بغض ساحل
جمعه 10 تیر 1390 7:46 AMمرگ
در چشمان آبي
بخار مي شود
زورق تنهايي به ساحل نسپار
مرگ سوي خليج سر مي خورد
دستت اگر ليز مي خورد
ميان چند شيشه
ناچار
بريده تر مي روي
پر و بال مي خواي؟
آسمان همين جاست!
فراسوي بغض ساحل
ميان حجم خالي كوه
ستاره هايش
معكوس شناورند.