عيساي زمانه
شنبه 25 تیر 1390 1:06 AMضا جعفري
اگر امروز باشد يا كه فردا
سرا پا گوش باشم يا تماشا
تو را خواهم به دست آورد آخر
ميان شهر باشي يا كه صحرا
به تو نسبت نخواهم داد غيبت
تو هر جايي تو هر جايي تو هر جا
تو عيسايي و ما لنگان و كوريم
دگرها سامري اند و تو موسا
گل گلدسته ها با بوي تو خوش
بخواند از تو ناقوس كليسا
تو نور مطلقي ما ظلمت محض
تو دريايي و ما كفهاي دريا
سواد ديدنت در چشم ما نيست
ندارد فرق ابجد يا الفبا
تو طاوس بهشتي، زاغ ماييم
تو يوسف ما زاقوام زليخا
غمت مانند گيسوي شب قدر
شب هجرت شب تاريك يلدا
سرم را زير پايت مي گذارم
اگر امروز باشد يا كه فردا