توسعه مسجدالحرام
تفسير نمونه ج : 3ص :12
براى نامگذارى خانه كعبه و محل آن به بكه وجه ديگرى نيز گفته‏اند و آن اين كه ماده مزبور به معنى از بين بردن نخوت و غرور آمده است ، و چون در اين مركز بزرگ ، همه تبعيضات برچيده مى‏شود و گردنكشان و مغروران همانند مردم عادى بايد به نيايش برخيزند و غرور آنها به اين وسيله درهم شكسته ميشود به آن بكه گفته شده.
 
توسعه مسجد الحرام
از زمان پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به بعد هر قدر مسلمانان فزونى مى‏يافتند و طبعا زائران خانه خدا بيشتر مى‏شدند ، مسجد الحرام از طرف خلفاى وقت توسعه داده مى‏شد.
در تفسير عياشى نقل شده كه در زمان منصور ، خليفه عباسى ، بر اثر كثرت حجاج مى‏خواستند مسجد الحرام را بار ديگر توسعه دهند ، منصور مردمى را كه در اطراف مسجد خانه داشتند طلبيد ، تا خانه آنها را خريدارى كند ، ولى آنها به هيچ قيمتى حاضر به فروش نشدند ، منصور در بن‏بست سختى قرار گرفته بود ( زيرا از يك طرف نمى‏خواست با اعمال زور خانه‏هاى آنها را خراب كند چون انعكاس خوبى نداشت و از طرف ديگر آنها هم حاضر به واگذارى خانه خود نبودند ) در اين باره از امام صادق (عليه‏السلام‏) سؤال كرد ، امام فرمود غمناك مباش در اين باره دليل روشنى است كه مى‏توانى با آن استدلال كنى ، پرسيد كدام دليل ؟ فرمود : به - كتاب خدا ، پرسيد به كجاى كلام الهى ؟ فرمود : به اين آيه : ان اول بيت وضع للناس للذى ببكة مباركا زيرا خداوند مى‏گويد : نخستين خانه‏اى كه براى مردمان ساخته شد ، خانه كعبه بود بنابر اين اگر آنها پيش از بناى كعبه خانه ساخته بودند اطراف خانه كعبه مال آنها بود ، ولى اگر خانه كعبه مقدم بوده ، اين حريم ( تا آنجا كه مورد نياز زائران خانه خداست ) متعلق به كعبه است ! .
منصور دستور داد آنها را حاضر ساختند و به همين سخن در برابر آنها استدلال كرد آنان در پاسخ فرو ماندند و گفتند : هر طور مايل باشى موافق خواهيم بود .
باز در همان تفسير نقل شده كه نظير اين حادثه در زمان مهدى عباسى
تفسير نمونه ج : 3ص :13
تكرار شد ، مهدى از فقهاى وقت سؤال كرد همه گفتند : اگر مالكان خانه‏ها راضى نباشند ملك غصبى را نمى‏توان داخل مسجد الحرام كرد ، على بن يقطين اجازه خواست تا اين مسئله را از موسى بن جعفر (عليه‏السلام‏) سؤال كند ، مهدى به والى مدينه نوشت تا حل اين مشكل را از امام موسى بن جعفر (عليه‏السلام‏) بخواهد حضرت فرمود : بنويس بسم الله الرحمن الرحيم اگر خانه كعبه اول بنا شده و مردم سپس در كنار آن فرود آمده‏اند فضاى اطراف آن متعلق به خانه كعبه است ، و اگر سكونت مردم در آنجا مقدم بر خانه كعبه بوده آنها سزاوارترند .
چون پاسخ به مهدى عباسى رسيد بقدرى خوشحال شد كه نامه را گرفت و بوسيد ، سپس دستور داد خانه‏ها را خراب كردند ، صاحبان خانه بخدمت امام - موسى بن جعفر (عليه‏السلام‏) رفتند و تقاضا كردند نامه‏اى در اين باب به مهدى بنويسد تا قيمت خانه‏هاى آنها را رد كند.
حضرت در نامه نوشت : چيزى به آنان عطا كن.
او هم آنها را راضى كرد.
اين دو روايت استدلال لطيفى در بر دارد كهبا موازين متداول حقوقى نيز كاملا قابل تطبيق است ، و آن اينكه معبدى همچون خانه كعبه به هنگامى كه در زمين بكرى ساخته شود تا شعاع احتياجات خود نسبت به آن زمين اولويت دارد ، البته تا آن روز كه اين احتياج جنبه ضرورت پيدا نكرده ديگران هم مى‏توانند از حريم آن استفاده كنند ، اما آن روز كه نياز مبرم پيدا شد از حق اولويت نخستين مى‏توان استفاده كرد. 
منبع : تفسیر نمونه: سوره آل عمران آیات 110- 92