معقول میان محسوس    (2)

از جمله مباحث نسبتاً مهمی كه در باب فلسفه اسلامی و نقد و بررسی آن مطرح می شود، پاسخ به این سؤال است كه «آیا فلسفه اسلامی هویتی مستقل از فلسفه یونانی دارد؟ این موضوع به نحوی مرتبط با تمام مسائل مطرح شده در فلسفه اسلامی است و از آنجا كه هماره مورد مناقشه و گفت وگوی اندیشمندان و مورخان فلسفه و مستشرقان بوده ، پاسخ به آن كنكاشی جدی را می طلبد.

نظر او درباب ربط عالم كثرت به واجب الوجود را می توان چنین بیان كرد:

۱ در موجودات مجرد آن مجردی كه اعطای غایت می نماید همان است كه وجود و صورت اعلا می نماید، زیرا این هر دو در مجردات برابرند.

۲ در مورد نحوه ارتباط كثرات عالم ماده به واجب، ابن رشد سعی دارد در ضمن تحلیل تمام كثرات عالم ماده را به امر واحدی بازگرداند و این امر واحد را معلول واجب می داند. او ظاهراً نظریه افاضه موجودات را كنار می نهد و عالم ازلی را در جانب وجود ممكن نمی بیند تا آن را محتاج خالق بداند، اما همین عالم مادی ازلی را از وجهی دیگر محتاج می بیند و آن ربط و پیوند بین ماده و صورت در عالم مادی است كه ضامن موجودیت و تشخص آنهاست؛ «معطی الرباط معطی للوجود» . این ربط را قوه ای برقرار می كند كه پیوند دهنده صدر به هیولاهای اشیاست، امری است واحد و وحدانی كه جامع كثرات است، یعنی جامع كثرات عالم و ضامن ارتباط آنها با واجب.در مقاله چهارم به نقد و بررسی یكی از جریان های فلسفی اسلامی پرداخته می شود كه شامل تحلیل مختصر در باب گرایش های غیراصالت وجودی پس از صدر المتألهین می باشد. بحث مختص به تجزیه و تحلیل آراء و عقاید و جریان های مربوط به ناقدان حكمت متعالیه و مخالفان اندیشه صدرایی در حیطه اصل اساسی این مكتب یعنی اصالت وجود می باشد. به طور خلاصه رأی نمایندگان این مكاتب را در۳ گروه می توان تقسیم كرد. الف قول به اصالت ماهیت و وجود (در طول یكدیگر)، مكتب ملا رجبعلی تبریزی و تابعان. ب قول به اصالت ماهیت و وجود (در عرض یكدیگر)؛ مكتب شیخ احمد احسایی و ج قول به اصالت ماهیت و اعتبارات وجود: مكتب قاضی سعید قمی و حائری مازندرانی.

ملا رجبعلی تبریزی (م ۱۰۸۰ ه .ق): از اولین پیشگامان قول به اصالت ماهیت پس از ملاصدرا می باشد كه از اتباع مشاعیان و شاگرد میرفندرسكی محسوب می گردد. وی علاوه بر اختلاف در مبانی فلسفی ملاصدرا (در مباحث اصالت وجود و اشتراك معنوی وجود و ...) در نفی وجود ذهنی و حركت جوهری و دیگر فروع فلسفی نیز با او اختلاف دارد.

قاضی سعید قمی (۱۱۰۷ ه . ق): از شاگردان ملارجبعلی تبریزی و ملامحسن فیض كاشانی، در آثار او تأثیرات این ۲ استاد از منهج اصالت ماهوی او و نیز شیوه عرفانی حل و بحث مسائل كه گاه چندان با هم سازگاری نداشته، هویداست. او در بعد اصالت ماهیت و ارائه ادله و شواهد به آن بیشتر تابع ملارجبعلی است.

شیخ احمد احسایی: (۱۲۴۱ه .ق) از قول به اصلین یعنی اصالت وجود و اصالت ماهیت دو تقریر می توان ارائه داد كه یكی مربوط به شیخ می باشد. به این تقریر كه: اعتقاد به دو اصل مستقل از یكدیگر است، به نحوی كه به صورت تركیب انضمامی در كنار یكدیگر قرار داشته و از هر كدام مفهومی به ذهن انسان منتقل می گردد، همان طور كه در یك شیء مركب از جوهر و عرض یا ماده و صورت (به فرض تركیب انضمامی آنها) می توان به امر واقعی نایل شد و دو مفهوم را انتزاع كرد. در تحلیل واقعیت خارجی می توان دو مفهوم ماهیت و وجود را انتزاع كرد.

محمد صالح حائری مازندرانی (سمنانی): او از جمله حكمای معتقد به اصالت ماهیت است و در آثار خود از جمله «حكمت بوعلی» به دفاع از این نظریه پرداخته به نظر ایشان مذاق ابن سینا مطابق دیدگاه اصالت ماهوی می باشد و در جای جای اثر خود به نقد مبانی و دلایل اصالت وجود و نیز تفسیر وجودی از مبانی و مباحث فلسفی پرداخته اند. وی به پیشنهاد برخی رساله ای در جواب كتاب «بدایع الحكم» آقا علی حكیم كه در آن فصولی به اصالت وجود و توالی آن اختصاص یافته، پرداخته، هرچند نامی نه چندان محترمانه به آنها داده است.تقریر دوم از قول به اصلین: وجود و ماهیت دو مفهوم متساوقند كه به نحو یكسان بر واقعیت خارجی قابل تطبیق اند و حیث صدق هر ماهیت با وجود آن یكی است، همان طور كه وحدت و وجود یا فعلیت و وجود هر دو با چند مفهوم مساوق بر مصداقی واحد از جهت واحد منطبق می شوند. لذا می توان به نحوی به اصالت هر دو قایل شد واقعیت را مصداق بالذات هر دو دانست. قائلین به این قول معتقد ند كه مقصود ملاصدرا نیز از اصالت وجود همین تعبیر بود و نه تفسیر رایج از اصالت وجود، زیرا عبارت صریح او در كتاب المشاعر این است كه: وجود و ماهیت در عالم خارج عین یكدیگرند ولی مفهوماً به اعتبار ذهن متمایز ند و نیز بالعرض بودن ماهیت كه در كلمات ملاصدرا یافت می شود به این معنی نیست كه ماهیت در خارج حقیقت موجود نیست بلكه به این معنی است كه وقتی ذهن آن را تحلیل كرد و از وجود جدا كرد، در ظرف این تحلیل آن را از وجود و عدم می بیند و موجودیت اگر بخواهد بر آن حمل شود به عرض وجود است و موجودیت وصف وجود است بالذات و وصف ماهیت است بالعرض. (نظیر رابطه بین جسم طبیعی و جسم تعلیمی.)بررسی اجمالی مسأله وحدت وجود موضوع پنجمین مقاله از این كتاب است. شكی نیست كه محور اساسی اندیشه اسلام اصل توحید و اعتقاد به كلمه طیبه «لااله الا الله» است. اما در باب تفسیر این حقیقت سخن ها گفته شده. تعبیر غالب متكلمان از توحید به عنوان «نفی شریك از ذات واجب» است و سپس در مراحل دیگر به انضمام توحید افعالی در نزد اشاعره. (همراه با نظریاتی مثل كسب وعاده الله) و نیز توحید صفاتی در نظر معتزله (همراه با نظریه نیابت) و توحید ذاتی و صفاتی و افعالی هر یك یا تفسیری خاص نزد متكلمان امامیه در تاریخ تفكر اسلامی مطرح شده است.