پاسخ به:معقول میان محسوس
شنبه 4 تیر 1390 7:32 PMمعقول میان محسوس ( 3)
از جمله مباحث نسبتاً مهمی كه در باب فلسفه اسلامی و نقد و بررسی آن مطرح می شود، پاسخ به این سؤال است كه «آیا فلسفه اسلامی هویتی مستقل از فلسفه یونانی دارد؟ این موضوع به نحوی مرتبط با تمام مسائل مطرح شده در فلسفه اسلامی است و از آنجا كه هماره مورد مناقشه و گفت وگوی اندیشمندان و مورخان فلسفه و مستشرقان بوده ، پاسخ به آن كنكاشی جدی را می طلبد.
اما در این میان تفسیر عرفا از «توحید» حائز ویژگی خاص و جالب توجهی است؛ چرا كه توحید نزد اینان نه تنها نفی هرگونه شریك در ذات خداوند و نفی هرگونه معادل و مشارك در صفات و نفی هرگونه مددكار در افعال وجودی است، بلكه اساساً آنها توحید را مستلزم نفی هرگونه وجودی غیر از وجود حق تعالی می داند. هرچند عرفا «وحدت وجود» را نشأت گرفته از معارف قرآن كریم و ظهور آیات و احادیثی از پیامبر و امامان می دانند اما به دلایلی تاریخ این بحث در تفكر اسلامی همراه با فراز و نشیب های بسیاری بوده است. این مقاله بررسی و پژوهشی است حول این مسأله كه در طول تاریخ تفكر اسلامی چرا فرق گوناگون فقهی و كلامی به موضع گیری های متفاوتی در برابر نظر عرفا پرداخته اند.برای هر فرد دین دار كه مذهب و مكتب خود را محققانه بررسی كند دغدغه «روش شناخت» وجود دارد و نحوه رویكرد به دین و مذهب نزد او از اهمیت خاصی برخوردار است. این مسأله در دین اسلام كه وحی را از جمله منابع شناخت معرفی كرده، خود را در دو زمینه اساسی نشان می دهد: ۱ روش استنباط و بهره وری از وحی. ۲ ارتباط شناخت های حاصل از وحی با شناخت هایی كه از طرق دیگر به دست آمده اند. چگونگی پاسخ و موضع گیری ما در برابر این دو زمینه، مكاتب گوناگونی را در شناخت اسلام در طول تاریخ تفكر اسلامی به وجود آورده است كه از دو مكتب اتحادی و مكتب تفكیك به عنوان دو نحله فكری متمایز در این باب می توان نام برد. وجه اصلی مقاله هفتم كتاب یعنی «بررسی و نقد مكتب تفكیك» توضیح و بررسی مبانی این دو مكتب می باشد.
الف نگرش اتحادی
این دیدگاه قائل به اتحاد دستاوردهای عقل، قلب، وحی و سازگاری آنهاست؛ یعنی هر سه منبع شناخت و به عبارتی سه ابزار شناخت اند كه گرچه هر كدام حیطه ای خاص و مرزی لازم الرعایه است، اما استنتاجات و استنباطات این سه راه در موارد انطباق حوزه های معرفتی مثل مسایل هستی شناسی، نه تنها با یكدیگر سازگاری دارند، بلكه مؤید یكدیگر نیز می باشند. این یكی از اصول بسیار مهم این دیدگاه می باشد كه در فلسفه و حكمت و كلام و تفسیر و مباحث روایی كاربرد فراوان دارد. از جمله اصول این نگرش یعنی اتحاد قرآن، برهان و عرفان می توان به موارد زیر اشاره كرد: الف نقش اساسی عقل در هر سه زمینه. ب تقدم نتایج براهین قطعی عقلی بر ظواهر وحیانی و نه نصوص قطعی وحیانی (در موارد تعارض ظاهری). ج عدم حجیت آحاد در غیر فقه و احكام عملی. د مطابق این بینش در تفسیر قرآن ضمن تأیید فهم ظواهر آیات، با اعتقاد به ذو ذوات بودن قرآن از نتایج دو حوزه قبل نیز برای تفسیر و فهم استفاده می شود. ه در احكام شرعی و فروع عملی شریعت، این نگرش مكتب اصولیان را تأكید كرده كه نمایانگر اعتقاد ایشان به نقش علوم قطعی در استنباط از منابع احكام است.
ب نگرش تفكیكی
به باور معتقدان به این نظر تا هنگامی كه به اسلام به نحو «خالص» و فارغ از دستاوردهای علوم بشری ننگریم و آنها را جدا لحاظ نكنیم به جوهر دین دستیابی نخواهیم داشت. به عبارت دیگر رهایی از مدركات ذهنی و پیش فرضهای ناشی از معارف بشری، در جریان شناخت اسلام نه تنها ممكن است، بلكه لازم و ضروری است. در اینجا به نحو اختصار به برخی از اصول این دیدگاه اشاره می كنیم:
۱ تفكیك سه جریان وحی و عقل و كشف به عنوان سه راه و روش معرفت و مكتب شناسی مباین و بیان جدایی در مدلولات این سه طریق؛ و هدف نگرش خالصانه به هر كدام از این سه برای پی بردن به ابعاد و اعماق شان.
۲ طرد تأویل به معنای كوشش برای سازگار نمودن دین با نتایج علوم و آراء و عقاید مردمان و عاملی جهت از میان بردن خلوص مكتب و پوشاندن اهداف و مفاهیم اصیل آن و خلط آن با معارف دیگر.
۳ التزام به آیات و روایات در اصول دین و تعبد در معارف اگرچه به حدود و ثغور این التزام اشاره نشده و مسأله ای مبهم است.
۴ توجه رهبران این نگرش به سیر تاریخ تمدن اسلامی و تلاش در معرفی تفكرهای مختلف فرق گوناگون كه در بستر این فرهنگ رشد یافته اند.
از جمله ایراداتی كه به نحو بارزی در باب این دیدگاه و رویكرد چه به نحو نظری و چه عملی، وارد می باشد؛ می توان به موارد ذیل اشاره كرد: الف خلط دو مقام ثبوت و اثبات در جریان های سه گانه معرفتی. ب استحاله تكلیف به حذف جمیع معلومات و اصول پیشین (هرچند قطعی و عقلی) در جهت فهم آیات و احادیث. ج غیرممكن و غیرعملی بودن طرد یكباره تأویل. د ابهام و عدم توضیح كافی درباره موارد تعارض عقل و نقل. ه عدم ضمانت این مكتب برای رفع جمیع اختلافات. و عدم توفیق عملی این مكتب در آثار رهبران و رهروان این مكتب.