آفتاب يکي از روزهاي سال 1345 در روستاي کمک از توابع سيستان درخششي ديگر داشت گويا او نيز با تولد نوزادي که بعدها جان عزيزش را در راه اعتلاي دين خدا نثار مي‌کند، خوشحال بود و به اهل خانه‌اش تبريک مي‌گفت. نوزادي که هم نشاني از محمد (ص) داشت و هم از علي (ع)، محمدعلي، چه نيکو انتخابي، تحصيلات راهنمايي را با موفقيت پشت سرگذاشت. شور و شوق دفاع از انقلاب اسلامي او را بر آن داشت تا به عضويت در بسيج به خيل شيران بيشه جبهه حق بپيوندد و با غرش مردانه‌ي خود زهره از دل روبه صفان مزدور عراقي ببرد. چندين مرتبه به مصاف دشمن زبون رفت و قبل از آخرين اعزامش به جبهه‌هاي نور عليه ظلمت به عضويت سپاه درآمد و پس از آن با عزمي استوارتر از پيش در منطقه‌ي مريوان به شکار مزدوران رفت و پس از پيکاري ديدني و به جهنم فرستادن تعداد زيادي از مزدوران شيطان به ديار معبود شتافت.