-
 
ببهلول و دزد: گويند روزي بهلول كفش نو پوشيده بود داخل مسجدي شد تا نماز بگذارد در آن محل مردي را ديد كه به كفش هاي او نگاه مي كند فهميد كه طمع به كفش
او دارد ناچار با كفش به نماز ايستاد آن دزد گفت با كفش نماز نباشد. بهلول گفت ، اگر نماز نباشد كفش باشد

شخصي از بهلول پرسيد: مي تواني بگوئي زندگي آدميان مانند چيست؟
بهلول جواب داد: زندگي مردم مانند نردبان دو طرفه است که از يک طرفش سنّ آنها بالا مي رود واز طرف ديگر زندگي آنها پائين مي آيد.