آقاهه مي خواسته ميخ به ديوار بکوبه ميخو سروته نگه داشته بوده. غضنفر بهش مي رسه مي گه بابا اين ميخ که مال ديوار روبروييه!
*****
 غضنفر كفترشو گم مي كنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!