پاسخ به:تاريخ نقاشى ايران
پنج شنبه 26 فروردین 1389 5:42 PM- رضا عباسى و مکتب او
رضا عباسى فرزند علىاصغر کاشانى و پروردهٔ مکتب قزوين بود. در آثارى که وى رقم زده تاريخ کمتر از ۱۰۲۵ هـ.ق. ديده شده. وى با خط زيباى نستعليق و با يک موى گرد گربه کارهاى خود را بهوجود آورد. مکتب رضا عباسى توجه کامل به طبيعت دارد. او سنتهاى مکتب تبريز و هرات را شکست و مکتبى نو پديد آورد که در سالهاى بعد سيماى نقاشى ايرانى را دگرگون ساخت.در زمان رضا عباسى اروپائيان به ايران راه يافته بودند، اما او هرگز از اسلوبهاى سايهپردازى و پرسپکتيو استفاده نکرد. سبک وى بر ارزشهاى بصرى خط استوار بود و با تغيير ضخامت خطوط بهوسيلهٔ قلم نى حجمها را در نهايت ظرافت نشان مىداد. طراحى او با خوشنويسى نستعليق تجانس بارزى دارد.
رضا عباسي، مرد جوانى با تن پوش ،قزوين ،آبرنگ مات بر کاغذ،کمبريج،موزه هاى هنر دانشگاه هاروارد،کمبريج
رضا گزينهٔ رنگى خاص خود را داشت و خصوصاً قهوهاىها و ارغوانىها را بهکار مىبرد. آدمهاى تصاوير او بزرگتر از حد متعارف و بىارتباط با محيط هستند. طراحى او نقطهٔ اوج رود تحولى را که از ميانهٔ سدهٔ دهم شروع شده بود، نشان مىدهد. با درگذشت رضا عباسى (۱۰۴۴ هـ.ق.) سبک او توسط نقاشانى چون افضلالحسيني، محمدقاسم، محمديوسف، محمدعلى ادامه يافت و تا حدودى به تصنع گرايش پيدا کرد.
دوران جديد
دوران جديد با تأثيرات نقاشى اروپايى در نقاشى ايران همراه است. اين جريان دو سده بهطول مىانجامد.
-
مکتب اصفهان
-
افشاریه و زندیه
-
دورهٔ قاجار
- مکتب اصفهان
مکتب اصفهان در زمان شاهعباس اول با نام رضا عباسى مترادف گرديد و بيشتر نگارگران از آن پيروى کردند.
در سال ۱۰۰۰ هـ.ق. شاهعباس پايتخت را از قزوين به اصفهان انتقال داد. در موزهٔ متروپوليتن در شاهنامه از دورهٔ شاهعباس موجود است که نگارههاى زيادى دارند. بسيارى از خصوصيات کار رضا عباسى ميان آثار اين کتاب ديده مىشود.
رواج ديوارنگارى در کاخها و بناهاى خصوصى از ديگر جلوههاى شکوفايى نقاشى سدهٔ يازدهم بود. نقاشىهاى ديوارى و کاشىهاى تصويرى غالباً به لحاظ موضوع و ترکيببندى شباهت آشکارى با نگارههاى آن زمان دارند.
بخشى از يک ديوار نگاره کاخ چهلستون،بزم در دامان طبيعت،اصفهان،ميانه سده يازدهم هجرى قمرى
نمونههاى متنوعى از ديوارنگارى سدههاى يازدهم و دوازدهم را در کاخ چهلستون اصفهان مىتوان ديد. ديوارنگارههاى اوليهٔ اين کاخ به زمان شاهعباس دوم تعلق دارند. (حدود ۱۰۵۷ هـ.ق.) و کاملاً ويژگى مکتب اصفهان را مىنمايانند.در ديوارنگارىهاى متأخر کاخ چهلستون بهروشنى تغيير سليقهٔ دربار انعکاس يافته است.
نگارگران مکتب اصفهان عبارتند از: آقارضا هروى (آقارضا، آقارضا جهانگيري)، آقارضا مصور کاشي، رضا عباسي، ...
دو نسخه شاهنامه از اين مکتب باقى است، يکى به خط نستعليق به تاريخ ۱۰۵۳ هـ.ق. و داراى ۲۳ مجلس و نگارهها بدون رقم است. دومى به خط نستعليق بهتاريخ ۱۰۶۰ هـ.ق. و داراى ۱۲ مجلس و فاقد نام کاتب و رقم است.
تکه اى از يک نقاشى ديواري(منسوب به محمد زمان ):خدمتکاران يک ضيافت در هواى آزاد،محتملا اصفهان، اواخر سده يازدهم هجرى قمرى
در واقع در عرصهٔ نقاشى ربع آخر سدهٔ يازدهم دو گرايش وجود داشت. يکى معين مصور که سنت رضا عباسى را ادامه مىداد و ديگر نقاشانى چون محمد زمان که به طبيعتنگارى اروپايى جلب شدهاند. شيوهٔ کار محمد زمان پس از او بهوسيلهٔ نقاشان ديگر ادامه يافت و تا روى کار آمدن سبک محمود خان ملکالشعرا و ابوالحسن غفارى ملقب به صنيعالملک مورد پيروى نقاشان دربارى بود.
سبک محمد زمان توسط پسر او، محمدعلي، انسجام بيشترى يافت و تا پايان دورهٔ فرمانروايى صفويان صورت رسمى بهخود گرفت. اما در جوّ ناآرام زمان نادرشاه نقاشى دربارى از تحول بازماند.
- افشاريه و زنديه
در آغاز قرن دوازدهم هجرى اسلوب نقاشى بهگونهاى ديگر ادامه يافت. روند فرنگىسازى بهکندى ادامه داشت. کيفيت نسخ خطى و نقاشىها نسبت به سدهٔ يازدهم نازلتر شد. نسخهٔ مصور تاريخ جهانگشاى نادرى (۱۱۷۱ هـ.ق.) از معدود آثار ممتاز اين دوره محسوب مىشود.
بىشک محمد صادق برجستهترين نقاش سدهٔ دوازدهم بود و در زمينههاى مختلف آثارى قابل ملاحظه از خود برجاى گذاشت.
درعهد افشاريان شيوههاى مختلف فرنگىسازى در خارج از دربار نيز ادامه داشت. موضوعات عبارت بودند از: گل و پروند، تکچهرهٔ زنان، زوجهاى دلداده، شکارگران، مجالسى از منظومههاى عاشقانه و روايات مسيحي.
بازار هنر آن روز تحت حمايت کريمخان زند رونق تازهاى يافت. پيکرههايى با ويژگىهاى خاص نقاشى آن روزگار را مشخص مىسازند. زنان چاق با چهرهٔ گرد و چشمان درشت، مردان با چهرهٔ گرد و بدون ريش و موى تُنک، زنان با پيراهن نازک، شلوار گشاد و نيمتنهٔ بلند و پر تکمه و مردان با جبهاى چسبان بر تن و شالى بر کمر و عمامهٔ بلند يا کلاه پوستى يا سر پوشى شبيه کلاهک زنان بر سر. نقاشى عهد زنديه هيچگاه بهصورت هنرى شکوهمند متظاهر نشد.
رواج گونههاى تازهٔ هنر تصويرى در سدهٔ دوازدهم، بارزترين مشخصهٔ نقاشى است بسيارى از نقاشان اين دوره استعداد خود را در تزئين اشيايى چون قلمدان، قاب آينه، جلد کتاب، صندوقچه جواهر، سينى و جز اينها بهکار بردند. اين نقاشى (زيرلاکي) از ميانهٔ سدهٔ يازده هجرى متداول شد نقاشانى چون محمدعلى (فرزند محمد زمان)، علىقلى و محمدصادق در قلمداننگارى نيز فعال بودند. اما على اشرف فقط در نقاشى زيرلاکى فعال بود. نقاشى زيرلاکى عهد زنديان با نقاشى رنگ روغنى و ديوارنگارى آن زمان پيوند در سبک داشت. نقش گل و مرغ در دورهٔ زنديه رواج خوبى داشت. نقاشى عهد زنديه با مختصر تصويرى به دورهٔ قاجار انتقال يافت.
يک تصوير از نسخه جهانگشاى نادرى (منسوب به محمد على بيک نقاشباشي):جنگ نادر با افغانها