تاریكی شب همه جا را فراگرفته، سكوت بر همه جا حاكم شده و من در گوشه ای نشسته ام و به او می اندیشم، به اینكه اگر روزی او را ببینم به او چه خواهم گفت؟

به راستی چه سخت است سخن گفتن در مقابل خورشید وجودش و چه حیف است لحظه های با او بودن را به تاراج زمان دادن. پس اگر روزی او را ببینم فقط و فقط به تماشایش خواهم نشست، آری به تماشایش.