عده اي از دوستان قوچعلي سوار آسانسوري شدند و چون بلد نبودند آن را كار بياندازند همانطور ساكت در آسانسور ايستادند. بعد از مدتي نسبتا" زياد مرد شيك پوشي وارد شد و بلافاصله دكمه اي رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن كرد, يكي از دوستان قوچعلي فرياد زد: براي سلامتي آقاي راننده, صلوات بلند!
*****
غضنفر سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟
****