كار آزادم و آزاده‌پرست
گنج عالم همه در دست من است
طالب من نكشد منت كس
اعتمادش به خدا باشد و بس
به كسي نيست نيازش هرگز
نيست در زندگي خود عاجز
دولت و بخت مددكار وي است
فكر و نيرو همه جا يار وي است
بي‌خبر گوش وي از چون و چراست
نخورد هيچ غمي از كم و كاست
كس نگويد به وي كه آن‌جا بنشين
نه چنان كن، نه چرا شد، نه چنين
هست آقاي خود و نوكر خويش
از كسي نيست دلش در تشويش
كس برايش نشود كارگزين