نوزاد بشيرونذير 

تولّدگشتی ومشک وختن شد

زسوی ربِّ حق نامت حسن شد

به باغ احمدی چون پا نهادی

سراسر لاله زار و یاسمن شد

سریر رحمتی در بیت محمود

منوّر کعبه و دشت و دمن شد

تو بدر نیمه ی ماه خدائی

امیرالمؤمنین صاحب  ثمن شد

زفیض بارش رحمت، مدینه

صدف پرورده ی، نو گُل بدن شد

تو نوزاد بشیری و نذیری

مدینه وادی سرو چمن شد

تو فرزند سراجی و منیری

ملائک درسرورت هم سخن شد

توخضراُمتی در صدر اسلام

که تسبیح امامت در رسن شد

مُـهیّا کربلا با صلح سُرخَـت

منافق مشت محکم بر دهن شد

ز بَعدِ مُرتضی، رأسِ امامت

حسن برحق شدو مولای من شد

چه خوش حقت ادا شد در مدینه

تَـنَت گلگون کفن، گلگون کفن شد