پاسخ به:مجله عکاسی
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 9:41 AM
برعکس عکاسی
در کمیت هیولاوار و بلعنده تولید تصاویر عکاسانه یا عکسوار، بحران مدیریت ساماندهی فیزیکی و متافیزیکی دادههای تصویری برای شخص تولیدکننده و تعریف لغزنده و ناپایدار اصحاب نظریِ زیباییشناسی از یک اثر هنری عکاسانه و تعیین و تبیین مرزهای غیرشفاف و نسبی برای اطلاق اثر هنری به یک اتفاق بصری موجبات شرایطی را فراهم کرده است که برخی آن را «ویژگی» و گروهی نیز «بحران» مینامند. آنچه در دوران آنالوگ و نگاتیو موجب جلب و جذب تعداد کمتری از علاقهمندان به عکاسی میشد یا لااقل از ادامه رفتارهای صرفاً ذوقی و تفننی با این هنر – صنعت ممانعت میکرد، لزوم آشنایی و تسلط کاربران دوربین عکاسی با مسائلی چون فیزیک عکاسی، شیمی عکاسی و آشنایی کامل با تکنیک و ابزار و تجهیزات عکسبرداری و علاوه بر آن هزینههای گزاف و همت بالا و صبر ایوب بود و... .
اما آنچه نقطه تلاقی یا اشتراک دوره آنالوگ و دوره دیجیتال است و پویندگان و هنرجویان این عرصه به محض رسیدن به آن نیاز به تعمق و تفکر و پرورش ذهنی خود دارند مرحلهای است که دیگر صرفاً نیازها، نیازهای تکنیکی و تسلطهای ابزاری نیست بلکه خلاهای محتوایی و مفهومی است و اشکال بدیع انتقال این مفاهیم، چگونگی نگرش هنرمند عکاس است به انسان، جهان و همه موجودات آن. در عصر فناوری دیجیتال با تولید دوربینهای توانا و سهلالاستفاده با امکانات و قدرت مانور بسیار که بسیاری از آموزههای دوران آنالوگ را برای کاربر منتفی میکند و نیاز به اطلاعات فیزیکی، شیمیایی و تکنیکی برای ورود به عالم عکاسی را غیرضروری مینماید، موجب شده که علاقهمندان به هنرهای تصویری به سرعت و پس از خرید یک دوربین نیمهحرفهای خود را در آستانه تولید اثر هنری ببینند و هر نوع تجربهگری و آزمون و خطا را در حوزه زیباییشناسی قابل ارزیابی و توجه بدانند. آنچه تا این نقطه نوشتار خواندید شائبه مخالفت با جریان جاری و ساری عکاسی دنیا و سختافزارها و نرمافزارهای یاریدهنده به علاقهمندان عکاسی یا عکاسان هنرمند و حرفهای را به ذهن شما متبادر کند که اینگونه نیست؛ همانطور که به اعتقاد نگارنده مرارتها و دستورزیهای سالیان دراز در سیستم آنالوگ نیز به خودی خود و فارغ از ارزیابی زیباییشناسانه تولیدات هنرمندانه عکاسی فاقد ارزش خواهد بود. آنچه در بررسی آثار انتخاب شده و به نمایش درآمده یازدهمین دوسالانه عکس ایران قابلتأمل است و مرا به انتقاد وامیدارد.
تجربهگری خامدستانه و سطحی برخی دوستان جوان و بعضاً کارآزموده این سالهاست (فارغ از اینکه در این نمایشگاه نسبت به ادوار گذشته بهطور کلی یکدستی بیشتر در آثار ارائه شده و انتخاب شده دیده میشود). بهنظر میرسد عمر برگزاری بیینالها و دوسالانههای ملی به این شکل و شمایل که در ایران همچنان مرسوم است به پایان رسیده و در این مرز و بوم نیز باید برسد. کموبیش میدانیم که در بیینال ونیز، سائوپولو، قاهره، شانگهای، شارجه و... دیگر نه از حضور یک نوعِ هنری خبری هست و نه از فراخوان و درخواست عمومی و بدون گزینش... . با این همه از ویژگیهای قابلذکر این دوره از دوسالانههای عکس، غیررقابتی بودن آن و برگزاری همزمان آن در یک شهرستان (یزد) است. بهنظر میرسد روش بهینه برای ادامه این مسیر مبادرت نمودن شورای سیاستگذاری و هیئت علمی به جستوجوی فراگیر و انتخاب دقیق عکاسانِ عمیق، پیگیر و قابلتأمل است نه عکسهایی پراکنده از افرادی پراکندهتر. حمایت هنرمندان انتخاب شده در طی یک پروسه زمانی دوساله با روند فوقالذکر موجب نتیجهبخشی نگاه انسجامگرا و پیگیر خواهد بود. نمایش آثار عکاسانی که به این هنر به منزله نوعی فکر کردن مینگرند همراه با کارگاههای آموزشی و جلسات نشست و سخنرانی با برنامهریزی مدون و انتقال این تجربیات و اندیشهها به شهرستانها از طریق برگزاری همزمان آن در مراکز استانها آیندهای موفق و پویا را نوید خواهد داد. امید است با فعالیت دبیرخانه دوسالانه عکس ایران در طی سال و بهطور مداوم و پیگیریهای شورای سیاستگذاری و برنامهریزی در دوره آینده شاهد تحول اساسی و تأثیرگذار بر جامعه عکاسی ایران باشیم.