پاسخ به:مجله عکاسی
پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 9:22 AM
عکسها از مد نمیافتند
وقتی از من پرسیده میشود كه من چه كاره هستم، من پاسخ مردم را به شكلهای مختلفی میدهم، من برای مجستی كاستوم (۲) یك عكاس هستم، برای نشریات موسیقی یك گرافیست، برای اهل سینما یك كارگردان، برای مادرم یك هنرمند. طرفداران واقعی من میدانند من یك تصویرسازم كه ایدههای مختلفی در سر دارم و به كمك دیگران این ایدهها را به هنرهای بصری ملموس تبدیل میكنم كه یا عكس است یا فیلم.
به محض اینكه خودم را به استورم معرفی كردم، باران سوالاتش بر سرم فرو ریخت. چرا میخواهی با من مصاحبه كنی؟ بعد از توضیح اینكه دی.پی.آر.پی یك وب سایت است كه بسیاری از گروههای موزیكی كه وی با آنها كار كرده را معرفی میكند و به علاوه من شخصا از طرفداران كارهای او هستم. بعد از ادای این توضیحات بود كه استورم اجازه مصاحبه را داد.
چارلی: در وهله اول دلیل برگزاری نمایشگاه مرور آثار شما چیست؟
استورم: در واقع این یك نمایشگاه مروری آثارم نیست. نمایشگاه آثار مروری یك هنرمند ترجیحا باید بزرگتر باشد، كارهای بیشتر، جزئیات بیشتر. راستی چرا از نظر شما این یك نمایشگاه مروری آثار است؟ به این علت كه من سالهای زیادی است كه كار میكنم؟
در واقع یك شو درمورد تصاویراست نه یك نمایشگاه گرافیكی، بیشتر كارهایی كه ما انجام دادیم در مورد گرافیك بوده است و این شو مربوط به عكسها است. حتما میپرسید كه دلیل این كار چه چیز بوده؟ در واقع بخاطر اینكه ما خودخواه هستیم، هنرمند دوست دارد كه پز بدهد و از طرف دیگراین نمایشگاه این امكان را فراهم میكند كه این تصاویر در سایزهای حقیقی و اصلی خود به نمایش گذاشته شوند.
انگیزه ساخت اثر از كجا میآید؟ آیا طرح و ایده به شما داده میشود یا به منظور الهام گرفتن به خود موسیقی گوش میدهید؟
سعی ما براین است كه موسیقی را نمایش دهیم، بنابراین در جهت ارائه و نمایش موسیقی میتوانم بگویم در اغلب اوقات این ایده از خود موسیقی میآید، همچنین این ایده میتواند از عنوان اثر، موزیك متن و ترانهها هم بیاید. گاهی اوقات هم از گفتوگویی كه با اعضای گروه دارم ایده میگیرم. اگر شما یك نمونه خاص را نام ببرید میتوانم برای شما دقیقا بگویم كه این پروسه چگونه است.
خب آنچه برای من جالب است استامپ ۴۴۲ است كه دارای یك موسیقی بسیار متفاوت است.
استورم سوال مرا بدین صورت تصحیح میكند و ادامه میدهد:
این طور نیست. من با گروههای هوی متال زیادی كار كرده ام.حتی با بلك سبت هم كار كرده ام. رین بو، یوفو، آدیو اسلیو بروس دیكینسون دیگر گروهای هوی متالی بود كه من با آنها كار كردهام. همچنین همكاریهای بسیاری هم با گروههایهارد راك كردهام. آنتراكس در واقع با متال جور است ولی بسیار برای كار كردن عالی است و همیشه ایدههای جالبی را به من سیخونك میزنند! من تا به حال این گروه را ندیده ام و ممكن است كه خود این گروه هم بدانند كه همیشه به من ایده میدهند و فكر كنم كه آنها هم از این ایده دادن به دیگران خوشحال هستند.
این ساختارها و تركیبها ساخته و پرداخته خود ما است و در واقع یك جور گند زدن به متال است كه انجام میدهیم.
بعد از گذشت و گذاری كه داشتم چیزی كه باعث تعجب من شد این بود كه مدلها اكثرا زیبا بودند و صورتهایشان (برای من) آرامش بخش بود.من پس از دیدن آثارآرامتر از ابتدای نمایشگاه بودم، و در كل عكسها اؤر آرامش بخشی روی من داشتند.
جدا؟ خوشحالم از این كه این را میشنوم، باید بگویم كه كروم خیلی آرامش بخش است.
نكته دیگری كه برایم جالب است، این است كه عكسهای شما هیچ وقت به قول معروف از مد نیافتادهاند..
بعضی از مردم به من میگویند كه عكسهایم همیشه از مد افتاده بوده اند. اما من فكر نمی كنم كه كاری كه ما انجام میدهیم اساسا مد پذیر باشد یا در چارچوب مد بگنجد، من فكر میكنم ما چیزهایی را دوست داریم كه شیك هستند و به نظر من این یكی از لذتهای اثر ناقوس جدایی است.
به این دلیل كه مجسمه واقعی خیلی با ابهت و دلپسند است و دور از ماهیت و عقاید. همانطور به نظر من سر درخت بسیار گیرا است، یك ایده عالی كه به بهترین نحو ممكن هم انجام شده است، حداقل من امیدوارم كه بینندگان اینطور فكر كنند، اما امیدی ندارم كه لزوما اینطور فكر كنند.اوایل كار ما زیاد به مد فكر نمی كردیم ، به عقیده من موسیقی دانها آهنگی را میسازند كه ماندگار باشد یا حداقل آرزوی چنین كاری را دارند، ما هم همین كار را در ابطه با عكس انجام میدهیم، همینطور احتمال دارد كسی كه آن را میخرد به سمت آن عكسها گرایش پیدا كند و در دام مد نیافتد، به بیان دیگر در طی ۵ سال از مد افتاده است.
حتی اگر كه فكر كند كه چرا این عكس اینطور است و یا شبیه به چیست؟ و این سوالی است كه من دوست دارم مردم جواب بدهند چرا این اینجوریه؟ نمی دانم مردم این پرسش را ار خود میپرسند یا نه؟ من آنها را به موسیقی ارجاع میدهم و این تقریبا وابسته به موسیقی است، وابسته به عنوان و وابسته به ترانه هم هست. در حقیقت منظور من یك سوال ساده نیست، منظورم سوالی عمیق و پیچیده است. معمولا داستانی پشت این افكار و عكسها وجود دارد و ما باید راجع به این چیزها فكر كنیم.