پاسخ به:بدن انسان در قرآن-توجه شديد به چيزی و احساس درد نکردن
سه شنبه 28 تیر 1390 3:21 PM
« و زنانی در شهر گفتند: همسر عزيز (يعنی زليخا همسر نخست وزير مصر) با جوان خود درگير می شود تا خواست خود را به او بخواهاند. شيفتگی دوستداری يوسف براستی مشغوليت او شده است. ما براستی او را در رويه ای که همه آن را ناپسند می دانند می بينيم ــ هنگاميکه (زليخا) نقشه آنها را شنيد دنبال آنها فرستاد، برای هر کدام نشيمنی مشخص نمود، بدست هر کدام يک کارد داد، و به يوسف گفت بر آنها وارد شو! همينکه او را ديدند او را بزرگ ديدند و دستهای خود را بريدهبریده نمودند و گفتند: خدا از بدی دور! اين بشر نيست، اين تنها يک فرشته بزرگوار است».
«»: درگير شدن با کسی برای خواهاندن خواست خود به او است. شيفته و دلباخته شدنی است که انديشه انسان را بخود مشغول می کند ـ «»: دوست داشتن کسی بخاطر خوب بودن آن است. مانند دوست داشتن يک آموزگار خوش رفتار. "": چيزی است که برای همه پيدا و آشکار است. و "" در آيه بمعنی: چيزی است که همه آنرا بی راهـگی و رويه نادرست می دانند. "" مجاز است بمعنی: پوست و گوشت دستهای خود را بریده بریده نمودن. "" بمعنی: نقش بر آب نمودن است و منظور زليخا از مکر زنان اين است که آنها (از روی رشک ورزی) نقشه داشته اند که جايگاه و شخصيت وی بعنوان همسر نخست وزير را لکه دار کنند.
نکته مورد نظر ما درآيه اينست که می گويد: