پاسخ به:فقط عشق
شنبه 2 دی 1391 12:41 AM
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از زنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا زتو دورش سازم
زنوای جلوه امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله میلرزد میرقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من