پاسخ به:هنرهای اسلامی :وجود و ماهيت هنر اسلامي
یک شنبه 22 خرداد 1390 5:34 PM
وجود و ماهيت هنر اسلامي
دکتر حسن بلخاری
مناقشات مختلفي که در وجود و ماهيت هنر اسلامي از سوي محققان غربي و شرقي وجود دارد به دو دسته کلی تقسیم می شود
1ـ افرادي که وجود هنر اسلامي را انکار ميکنند.
2ـ افرادي که در ماهيت هنر اسلامي تشکيک ميکنند.
الف) منکران هنر اسلامی
متفکران دسته اول در دو بعد تحقيق کرده اند: در منشأ و رويکرد .
افرادي که از بعد منشأ، هنر اسلامي را رد ميکنند معتقدند که اگر ايران، بيزانس، شمال آفريقا، هند و ... را حذف کنيم چيزي از هنر اسلامي باقي نميماند. ريشة اين هنر يا ايران است يا بيزانس و یا ... و نژاد اصيل ندارد.
دستة دومي که از بعد منشأ، هنر اسلامي را رد ميکنند معتقدند که عرب فاقد ذوق هنري است- عربي که قبل از ظهور اسلام حتي بت هايش را هم سفارش ميدهد تا برایش بسازند.پس در اين تمدن ريشهها و بنيانهاي هنري وجود ندارد.
کسان دیگری، چون اتینگهاوزن، با مقایسه حضرت محمد و عیسی و سالکی چون بودا، بر آن شدند که زندگی پیامبر اسلام فاقد رمز و راز است و، به همین دلیل، اسلام را عاری از رمزها و نمادهایی که بنیان القائات و الهامات شمایل نگاریاند دانستند.
این گروه معتقدند که عیسی پیغمبر راز است، سراسر زندگی او، از تولد تا مرگ، با راز همراه بوده است.
و هنگامي که بودا به دنيا آمد سخن گفت و گفت خداوند مرا براي نجات بشر فرستاده است و در متن جنگل که نشان باکرگی خداوند است گام برداشت و روي دو پاي خود ايستاد و با هر گام بوداي کوچک يک نيلوفر روييد.
آنها میگویند پيغمبر اسلام، در زندگیاش رازآمیز نیست، همه چیز آشکار و واضح است و هنگامي که از او ميخواهند مرده زنده کند و يا مانند موسي يد بيضا نشان دهد ميگويد: برادرم موسي دنيا را با چشم چپ ميديد، برادرم عيسي با چشم راست ميديد، و من با دو چشم ميبينيم.
این پيغمبر نه بحري ميشکافد، نه مرده زنده ميکند (فقط فقط يک مورد شقالقمر).
پيغمبري که فاقد راز باشد دينش هنر ندارد چون جنس هنر راز است. هنر سخنراني نيست، هنر قرار نيست ناظر را به مقام تشنگي برساند. اثر هنري يعني اينکه مخاطب را با خود درگير کند و آغاز يک قرائت متن گشوده باشد. بر اين اساس اين دين نميتواند مبنایي براي القائات شمایل گرایانه باشد.
و دیگر، کساني معتقدند اسلام مملو از احکام نفی هنر است؛ مثل اينکه تصوير حرام است، موسيقي حرام است. آنها معتقدند هيچ ديني چون اسلام بر هنر سخت نگرفته است و هيچ ديني هنرمندان را تا این حد تار و مار نکرده است.
(تري آلن- 5 مقاله در هنر اسلامي)
ب) مشکّکان در ماهيت هنر اسلامی
هنر چيز ديگري را روايت ميکند هنر سنتي هنر بازتابي است هنر آيينهگون است و هنرمند شخصيتش استحاله ميشود در چيزي که قرار است روايت کند. او مني قائل نيست که در جلوهگري اثر هنري نامش را روايت کند؛ به همین جهت 70% هنر سنتی امضا ندارد. به طور مثال، نقاشي چينی اصولی دارد که یکی مهمترین آن اصل مراقبه است: 48 ساعت در متن طبيعت تعمق کردن به قسمي که طبيعت در جان تو مينشيند، دست تو قلم طبيعت است چون بر بوم مينگارد. لائوتسه ميگويد: کسي ميتواند آب را روايت کند که سرشت آب را بفهمد و کسي ميتواند آب را ترسيم کند که سرشت آب را ادراک کند.
در قلمرو هنر سنتي و هنر شرقي، هيچ گاه هنرمند خود را روايت نميکند. هنر کشف است خلق نيست، مکاشفه است. هنرمند زيبايي را ظهور ميدهد خلق زيبايي نميکند.
اما در قلمرو هنر مدرن، بر اساس نظريه بيان، هنرمند خود را روايت ميکند.