) برای سفارش مردم به انجام خوبیها و پرهیز دادن از بدیها و برای ایمان آوردن به خدا بهترین امتی بودید که چنین مسئولیتی داده شدید. اگر یهودیان و مسیحیان ایمان می آوردند نیز برای خودشان بهتر می بود.کسانی در میان آنها هستند که فعلاً ایمان دارند (یعنی یهودی و مسیحی واقعی هستند) و اکثر آنها فاسق هستند ».

این آیه عربها را برای " ایمان آوردن و ایمان داشتن به خدا" و همینطور " فراخواندن مردم به نیکوکاری و پرهیز دادن آنها از بدیها"، بهترین امت می داند.این موضوع تا امروز که 1400 سال از آن می گذرد همچنان به قوت خود باقی است.

اگر دامنه گسترش اندیشه های ماتریالیستی در جهان نگاه کنیم، می بینیم که تعداد عربهای ماتریالیست نسبت جمعیتی که دارند اصلاً چیزی نیست.  همینطور در زمینه پند و اندرز دان، نصیحت کردن، تجربه را منتقل کردن، خوبی و بدیهای مسائل را به هم گفتن، به هم رهنمود دادن، از حال همدیگر پرسیدن،با هم بودن و غیره، هیچ امتی به پای عربها نمی رسد. خیلی از مسائلی که در فرهنگهای دیگر شاید توهین و تحقیر و دخالت در زندگی دیگران قلمداد بشود، در فرهنگ عربها یک کار خیر محسوب می شود، هم برای کسی که آنرا مطرح می کند و هم برای کسی که آنرا می شوند.

همينطور در سطح کشوری نیز که به عربها و دیگران نگاه کنیم نیزمی بینیم که عربها مثلاً با تولید و فروش سلاح یا مواد مخدر و موارد بد دیگر نان نمی خورند.

« دشمن ترین مردم با مسلمانان را بطور قطع یهودیان و مشرکین خواهی دید، و نزدیک ترین دوستی با مسلمانان را کسانی خواهی دید که می گویند ما مسیحی هستیم. دوستی آنها به این خاطر است که در میان آنها قسیسین و رهبانان وجوددارند و اینکه آنها بزرگ منشی ندارند».

آیه بیشترین دشمنی با مسلمانان را از طرف یهودیان و مشرکین و ماده پرستان می داند و بیشترین دوستی را از طرف مسیحیان. مضمون این آیه تا به امروز کهدرست درآمده است.

« نه یهودیان و نه مسیحیان هیچکدام از تو خشنود نخواهند شد مگر اینکه آئین آنها را پیروی کنی!

با گذشت 1400 سال از گفته شدن این آیه و عوض شدن خیلی از چیزها، هنوز هم عدم خشنودی یهودیان و مسیحیان از مسلمان بودن مسلمانان همچنان به قوت خود باقی است. امروزه حتی در غرب که همه از آزادی و حقوق انسان و پیشرفت و تمدن و ازاین حرفها می گویند، وقتی یک دختر غربی مسلمان می شود و تکه پارچه ای روی سر خود می اندازد همه ناخوشنودی خود را صریحاً و یا با برخورد و نگاه خود اعلام می کنند.

« و در پایان وحی خود به بنی اسرائیل، در کتاب (در تورات) به آنها خبر دادیم کهشما دو بار در زمین فساد خواهید کرد و سرکشی افسار گسیخته ای خواهید نمود».

یک مورد از فساد آنها در عصر خود ماست که آنرا می بینیم. و سرکشی آنهانیز چنانکه آیه مطرح کرده کاملاً افسار گسیخته است.

« و از کسانیکه گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم، ولی خیلی زود سهمی که پایبندی آنها به آن خواسته شده بود را فراموش کردند، به این خاطر "دشمنی" و "ناخوش داشتن مطلق همدیگر" را تا روز قیامت به دل آنها چسباندیم. وخدا به آنها خبر خواهد داد که چه چیزهائی را می ساختند».

در آیه دو نکته وجود دارد. یکی واژه «صُـنـع» است که مربوط به ساختهای فنی و حرفه ای و تکنیکی است (و واژه صنعت از آن درست می شود). و بیانگراینست که مسیحیان در آینده ساختهای صنعتی خواهند داشت، و این چیزی است که فعلاً تحقق یافته و آنرا می بینیم.

نکته دیگر پیش بینی "رابطه جریانات مسیحی با همدیگر" است، که آیه پیش بینی می کند که "دشمنی" و "خشم و ناخوشداری آنها ازهمه چیز همدیگر" تا روز قیامت همچنان میان آنها باقی خواهد ماند. این آینده نگریِ آیه نیز تا امروز که درست درآمده است. مسیحیان جریانات زیادی شده اند و هستند که با هم دشمنی دارند و از همه چیز همدیگر خشمناک و ناخشنود هستند. (بغضاء به معنی: خشم و ناخوشداری مطلق از کسی است. يعنی هيچ چیز وی را قبول نداشتن و هیچ نکته خوب و مثبتی را در وی نديدن و فکر آن نيز نکردن).  مثلاً جریانی بنام "شاهدان یهوه" در آنها هستند که از جمله می گویند در سیاست مطلقاً نمی بایست دخالت کرد و حکومت را می بایست به خدا واگذار نمود، و مسیحیان دیگر این جریان را مطلقاً خوش نمی دارند.

« و یهودیان گفتند که دست خدا بسته است! دستشان بسته باد! وبخاطر حرفی که زدند لعنت شدند. دستان خدا باز است و همانگونه که بخواهد انفاق می کند ــــ آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده نیز "حق ستیزی آنها و سرپیچی آنها از سفارشاتی که به آن شده اند" را هر چه بیشتر می کند ـــ "دشمنی" و "ناخوش داشتن مطلق همدیگر" را تا روز قیامت میان آنها ایجاد کردیم ـــ هرگاه آتشی برای جنگ برافروختند خدا آنرا خاموش کرد. سعی آنها بر اینست که در زمین فساد بپا کنند و خدا مفسدین را دوست ندارد».

آیه پیش بینی می کند یهودیان تا روزقیامت با هم دشمنی خواهند داشت و همدیگر را مطلقاً ناخوش خواهند داشت. این آینده نگری تا امروز که درست درآمده است. یهودیان نیز مانند مسیحیان جریانات زیادی شده اند که از همدیگر مطلقاً ناخشنودند.

پيش بيني پيروزي محمد و پيوستن مردم به اسلام

«وقتي کمک خدا و پيروزي آمد ــ و مردم را ديدي که گروه گروه شتابان به دين خدا مي پيوندند ــ خداي خود را بخاطر آن ستايش کن و از او (براي کسانيکه کوتاهي کردند) آمرزش بخواهکه او در هر زماني برگشت مردم را مي پذيرد».

در سوره 3 نکته وجود دارد. يکي خبر دادن از پيروزي با حرف شرطِ «اذا» که بيانگر تحقق قطعي است. ديگري پيوستن گروه گروه مردم به اسلام است، و سومي حالت پيوستن مردم است که در معني واژه افواج است. ( افواج جمع فـُوج است، و فـُوج به معني:

دسته و گروه و جرياني است که جريان وار و با شتاب بطرف کاري يا سمتي هجوم مي برند).

پس از 21 سال مبارزه و رنج و تلاش و سختيهائي که محمد و گروندگانِ به وي تحمل کردند، بالاخره مسلمانان در سال هشتم مکه را فتح کردند و طلسم اختناق شکست، و پس از آن مردم گروه گروه (يعني بصورت طائفه اي، قبيله اي و عشيره اي)، در اسرع وقت و شتابان به اسلام پيوستند. وهر 3 نکته آيه تحقق يافت.

روشن است که همه اسلام و قرآن در اين سوره مايه گذاشته شده بوده است. اگر يکي از موارد آن تحقق نمي يافت معلوم مي شد که قرآن حرف خدا نيست و قرآن و اسلام و

محمد همه مي سوختند. و روشن است که محمد مانند هر کس ديگري نمي دانست که آينده چه خواهد شد. و حتي از اينکه فردا در قيد حيات خواهد بود يا نه نيز اطلاعي نداشت. و می دانست که گفتن اين جملات در صورت تحقق نيافتن چه عواقبي براي او و دينش داشت. روشن است که اين حرفها فقط می تواند حرف خدا باشد. و از جمله مسائل اینچنینی قرآن است که قرآن می گوید کسی نمی تواند مانند قرآن کتابی بنویسد.

پيش بيني عدم آرزوی مرگ توسط يهوديان

« بگو: ای کسانيکه يهودی هستيد! اگر راست مي گوئيد که گمان داريد که "از ميان مردم فقط شماها دوستان خدا هستيد" بيدرنگ آرزوی مرگ کنيد! ــ ولی به خاطر دلبستگی به کسب و کاری که دارند هرگز چنين آرزوئی را نخواهند کرد، وخدا البته انگيزه کسانيکه حرف مفت می زنند را می داند».

(ظلم در اصل بمعني: سر جاي خود نگذاشتن اشياء و افراد است. و در معني دوم خود از جمله به معني: حرف بيجا و بيمورد و مفت زدن بکار رفته که اشاره ضمني بوده به عدمجاي خود قرار دادن مسائل. و «ظالم» که اسم فاعل از از مصدر ظلم است از جمله بمعني: کسي است که حرف بيجا و بيمورد و مفت مي زند. و در آيه با توجه به موضوع آيه به اين معني بکار گرفته شده است).

آيه پيش بيني مي کند که يهوديانضمن اينکه خود را دوستان خدا مي پندارند هيچگاه آرزوي مرگ را نخواهند کرد. و منظور آيه اينست که از آنجا که دوستان خدا رستگار مي شوند و در بهشت و رفاه و آسايش خواهند بود، بنابر اين اگر کسي واقعاً خود را دوست خدا مي داند منطقاً مي بايست آرزوي مرگ کند. ولي يهوديان اين کار را نمي کنند. و اين پيش بيني قرآن تا امروز که درست درآمده است.

پیش بینی آینده دشمنان پيامبر

« دشمن تو که در اوج بی رحمیاست در واقع خودش بی آینده است».

نئان بمعنی اوج دشمنی و بی رحمی و قساوت است. و شانئ بمعنی دشمنی استکه در اوج خصومت و بی رحمی است).

دشمنان پيامبر به وی می گفتند که وی آینده ای ندارد. و آیه می گوید که آنها هر چند با یاران محمد در اوج بی رحمی برخورد می کنند و می کشند در واقع خودشان آینده ای ندارند. امروزه با گذشت 1400 سال می بینیم کهمثلاً جریانی بنام جریان ابولهب وجود ندارد. همه آنها سوختند و از میان رفتند. و این پیش بینی قرآن درست درآمده است.