پاسخ به::: اشعار رضوی
سه شنبه 4 خرداد 1389 1:29 PMگاهی وقتا که دل من توی تنهایی میگیره
میرم و با چشم گریون بلیط مشهد میگیرم
گنبد زرد و قشنگش دلمو برده به غارت
دم در خیلی شلوغه همه از سختیا شاکی
یکی سینه خیز و خسته یکی با صورت خاکی
توی کفشداری که بودم نمیدونی چی دیدم
یکی داشت با گریه میگفت که این خاکا مرهم درده
قاطی خاکای اینجا خاکای کفش یه مرده
هر خونه تو کفشداری هاش شده منزل فرشته
نکنه یوسف زهرا کفششو اینجا گذاشته
تشکرات از این پست
papeli