پاسخ به:مطالب پزشکی
یک شنبه 18 اردیبهشت 1390 3:56 PMپژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه کالیفرنیا در تحقیقات خود بر روی موش ها دریافته اند که پیوند سلول های بنیادی مادر به جنین وی با اجتناب از رد سیستم ایمنی بدن، باعث افزایش سلول های سالم در مغز استخوان جنین می شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، اگر این آزمایش ها در انسان نیز جواب بدهد، پیوند سلول های بنیادی از مادر به جنین می تواند جنین را پس از تولد برای پذیرش پیوند مغزاستخوان از مادر خود یا یک اهدا کننده با مشخصات بافت مطابق با مادرش آماده کند.
بیماری هایی مانند کم خونی داسی شکل و تالاسمی بتا در نتیجه سلول های غیر عادی سلول های گلبول قرمز خون به وجود آمده و می توان آنها را با پیوند مغز استخوان درمان کرد؛ اما پیدا کردن مغز استخوان مشابه همیشه ممکن نیست و حتی در صورت پیدا کردن بافت مشابه، فرد گیرنده باید تا آخر عمر از داروهای سرکوب گر سیستم ایمنی استفاده کند.
دانشمندان این نظریه را بنیان گذاشته اند که پیوند سلول های بنیادی به جنین در رحم می تواند به حل این مشکلات کمک کند. آنها گمان می کنند که ممکن است سیستم ایمنی نارس جنین فریب این سلول های تازه وارد را خورده و آنها را به عنوان سلول های خود شناسایی کند.
این تحقیقات در حیوانات موفق بوده اما آزمایشات اولیه در انسان با شکست جدی روبرو شد. سلول های فرد اهدا کننده رد شده و قبل از اینکه جنین آنها را جذب کند مردند. هنوز هیچ توضیحی برای این مساله وجود ندارد.
به نظر می رسد که مقصر اصلی در این میان مادر باشد. دانشمندان دریافتند که زمانی که تزریق سلول های بنیادی خون سازی که با مادر یا جنین مطابقت نداشت انجام می گرفت، با هجوم سلول های سیستم ایمنی مادر به جنین مواجه می شد.
پزوهشگران علوم پزشکی در کشور استرالیا می نان نشان می دهد که افراد چاق بیش از دیگران به مشکلات سلامت روانی دچار می شوند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این مطالعه در موسسه تحقیقات سلامت و علوم اجتماعی راکمتون در دانشگاه کویینزلند مرکزی انجام شده است. محققان در این مطالعه داده های سلامت جسمی و روانی بیش از هزار و ۲۰۰ داوطلب استرالیایی را مورد بررسی قرار دادند.
این تحقیق نشان داد شرکت کنندگان چاق مسن تر که سن آنها بین ۴۵ تا ۵۴ ساله بود در مقایسه با همتایان سالم و دارای اضافه وزن خود بیشتر دچار مشکلات عاطفی می شوند و این مشکلات بر فعالیتهای شغلی و اجتماعی آنها تاثیرگذار است.
اگرچه مشخص نبود که چاقی عامل و یا معلول مشکلات سلامت روان آنها هست ، اما این افراد در یک ماه پیش از انجام مطالعه کمتر احساس آرامش می کردند.
این پژوهشگران می گویند: افراد چاق در زمینه سلامت جسمی خود به مشکل برمی خورند و مشکل سلامت جسمی می تواند به بر عزت نفس افراد تاثیر بگذارد و به اضطراب و افسردگی بینجامد.
در طرف دیگر مبتلایان به اضطراب و افسردگی قرار دارند که توانایی آنها در توجه به سلامت و ورزش و غذای سالم کمتر می شود.
در این موارد مشکلات روانی زودتر بروز می کند.
پژوهشگران بر این باروند که بسیاری از افراد چاق گرفتار چرخه ای می شوند که در این چرخه چاقی اضطراب را افزایش می دهد که باعث می شود فرد شیوه زندگی ناسالمی را در پیش بگیرد.
نتایج این تحقیقات در نشریه Australian Health Review منتشر شده است.
تحقیقاتی که پیش از این صورت گرفته بود نشان می داد افرادی که از افسردگی یا اضطراب رنج میبرند احتمال بیشتری وجود دارد که مبتلا به چاقی بوده و نیز سیگار بکشند، که این هر دو جزو عوامل خطر اصلی بیماریهای مزمن هستند.
دکتر تارا استرین و همکارانش از مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای آمریکا این مطالعه را روی ۲۰۰ هزار بزرگسال از ۳۸ ایالت آمریکا انجام دادند. در این بررسی از شرکتکنندگان پرسیده شده بود که آیا اخیرا دچار افسردگی بودهاند آیا تا به حال پزشک برایشان تشخیص افسردگی یا اضطراب را داده است؟ سوالات دیگر مربوط به عادت سیگار کشیدن، وزن و فعالیت جسمانی بوده است.
نتایج این مطالعه مشخص میکند ۷/۸ درصد پاسخ دهندگان در حال حاضر از افسردگی رنج میبرند، ۷/۱۵ درصد سابقه تشخیص افسردگی در گذشته را داشته و ۳/۱۱ درصد نیز در زمانی با تشخیص اضطراب، درمان میشدهاند.
بر اساس نتایج این مطالعه افراد افسرده یا کسانی که سابقه افسردگی داشتهاند، ۶۰ درصد بیشتر مستعد چاقی بوده و نسبت به افراد غیر افسرده دو برابر بیشتر اعتیاد به سیگار داشتهاند.
افراد مضطرب نیز نسبت به افراد غیرمضطرب، ۳۰ درصد بیشتر احتمال چاقی و نیز به میزان دو برابر بیشتر مستعد سیگاری شدن بودهاند. این مطالعه همچنان نشان داد افراد مبتلا به افسردگی و اضطراب توامان، بیشتر مستعد عدم فعالیت فیزیکی و ابتلا به الکلیسم شدید هستند.
در تحلیل نتایج این مطالعه به نظر میآید: ارتباط بین چاقی و افسردگی به چنددلیل پذیرفتنی است. ابتدا، به دلیل اینکه برخی از بیمارانی که اضافه وزن دارند به دلیل طرز برخورد اجتماع با مساله چاقی بیشتر مستعد افسردگی میباشند. این افراد از حضور در جوامع نیز به همین دلیل خودداری کرده و اعتماد به نفس خود را از دست داده که آن نیز خود روند افسردگی را تشدید مینماید.
از طرف دیگر عدم حضور این افراد در جامعه معمولا منجر به عدم تحرک بیشتر و استعداد بیشتر ابتلا به چاقی خواهد بود. در ضمن، ارتباط افسردگی و اضطراب با اشتها ارتباطی گاه متناقض میباشد، به این صورت که افسردگی میتواند موجب کاهش اشتها و کاهش وزن در برخی افراد شود، در حالی که برخی دیگر، بویژه افراد چاق، در هنگام افسردگی، یا اضطراب، بیشتر غذا خورده و اضافه وزن بیشتری پیدا میکنند.
نتایج مطالعات دیگر تاکید دارد که بیماریهای مزمن از قبیل دیابت و چاقی نیز خود از فاکتورهای خطر افسردگی محسوب میشوند. لذا بر این اساس باید تاکید کرد که اختلالات خلقی و اضطراب و بیماریهای مزمن متابولیک از قبیل چاقی و نیز عادات ناصحیح زندگی از قبیل کم تحرکی و مصرف سیگار در یک سیکل معیوب دو طرفه قرار دارند که دردرمان هر کدام از آنها بایستی به طرف دیگر نیز توجه کافی کرد.