گل میخک با دیدن چکش پژمرد
——————————-
جاده ی متروک دیر گاهیست مقصد را از یاد برده است.
——————————–
وقتی پایم پیچ خورد خفه شد
—————————-
آبشار در اوج زیبایی سقوط می کند.
————————————-
خوابگاه شب لبریز از هماغوشی پلکهاست.
—————————————–
عمری در قطار زندگی محکوم به پیاده روی بودم.
————————————-
سر حرف را که میبندی، سر سکوت باز میشود.
—————————————–
گاهی برای خودت هم دستی تکان بده.
————————————-
باران به سقوطش میگرید.