پاسخ به:هنرهای اسلامی
یک شنبه 22 خرداد 1390 5:29 PMهنر اسلامي و تهذيب نفس
در هنر اسلامي هنرمند واقعيت يا حقيقتي را بازآفريني مي كند كه در واقع مي گويد اين چشمان من است كه زيبايي را مي بيند در آ فرينش هنري نمي توان نقش هنرمند را ناديده گرفت لكن تمام سعي هنرمند اين است كه ما را با كمالات آشنا سازد و جلوه هاي كمال الهي را بنماياند. آن هنر (هنر اسلامي) هنري است كه نفس را تهذيب مي كند هنري كه دل را مطمئن مي سازد. هنري كه به انسان قدرت خواندن مظاهر هستي را مي دهد و عكس هاي غيب و حق را منعكس مي سازد. ما اگر بتوانيم هنر را به مبدا اصلي خود برگردانيم و خصوصيات فلسفي و زيبايي آن را نشان دهيم، آنگاه پاسخ هاي ژرفي براي انسان ها يافته ايم، براي خودمان يا انسان هاي ديگر خارج از كشور. در اين صورت ما به آنها وسيله اي تقديم مي كنيم تا بتوانند خودشان را درك كنند و همچنين واقعيات و حقايق را با هنر مي توان راه صحيح زيستن را آموخت.
نياز انسان براي شناخت حق و وصول به آن، خود آفريننده و ايجاد كننده هنر است. اين نياز را روح هنرمند درك مي كند و سپس آن را به چشم و دست خود منتقل مي نمايد و در كاغذ، كتاب و تابلو منعكس مي سازد. هنر يك زبان باطني و داخلي است كه به واسطه آن آدم ها و روح هاي حساس و سبكبال باهم صحبت مي كنند، پس اگر كسي در دورترين نقطه عالم براي نياز خود در پي پاسخي باشد، ممكن است اين حاجت توسط هنرمندي در آن طرف دنيا برآورده شود.
در برخي از هنرها مثلادر موسيقي و بويژه در موسيقي ما مسئله حلال و حرام مطرح است.
البته هيچ كس نمي گويد شنيدن صداهاي طبيعي مانند آواي پرندگان يا زمزمه جويبار و يا حتي بعضي از آلات موسيقي حرام است. با اين وجود در حلال بودن تمامي انواع موسيقي نظرهاي مخالف وجود دارد وما مي دانيم كه برخي از انواع موسيقي روي اعصاب و روان آدمي و در جامعه تاثيرات منفي دارد. اين دوگانگي در همه چيز موجود است. همين گل قشنگ خار هم دارد. اما نادان كسي است كه فرق گل و خار را نداند. عارف هيچ گاه از طرف خارها آ سيبي نمي بيند، چون مي تواند انگشتان خود را به دقت حركت دهد و گل را از ميان خارها بردارد بدون اينكه حتي يك خار به دست او بخورد. اين امر در هنر هم صادق است. انسان پاكدل و پاك گوش و چشم اگر در دنياي پر از آواز حرام بنشيند، گوشش نمي شنود و اعتباري براي آوازهاي مفسده آور قائل نمي گردد در حالي كه اگر يك آهنگ پاك به سمع او برسد او بيدار مي شود و آن را مي شنود و به دنبال آن تمايل مي يابد بايد دل و گوشمان را پاك كنيم. آن موقع مي توانيم موسيقي دل ها را كه بالاترين موسيقي است و انسان را به خداوند دعوت مي نمايد (كمال مطلق) يعني همان زيبايي مطلق بشنويم و هنرمان را منطبق با آن نماييم ما نبايد از خارها بترسيم، از شر و پستي هراس نداشته باشيم چرا كه هنر آنها را شامل نمي شود بلكه اين امتحان است، آدم بايد از آن امتحان به خوبي گذر كند. نبايد از اين شر بترسد يا بلرزد بلكه با دل قوي بايد آن را برطرف سازد.
هنرهاي اسلامي شامل معماري، خطاطي، تزئين و زيباسازي و ... است كه نفس را تهذيب مي كند و به چشمها آرامش مي بخشد. هنر شعر و روايت نويسي در اسلام هست كه همين گونه تاثيرات را دارد علاوه بر اينكه به صورت صريحي درك والايي از زيبايي عقل و كمال را به شنونده مي دهد و او را بيدار مي نمايد و هنر ديني منبع وسيعي از انديشه و تفكر است كه توليدات آن مي تواند نجات بخش بشر بوده و او را به آرمان هاي والاو مقدس فطري و عقلي خويش نزديك سازد.
علي محمدي تودشكي
روزنامه رسالت، شماره 6464 به تاريخ 9/4/87، صفحه 18 (انديشه)