ده گفتار مطهری
شنبه 10 اردیبهشت 1390 5:42 PMتقوا ( 1 )
بسم الله الرحمن الرحيم
« افمن اسس بنيانه علی تقوی من الله و رضوان خير ام من اسس بنيانه
علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم و الله لا يهدی القوم الظالمين
( 1 ) .
موضوع سخن ، تقوا از نظر اسلام است . وضع اين جلسه كه قرار است فعلا در
هر ماه يك بار تشكيل شود ، برای ايراد يك سخنرانی به معنای فنی نيست
بلكه هدف اين جلسات تحقيق و مطالعه جدی در اطراف يك سلسله موضوعات
دينی است . بنابراين اگر احيانا از مراسم عادی در سخنرانيهای معمولی
خارج شديم ، از وضعی كه خودمان تصميم گرفتهايم خارج نشدهايم . مثلا ممكن
است احتياج پيدا كنيم در وسط سخنرانی
پاورقی :
1 - سوره توبه ، آيه 109 : [ آيا آن كس كه بنای خود را براساس تقوای
از خدا و خشنودی او نهاده بهتر است يا آنكه بنای خود را بر لبه پرتگاهی
كه نزديك فرو ريختن است نهاده ، كه در اين صورت وی را در آتش دوزخ
میافكند ؟ و خداوند گروه ستمگران را هدايت نمیكند ] .قسمتهائی را از روی كتاب بخوانيم و يا آنكه در يك سخنرانی بر حسب
مطالعاتی كه كردهايم مطلبی را بگوئيم و بعد در اثر مطالعه بيشتر و يا
تذكر ديگران ، در يك سخنرانی ديگر با كمال صراحت به اشتباه خودمان
اعتراف كنيم و سخن اول خود را رد كنيم ، و ممكن است اين كار را يك نفر
ديگر كه در همان موضوع سخنرانی میكند انجام دهد و با دليل و منطق سخن ما
را رد كند .
چون قبلا سخنران موضوع سخنرانی خود را اعلام كرده ناچار است خود را
حتیالامكان آماده كند . و شنوندگان نيز از اول میدانند كه چه موضوعی را
میخواهند گوش كنند . آنها هم به نوبه خود ، خود را آماده شنيدن يك
موضوع معين میكنند . و از اين رو افاده و استفاده بيشتری میشود .
لغت تقوا
اين كلمه از كلمات شايع و رايج دينی است ، در قرآن كريم به صورت
اسمی و يا به صورت فعلی زياد آمده است . تقريبا به همان اندازه كه از
ايمان و عمل نام برده شده و يا نماز و زكات آمده ، و بيش از آن مقدار
كه مثلا نام روزه ذكر شده ، از تقوا اسم برده شده است . در نهجالبلاغه از
جمله كلماتی كه زياد روی آنها تكيه شده كلمه تقوا است . در نهجالبلاغه
خطبهای هست طولانی به نام خطبه متقين . اين خطبه را اميرالمؤمنين در
جواب تقاضای كسی ايراد كرد كه از او خواسته بود توصيف مجسم كنندهای از
متقيان بكند . امام ابتدا استنكاف كرد و به ذكر سه چهار جمله اكتفا
فرمود ولی آن شخص كه نامش همام بن شريح بود و مردیمستعد و برافروخته بود قانع نشد و در تقاضای خود اصرار و سماجت كرد .
اميرالمؤمنين ( ع ) شروع به سخن كرد و با بيان بيش از صد صفت و ترسيم
بيش از صد رسم از خصوصيات معنوی و مشخصات فكری و اخلاقی و عملی متقيان
سخن را به پايان رسانيد . مورخين نوشتهاند كه پايان يافتن سخن علی همان
بود و قالب تهی كردن همام بعد از يك فرياد همان .
مقصود اينست كه اين كلمه از كلمات شايع و رايج دينی است . در ميان
عامه مردم هم اين كلمه زياد استعمال میشود .
اين كلمه از ماده " وقی " است كه به معنای حفظ و صيانت و نگهداری
است . معنای " اتقاء " احتفاظ است . ولی تاكنون ديده نشده كه در
ترجمههای فارسی ، اين كلمه را به صورت حفظ و نگهداری ترجمه كنند . در
ترجمههای فارسی اگر اين كلمه را به صورت اسمی استعمال شود مثل خود كلمه
" تقوا " و يا كلمه " متقين " ، به پرهيزكاری ترجمه میشود . مثلا در
ترجمه " « هدی للمتقين »" گفته میشود : هدايت است برای پرهيزكاران .
و اگر به صورت فعلی استعمال شود خصوصا اگر فعل امر باشد و متعلقش ذكر
شود ، به معنای خوف و ترس ترجمه میشود . مثلا در ترجمه " « اتقوا الله
" يا " « اتقوا النار »" گفته میشود : از خدا بترسيد .
البته كسی مدعی نشده كه معنای " تقوا " ترس يا پرهيز و اجتناب است
بلكه چون ديده شده لازمه صيانت خود از چيزی ترك و پرهيز است و همچنين
غالبا صيانت و حفظ نفس از اموری ، ملازم است با ترس از آن امور ، چنين
تصور شده كه اين ماده مجازا در بعضی موارد به معنای پرهيز و در بعضی
موارد ديگر به معنای خوف و ترس استعمال شده است .