شعر اسلامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

در سه زبان مهم عربی، فارسی و ترکی به اوج رونق خود رسید. دو زبان دیگر در شعر اسلامی، زبان اردو و زبان بنگالی هستند.


شعر در صدر اسلام 

پس از ظهور اسلام، شعر و شاعری دچار رکود شد. قرآن، کسانی را که از شعرا تبعیت کرده‌اند، سرزنش کرده و آن‌ها را گمراه دانسته است.(۱۶:۲۲۴) البته این به آن معنی نبود که مسلمانان از شعر سرودن منع شده باشند؛ شاعرانی که به اسلام گرویدند مخضرم نامیده شدند. سرآمد شاعران مخضرم، حسان بن ثابت انصاری بود که زمان محمد و خلفای راشدین را درک کرد.

رکود شعر و شاعری در زمان خلفای راشدین نیز ادامه یافت؛ این خلفا سیاست سخت و خشنی را نسبت به شاعران پیش گرفتند؛ از یک سو این خلفا مدح و هجو و مباهات و قبیله‌گرایی را نکوهش می‌کردند و از سوی دیگر شاعران را از آوردن مضامین قدیمی فرهنگ عرب مانند شراب و زن در اشعارشان نهی می‌کردند. امویان پس از آن که به خلافت اسسلامی دست یافتند، در گسترش ادبیات و شعر سعی کردند و شعر درباری را گسترش دادند. در این دوره، هجا و مباهات در قالب غزل در میان شاعران شیوع یافت. همچنین ادبیات عرب به سوی عنصر عشق و شمشیر بازگشت کرد.

ابن‌خلدون نخستین کسی بود که شعر اموی را بر شعر جاهلی و نیز بر شعر صدراسلام برتری داد. در این دوره شاعرانی چون فرزدق، به مدح امویان و ذمّ دشمنان آن‌ها در قالب قصیده می‌پرداختند. شاعر دیگر الاخطل به شرابخوارگی می‌پرداخت و در وصف شراب شعر می‌سرود.

با ظهور عباسیان، حمایت دربار از استعدادهای شاعری افزایش یافت. در این دوره، مفاهیم اخلاقی از سرگرفته شد. شعر فلسفی با ابولعلاء معری به اوج استواری خود رسید. قصاید و غزلیات عرفانی نیز گسترش یافت. در عصر عباسی، عنصر شراب که پیش از آن نیز در ادب عرب اهمیت داشت، به هنری مستقل تبدیل شد و خمریه‌سرایی رواج یافت.

در اواخر عصر عباسی، بلاد اسلامی بر اثر حمله مغول‌ها و غلبه ترکان عثمانی به ضعف انجامید.