|
بين زمين و آسمان
مثل پر کبوتران
برف مياد ريز و درشت
دانه به دانه مشت مشت
به پشت با م و بر زمين
بر سر روي آن و اين
از آسمان برف مي باره
دنيا به زير چلواره
برف نشسته بر چنار
بسته به چاخه ها نبات
کاج تنش سپيد شد
ز برف ناپديد شد
سرو کشيده تا کمر
تور عروس روي سر
يک شبه کوه پير شد
سرش به رنگ شير شد
بين زمين و آسمان
مثل پر کبوتران
برف مياد ريز و درشت
دانه به دانه مشت مشت
|