انقلابی درونی با یك آیه
سه شنبه 31 خرداد 1390 10:20 AMعلامه مجلسی (ره) مینویسید: وقتی آیه :
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ لَها سَبْعَهُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ.»[1]
«بدرستیكه جهنم وعدهگاه گمراهان است. برای آن است هفت در برای هر در از آن گمراهان، جزئی تقسیم شده است.»
نازل شد. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ گریه شدیدی كرد. صحابه هم از گریه آن حضرت گریه كردند، بدون اینكه بدانند جبرئیل چه آورده و رمز گریه پیغمبر چیست. كسی هم توانایی سخن گفتن با آن حضرت نداشت و از عادات پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ این بود كه هر زمان فاطمه را میدید مسرور میگردید. از همین رو سلمان رهسپار خانه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ شد. وقتی وارد گردید، دید مقداری جو پیش روی فاطمه ـ سلام الله علیها ـ است و مشغول آرد كردن آن میباشد و این آیه را میخواند.
«وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ وَ أَبْقى.»[2]
«آن چیزی كه نزد خداست بهتر و پایندهتر میباشد.»
سلمان موضوع گریه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به فاطمه ـ سلام الله علیها ـ خبر داد و ایشان برخاست و لباس پوشید و به عزم دیدار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بیرون آمد...
فاطمه ـ سلام الله علیها ـ به پدر عرض كرد: ای پدر، فدایت شوم! چه چیز شما را گریانیده است؟ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن دو آیه را بر او خواند.
فاطمه ـ سلام الله علیها ـ از شدت اندوه به صورت در افتاد و صدای نالهاش بلند شد كه وای، وای بر آن كسی كه داخل آتش گردد.
در این حال سلمان نیز گفت: ای كاش برای اهلم گوسفندی بودم و آنان گوشت مرا خورده، پوست مرا پاره میكردند و من هرگز اسم آتش را نمیشنیدم.
ابوذر گفت: ای كاش مادرم نازا بود و مرا نمیزایید و من هرگز اسم آتش را نمیشنیدم.
مقداد گفت: ای كاش پرندهای بودم كه در بیابانهای دور دست به سر میبردم و حساب و كیفری نداشتم و ذكر آتش را نمیشنیدم.
علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
ای كاش درندگان گوشت مرا پاره پاره كرده و ای كاش از مادر متولد نشده بودم و نام آتش را نمیشنیدم. سپس دست روی سر گذاشت و شروع به گریه كرد و میگفت: آه، از دوری راه و كمی توشه در سفر قیامت. گناهكاران به سوی آتش میروند و بسرعت داخل دوزخ میشوند...
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . سوره حجر، آیه 43 و 44.
[2] . سوره قصص، آیه 60.
اندیشه قم