بررسی داستان اصحاب كهف از دیدگاه غیر مسلمانان
سه شنبه 31 خرداد 1390 10:53 AMبیشتر روایات و سندهاى تاریخى برآنند که قصه اصحاب کهف در دوران فترت ما بین عیسى ( علیه السلام ) و رسول خدا ( صلى اللّه علیه و آله و سلم ) اتفاق افتاده است ، به دلیل اینکه اگر قبل از عهد مسیح بود قطعا در انجیل مى آمد و اگر قبل از دوران موسى (علیه السلام ) بود در تورات مى آمد، و حال آنکه مى بینیم یهود آن را معتبر نمى دانند. هر چند در تعدادى از روایات دارد که قریش آن را از یهود تلقى کرده و گرفته اند. و لیکن مى دانیم یهود آن را از نصارى گرفته چون نصارى به آن اهتمام زیادى داشته آنچه که از نصارى حکایت شده قریب المضمون با روایتى است که ثعلبى در عرائس از ابن عباس نقل کرده . چیزى که هست روایات نصارى در امورى با روایات مسلمین اختلاف دارد:
اول اینکه مصادر سریانى داستان مى گوید: عدد اصحاب کهف هشت نفر بوده اند، و حال آنکه روایات مسلمین و مصادر یونانى و غربى داستان آنان را هفت نفر دانسته اند.
دوم اینکه داستان اصحاب کهف در روایات ایشان از سگ ایشان هیچ اسمى نبرده است .
سوم اینکه مدت مکث اصحاب کهف را در غار دویست سال و یا کمتر دانسته و حال آنکه معظم علماى اسلام آن را سیصد و نه سال یعنى همان رقمى که از ظاهر قرآن برمى آید دانسته اند. و علت این اختلاف و تحدید مدت مکث آنان به دویست سال این است که گفته اند آن پادشاه جبار که این عده را مجبور به بت پرستى مى کرده و اینان از شر او فرار کرده اند اسمش دقیوس بوده که در حدود سالهاى ۲۴۹ – ۲۵۱ م زندگى مى کرده ، و این را هم مى دانیم که اصحاب کهف به طورى که گفته اند در سال ۴۲۵ و یا سال ۴۳۷ و یا ۴۳۹ از خواب بیدار شده اند پس براى مدت لبث در کهف بیش از دویست سال یا کمتر باقى نمى ماند، و اولین کسى که از مورخین ایشان این مطالب را ذکر کرده به طورى که گفته است جیمز ساروغى سریانى بوده که متولد ۴۵۱ م و متوفاى ۵۲۱ م بوده و دیگران همه تاریخ خود را از او گرفته اند، و به زودى تتمه اى براى این کلام از نظر خواننده خواهد گذشت .
اصحاب کهف در متون کهن مسیحی و توجه خاورشناسان
در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی آمده است: در متون مسیحى کهن، داستان اصحاب کهف با مضامینى کاملاً قابل مقایسه با مضامین اسلامى دیده مىشود، بدانگونه که نه تنها مىتوان خطوط کلى داستان قرآنى را در پرداختهای مسیحى بازیافت بلکه بخش تفصیلات داستان در روایات و تفاسیر اسلامى نیز با پرداختهای مسیحى قابل مقایسه است.
اصحاب کهف و مقایسه آن با نمونههای مسیحى و همچنین تطبیق آن با برخى دانستههای تاریخى، توجه خاورشناسان را به خود جلب کرده است، چنانکه از زوایای مختلف درباره این موضوع به تحقیق پرداختهاند.
برای نمونه ماسینیون با نگاهى بر روایات اسلامى و مسیحى به بررسى جایگاه اصحاب کهف در میان گروههای قومى گوناگون به ویژه از نظر تصویرنگاری ایشان عنایت داشته و طى یک سلسله مقالات به تفصیل به این مطلب پرداخته است
از سویى دیگر یونگ با مقایسه داستان اصحاب کهف و داستان خضر نبى، به موضوع تجدید حیات و عمر دوباره یافتن نظر داشته است .
منشأ زبان شناختی در کشورهای اسکاندیناوی، آلمان، مجارستان و ولز
واژه sjusovare یا syv sover که در کشورهای اسکاندیناوی سوئد، نروژ و دانمارک کاربرد داشته ریشه در داستان اصحاب کهف از افسوس دارد و به معنای کسی است که سخت و طولانی خوابیده است.
واژه “Siebenschl?fe” در زبان آلمانی و “hétalv?” در زبان مجاری نیز معنایی شبیه به کاربرد مشابه در اسکاندیناوی دارد. این واژه ویژگی فردی را توصیف می کند که معمولا خواب طولانی داشته و دیرتر از زمان لازم از خواب بیدار می شود.
در دامنه واژگان ولزی نیز واژه “saith cysgadur” در داستان بلند ریز لوئیس نوشته دنیل اوون در سال ۱۸۸۵ به کار برده می شود و اشاره به فردی دارد که خواب طولانی داشته است.
اصحاب کهف در ادبیات قرون وسطی
توصیف شرایط و وضعیت اصحاب کهف، قرن شانزدهم در فرهنگ کلیسای پروتستان عمومیت یافت و جان دون از شعرای قرن شانزدهم شعری در این رابطه سروده است.
در دوره روشنگری اشاره به داستان اصحاب کهف چندان فراگیر نبود اما شرح این داستان با ظهور عصر رومانتیسیزم احیا شد. اشاره به این داستان در آثاری از تومان دی کوئنسی، شعری از گوته، داستانی از واشنگتن ایروینگ و اچ جی ولز به چشم می خورد.
ظهور داستان اصحاب کهف در ادبیات دوران مدرن
دانیلو کیس نویسنده صرب – کرووات داستان اصحاب کهف را در قالب یک داستان کوتاه در کتاب خود با عنوان دانشنامه درگذشتگان روایت کرده است.
این داستان در دو کتاب سوزان کوپر نیز روایت شده است.
گیلبرد موریس در مجموعه داستانهای اصحاب کهف رویکرد مدرنی به این داستان داشته و با الهام از آن داستانی مشابه نقل کرده است.
منبع:سراج