نگاهي کوتاه به زندگي "چارلي چاپلين": نابغه کمدي کلاسيک
بزرگنمایی:
خبرگزاري آريا- امروز صد و بيست و دومين سالروز تولد "چارلز اسپنسر چاپلين" است که به همين مناسبت نگاهي به زندگي وي و بيان هنرنمايي هايش خواهيم داشت.
به گزارش خبرنگار سينمايي آريا، در اين نگاه اجمالي به زندگي چارلي چاپلين در ابعاد مختلف مي پردازيم: مقدمه سِر چارلز اسپنِسر چاپلين (16 آوريل 1889- 25 دسامبر 1977) يکي از مشهورترين بازيگران، کارگردان و موسيقيدان برجستهٔ هاليوود و همچنين برنده جايزه اسکار است. بيشتر فيلم هاي چاپلين کمدي و صامت هستند. وي در زمينه سينما بيش از 65 سال فعاليت کرد که شروع فعاليتهايش را در سالن ويکتوريا انگلستان به عنوان پسربچهاي آغاز کرد و تا سن 88 سالگي به اين کار ادامه داد. وي در سال 1919 به همراهي تعدادي از دوستان سينمايي خود، اتحاديه سينماگران را تاسيس کرد. همچنين مارتين سيف کتابي تحت عنوان "چاپلين: يک زندگي"، داستان زندگي او را روايت مي کند. دوران جواني چارلي
والدين چاپلين هر دو هنرمند، بازيگر و آوازه خواناني در سالن بزرگ لندن بودند اما پيش از آنکه چاپلين سه ساله شود از هم جدا شدند. چارلي آواز خواندن را از مادرش آموخت و پس از آنکه پدرش الکلي شد کمتر با چارلي ارتباط داشت. بعد ها مادر چاپلين دچار بيماري رواني شد و در يک آسايشگاه در حوالي لندن بستري گرديد. مستخدمه پدر او، چارلي را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد اما چند سال بعد در سن 12 سالگي، پدر چارلي درگذشت.
بيماري مادر چاپلين از آنجايي آغاز شد که در يکي از اجراهاي زنده تئاتر در لندن که براي سربازان اجرا شد و يکي از اجسامي که سربازان مست به روي صحنه پرتاب ميکردند به سر مادر برخورد کرد و مادر چاپلين خون آلود و اشک ريزان به پشت صحنه رفت و چاپلين پنج ساله به روي صحنه آمد تا تماشاچيان عصباني را با خواندن آهنگي سرگرم و آرام کند. با بستري شدن مادر چارلي، او و برادرش رابطهٔ عميق تري پيدا کردند و هر دو با استعداد بالايي که داشتند در همين سالن قديمي که پدر و مادرشان در آن کار ميکردند، مشغول به کار شدند. در سال 1928 مادر چارلي 7 سال پس از انتقال وي توسط پسرانش به هاليوود از دنيا رفت و دوره جديد زندگي اين خانواده با فقر و استيصال آغاز شد که اين فقر تاثير زيادي بر فضاي فيلمهاي چاپلين در سالهاي بعد گذاشت.
چاپلين در آمريکا از سال 1910 تا 1912 به همراه فرد کارنو دوره و نمايش تئاتر اجرا ميکرد. در زمان همکاري با شرکت کارنو، چاپلين در آمريکا هم اتاقي استن لورل بود. استنلي به انگليس باز گشت اما چاپلين در آمريکا ماند. در سال 1913 بازي چاپلين مورد توجه يکي از فيلم سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فيلم سازي کي استون همکاري کرد و نخستين فيلمش را با نام ساختن کمدي "يک زندگي" در سال 1914 آغازکرد و سال ها بعد اين کمپاني با فيلم هاي چاپلين به شهرت فراواني رسيد. وي در سال 1914 با کمپاني کي استون چاپلين سه فيلم بازي کرد و به موفقيتهاي چشمگيري رسيد. وي در اين باره مينويسد: "من هيچ ايدهاي درباره چهرهپردازي و لباسم نداشتم. در راه لباس خانه به اين نتيجه رسيدم که شلوار گشاد، کفشهاي بزرگ و کلاهي خاص بپوشم زيرا ميخواستم همه چيز با هم در تضاد باشد. کتي تنگ و کلاهي کوچک و کفشي بزرگ چون نمي دانستم بايد پير به نظر برسم يا جوان؟ اما وقتي ياد حرف کارگردان افتادم که ميخواست کمي بزرگتر از آنچه هستم به نظر بيايم، پس فقط از يک سبيل استفاده کردم. نميدانستم چه شخصيتي بايد داشته باشم، اما زماني که لباسها را پوشيدم، خود لباسها احساسي به من داد که شخصيت را ديدم. آغاز به شناختنش کردم و زماني که به روي صحنه ميرفتم، حس کردم دوباره متولد شدم. سبک فيلمهاي نخستين چاپلين سبک فيلمهاي نخستين چاپلين توسط "مک سنت" که کارگردان است، شکل مي گرفت. چنانکه اين کارگردان از فضاي کمدي جسمي و ژستهاي اغراق شده استفاده ميکرد. پس از گذشت زمان نه چندان زياد، چاپلين براي اين کمپاني فيلم سازي کرد و به عنوان کارگردان فيلمهاي کوتاه بيش از 34 فيلم ساخت و البته با اين کار مورد توجه بسياري از فيلم سازان و نويسندگان قرار گرفت.
شخصيت چاپلين بيشتر به عنوان "آواره" شهرت يافت که در زبان هاي مختلف دنيا مفهومي به مانند فردي ولگرد با رفتارهاي پيچيده اما بزرگ منشانه داشت. در سال 1915 چاپلين با يک کمپاني تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فيلمهاي بلندتري شد. در سال 1916 کمپاني فيلم "موچوال" با مبلغ 670 هزار دلار با چاپلين قرارداد بست و در مدت 18 ماه، 12 فيلم بلند کمدي براي آنها ساخت که در اين نوع از ويژگي ممتازي در تاريخ سينما برخوردار بودند. در واقع تمام فيلم هاي که در اين کمپاني ساخته شد، به يک اثر کلاسيک سينماي کمدي تبديل شدند. در پايان اين سال هاي پرکار چاپلين، آمريکا وارد جنگ جهاني شد و او دورهٔ جديدي از سينماي خود را آغاز کرد. چارلي از سال 1918 در استوديو خود مشغول به کار شد و تمام فيلم هاي پيشين خود را از نو دوباره ويرايش کرد و طي سالها موسيقي و تدوين اين آثار را به روز کرد.
نخستين فيلم کاملاً ناطق چاپلين بود که در اوضاع نابسامان جهاني در دهه چهل، اثري ضد نازي بود. اين فيلم در مورد ديکتاتوري اروپايي و در واقع تاريخچه زندگي آدنويد هينکل، ديکتاتور کشور خيالي تامانيا است که دست به کشتار يهوديها ميزند و اروپا را درگير جنگ ميکند. برخي اين فيلم را نپسنديدند و برخي جنبه سياسي آن را جدي و برخي آن را به قدر کافي جدي نگرفتند اما با اين حال اين فيلم از نظر تجاري محبوبيت فراواني پيدا کرد و چاپلين را همچنان به عنوان يک ستاره در اوج نگاه داشت.
سر چارلي چاپلين در دوران موفقي که در سينما داشت کمدي هاي تأثيرگزاري را به جهان سينما عرضه کرد و جوايز مختلفي با به دست آورد. جوايز چارلي چاپلين -برنده جايزه اسکار بهترين موسيقي ارجينال براي فيلم لايم لايت در سال 1973
- نامزد دريافت جايزه اسکار در رشتههاي بهترين فيلم، بهترين فيلم نامه ارجينال و بهترين بازيگر نقش اول براي فيلم ديکتاتور بزرگ در سال 1941
- نامزد دريافت جايزه اسکار در رشته بهترين فيلم نامه ارجينال براي فيلم موسيو وردو در سال 1948
- دريافت جايزه اسکار بهترين دستاورد هنري براي فيلم سيرک در سال 1929
- دريافت جايزه افتخاري يک عمر فعاليت هنري در سال 1972
- برنده جايزه افتخاري شير طلايي از جشنواره ونيز در سال 1972 نگاهي مختصر به فيلمهاي چارلي چاپلين
زندگي سگي: چارلي چاپلين اين فيلم را در 14 آوريل 1918 تهيه کرد و سناريو نويسي و کارگرداني آن را نيز بر عهده داشت. اين اثر در واقع نخستين فيلم از آغاز دومين دوره فعاليت سينمايي چاپلين است. در اين فيلم شاهد زندگي مردي تنها و درمانده هستيم که انزواي او در اين فيلم واقعا دردناک است.ادنا پورويانس، سيدني چاپلين، تام ويلسن، آلبرت استين، هنري برگمن ساير بازيکنان اين فيلم 35 ميلي متري سياه و سفيد و سي دقيقه اي هستند.
پيش فنگ: قهرمان بزرگ سينما در بيستم اکتبر 1918 فيلم "پيش فنگ" را با همکاري همان هنرپيشگان فيلم زندگي سگي ساخت. اين فيلم در استديو چاپلين (فرست نشنال) تهيه شده بود. به نظر بسياري از تماشاگران سينما، اين فيلم بهترين شاهکار چاپلين قبل از فيلم جويندگان طلا مي دانند و اين فيلم کمدي هنوز تنها فيلم جدي الهام گرفته شده از حوادث جنگ (1914-1918) به شمار مي آيد.
پسر بچه: پسر بچه اولين فيلم طولاني چارلي چاپلين است و اگر ماجراي ديوانه وار چارلي و لولوت را که مک سنت در سال 1914 تهيه کرد، مستثني سازيم، بايد بگوييم اين فيلم اولين فيلم بلند اوست. در "پسر بچه" ديگر جهان پيش و پا افتاده يک مامور پليس يا رباخوار که به صورت کاريکاتور ارائه شده به چشم نمي خورد، بلکه يک فيلم جدي تر از دنيا چاپلين و آميخته اي از درام واقعي چاپلين است. پسر بچه با فيلم زندگي سگي ارتباطي مستقيم دارد غير از اين که در اين فيلم چاپلين به جاي يک سگ يک پسر بچه واقعي را به بازي مي گيرد.
طبقه بيكاره: چاپلين پس از پايان رساندن پسر بچه عجله داشت قراردادش را با فرست نشنال تمام کند. وي دو کمدي کوتاه ساخت که البته ارزشهاي فيلم پسر بچه در آن ناديده گرفته شده است. کمدي هاي ساخته شده توسط چاپلين صحنه هاي سرگرم کننده دارند که از جمله بهترين صحنه هاي هنر چاپلين است، بدين ترتيب نمي توان آن ها ناديده گرفت، اين فيلم بر محور دنيا و دنيا داري دور مي زند. طبقه بيکاره که در 25 اوت 1921 ساخته شده تنها 20 دقيقه بود.
روز پرداخت: فيلم روز پرداخت نيز در سال 1922 توسط چارلي نوشته و با بازيسازي او عرضه شد. اين فيلم هم 20 دقيقه بود.
زائر: در 25 اوت 1922 اين فيلم 43دقيقه اي توسط چارلي چاپلين تهيه شد. در اين فيلم که طي آن چارلي به هجو مامور پليس مي پردازد، شاهد هنرنمايي واقعي او هستيم. در اين فيلم چارلي مي خواهد براي رفتن به ديولز کالج سوار قطار شود، بليت مي خرد اما به جاي اينکه در کوپه مستقر شود زير واگن جا مي گيرد، اين فيلم 43 دقيقه اي مورد توجه فراوان قرار گرفت.
جويندگان طلا: جويندگان طلا در ژانويه 1925 توسط چارلي ساخته شد. اين فيلم به عقيده بسياري شاهکار چاپلين است اما به دشواري مي توان گفت ساير فيلم هاي چاپلين بدتر از جويندگان طلا هستند. در اين فيلم چارلي چاپلين در جستجوي عشق است و همسفرش در پي طلا، اما سرانجام طلا پيدا مي شود و چارلي همچنان با عشق وعده ديدار دارد. اين فيلم 72 دقيقه مي باشد.
سيرك: سيرک در اکتبر 1925 ساخته شد. اين فيلم در استديو يونايتد ارتيست تهيه شد. در ميان فيلمهاي بزرگ چارلي سيرک از همه موزون تر و جا افتاده تر است. در اين فيلم چارلي چاپلين در نقش دلقک ظاهر مي شود و با دقت و ظرافت به بازي مي پردازد. در اين فيلم زن چابک سواري که پدر وحشي اش (مدير سيرک) به قصد کشت او را کتک زده به چارلي پناه مي آورد.
روشنايي شهر: روشنايي شهر که در ژوئن 1928 ساخته شده از زيبا ترين آثار چاپلين است که به عنوان بازيگر، فيلم نامه نويسي، کارگرداني و آهنگ سازي اين فيلم را نيز انجام داده است. در طي اين فيلم چارلي مي کوشد نابينايي دختر جواني را شفا ببخشد ولي تلاشهاي وي بدون نتيجه مي ماند. چارلي در اين فيلم گرچه مثل معمول لباس پوشيده است اما در اين نيز همچون "پسر بچه" و "زندگي سگي" به کارمند دون پايه بيکاري تبديل شده که از بالاي نردبام اجتماعي به پايين کشيده شده با نوعي بي اعتنايي از کنار حوادث مي گذرد.