حضرت ابراهیم(ع)

ابراهیم تهدید شد!

آن‌گاه که ابراهیم را راست را به آزر نشان داد و او را پند داد، آزر زیر بار نرفت و به کفر و مخالفت خویش اصرار ورزید و با بدزبانی، کفر، پرخاشگری و دشمنی سخن‌ ابراهیم را زیر پا گذاشت. پیامبری او را منکر شد و مهربانی و لطف ابراهیم را نادیده گرفت و روی خود را در هم‌کشید و برای بی‌اعتنیی به مقام ابراهیم و تعجّب از جرأت او و انکار پند و اندرز وی به ابراهیم گفت: آیا از خدایان من سرپیچی کرده‌ای؟ اگر دست از انحرافات برنداری و از گمراهی بازنگردی و به راه عقلانی و روشن‌فکری خود توجّه نکنی، تو را با سنگ، سنگ‌باران و با تیر فحش تو را تیرباران می‌کنم.

ابراهیم تهدید آزر را با آغوش باز و روح مطمئنی پذیرفت؛ سپس پاسخی به آزر داد که علامت نیکی به آزر و اخلاص در پند و اندرز به او دربرداشت. ابراهیم خطاب به آزر گفت: درود بر تو! به زودی برای تو از پروردگارم طلب آمرزش می‌کنم؛ زیرا او نسبت به من مهربان است. از شما و آن‌چه غیر از خداوند یکتا است، کناره‌گیری می‌کنم و پروردگار خود را می‌خوانم؛ شاید درباره‌ی دعای پروردگار خویش بدبخت نباشم.

ابراهیم با آزر وداع و از او کناره‌گیری کرد و در همین موقع بود که با وضع ناراحت‌کننده و قلبی اندوهگین به سر می‌برد؛ زیرا دعوت ابراهیم گوش‌های شنوایی پیش آزر نیافته‌بود و ابراهیم آزر را ترک کرد تا در کفر وی کمک‌کار نباشد و در شرک با او همراهی ننماید.

ابتکار تبلیغی ابراهیم

آ‌گاه که ابراهیم دریافت آزر دعوت وی را نپذیرفته‌است، ناراحت نشد ولی برایش سخت شد که آزر را به سوی خیر دعوت کند و او دعوتش را نپذیرد. امّا این پرخاشگری‌ای که از آزر دید و این ستمی که از او مشاهده کرد، باعث نشد که ابراهیم از دعوت به سوی حق، بایستد؛ بلکه تصمیم گرفت ریشه‌ی این عقیده‌ی پست را با تمام آزار و شکنجه‌ها‌های طولانی که متوجّه او می‌گردد، از زمین نابود سازد.

ابراهیم که مردی بیداردل، روشن‌فکر و دارای فکری صحیح بود، درک کرد که دلیل لفظی و برهان منطقی هر قدر مانند روز روشن باشد، در سرزمین شوره‌زار دل قوم او، گیاه خوبی نمی‌رویاند؛ لذا تصمیم گرفت، تبلیغات شنوایی را به تبلیغات بینایی تبدیل کند و چشمان ملت را با بینایی درونی آمیخته‌کند و حواس ظاهری آنان را برای فهماندن عقیده‌ی خود، با قلبشان نزدیک گرداند و بدین‌طریق حقیقت دعوت خود را برای آنان آشکار سازد؛ شاید از گمراهی بیرون آیند و رشد خود را دریابند.

در کار ابراهیم دقت کنید که ابراهیم به تدریج آنان را به بحث خویش می‌کشاند و از آنان می‌پرسید: چه چیزی عبادت می‌کنید؟ قوم ابراهیم درباره‌ی بت‌های خود سخن‌های فراوان گفتند و در بیان جواب زیاده‌روی کردند و در عبادت بت‌ عزت خود را می‌جستند و با تواضع برای بت‌ها، پشتیبانی فکرشان را از آنان می‌خواستند و در جواب به ابراهیم گفتند: بت‌ها را می‌پرستیم و مواظب عبادت آنان می‌باشیم.

ابراهیم در سؤالات خود پیروز شده‌بود. ابراهیم مانند پزشکی بود که به فکر درد است تا دوا را بیان کند و یا مانند قاضی بود که می‌خواهد مجرمین، به ارتکاب جرم اقرار کنند و اعتراف نمایند که جرم را مرتکب شده‌اند؛ لذا ابراهیم در بحث خود دایره‌ی جدال را تنگ تر می‌کرد و در یک مطلب، موارد اختلاف را جمع می‌کرد و آن‌گاه که اساس مطلب آنان سست می‌شد و ارکان آن درهم فرومی‌ریخت و پوچ بودن آن روشن می‌گردید، تسلیم دلیل او می‌شدند و در این موقع ناگزیر بودند که از ابراهیم پیروی کند و راه فراری از فرمانبرداری ابراهیم نداشتند. ابراهیم مرتباً عقاید و آراء فاسد آنان را عنوان می‌کرد و از آنان انتقاد می‌نمود و فساد آن را آشکار می‌ساخت و به آنان می‌گفت: آیا آن‌گاه که به پرستش بت‌ها روی می‌آورید، حرف شما را می‌شنوند؟ آیا آن‌گاه که به اطاعت اینان همت می‌گماری و اقدام می‌نمایی، شما را می‌بینند؟ آیا برای شما نفع دارند یا ضرر؟

راستی که چه‌قدر تقلید بد است و چه‌قدر نقشه‌های شیطان دقیق است که به تدریج ملت را به کفر پدرانشان کشانده و در شرک، آنان را به جریان انداخته‌است. عبادت مجسمه را برایشان زینت داده و آنان پیشانی خود را برای بت به زمین می‌گذارند.

راستی این مردم چه‌قدر نادانند که اعتقاد دارند بر طریق حق هستند و در پیروی مذهب خویش می‌کوشند و با پیروان حق برای باطل بحث و مجادله می‌کنند ولی مطالبی که می‌گویند چه‌قدر بی‌اساس و پاسخ‌های آنان چه‌قدر ضعیف است. آنان در مقابل استدلال ابراهیم و سؤالات او گفتند: ما پدران خود را در عبادت بت‌ها یافتیم!

خداوند ابراهیم

مخالفین ابراهیم اقرار کردند که بت‌ها حاجت‌هایشان را نمی‌شنوند و مالک ضرر و نفعی نیستند و اعتراف کردند که فقط به جهت پیروی از نیاکان خود به عبادت پرداخته‌اند. با این بیان، تکامل دینی قوم خود و طریق هدایتشان را دلیل پیروی از بت و برحق بودن خویش، قرار دادند. آنان معتقد بودند که باستانی بودن بت، دلیل این است که بت شایسته‌ی احترام و مسنحق تعظیم است. بدین‌طریق ثابت کردند که از نظر صحیح به دور و از فکر خوب بر کنار می‌باشند.

ابراهیم به آنان گفت: بدون تردید شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری بوده‌اید.

به ابراهیم گفتند: آیا نقص‌تراشی تو برای خدایان ما و بدگویی از بت‌های ما را از روی اراده انجام می‌دهی و یا این‌که شوخی می‌کنی؟

ابراهیم در پاسخ به آنان گفت: من حرف بی‌فغایده نمی‌زنم. حرف من جدی است؛ زیرا من با دینی استوار آمدم. من با هدایت و حق آشکاری به سوی شما فرستاده شدم. آن ‌خداوندی که سزاوار عبادت است، خالق آسمان‌ها و زمین و اراده کنند‌ی امور جهان و حافظ وضع زمین و آسمان است؛ ولی این بت‌هایی که شما می‌پرستید، مالک نفع و زیانی نیستند. این‌ها سنگ‌های زمخت و چوب‌های تکیه یر دیوارند. برای شما لازم است از عبادت این اجسام پرهیز کنید. خود را از تواضع برای این‌ها کنار کشید و از فتنه‌ی شیطانو گمراه کردن او بترسید. با عقل خود فکر کنید و با چشم خود ببینید؛ به امید آن‌که هدایت گردید.

فراموش نکنید؛ من در دوری از عبادت بت بر شما سبقت گرفتم و قبل از شما به کناره‌گیری از آن‌ها مبادرت ورزیدم؛ اگر این کار ضرری داشت، به من زیانی می‌رسید و اگر بت‌ها مالک چیزی بودن، مرا هدف قرار داده‌بودند. باید نگاهی به خدایان خود و پدران گذشته‌ی خویش کنید و بدانید که این خدایان غیر از خداوند یکتا، دشمن من هستند. خداوند جهانیان مرا خلق کرده و هدایتم می‌کند. خداوندی که مرا غذا می‌دهد و مریضم می‌نماید و آن‌گاه که بیمار گردیدم، شفایم می‌دهد. آن‌خداوندی که مرگم می‌دهد و سپس زنده‌ام می‌گرداند. آن خداوندی که من طمع دارم روز قیامت گناهم را ببخشد.