راز محبوبيت «سعدي» در سادگي و شيوايي کلام اوست. او انديشه‌ي خود را با زباني بسيار ساده و روان، اما موزون و هنرمندانه به نظم کشيده‌ است. بدون ترديد، اين خود يکي از  بزرگترين عواملي بوده که زبان فارسي به همت و شيوه‌ي پسنديده و استوار او، در خلال دست کم هفت سده، دگرگوني نيافته و بهمان اندازه قابل فهم و درک و کم‌نظير و برگزيده است.

«سعدي» پس از نگارش «بوستان» که در سال 656 بود، تا زمان درگذشت خويش، يعني زماني نزديک به کمتر از چهل سال، به خلق آثار ديگري در زمينه‌ي نظم و نثر پرداخت. در نظم، به سرودن غزليات، قصايد و ترجيعات و در زمينه‌ي نثر، به نوشتن آثاري چون «مجالس پنجگانه»، «نصيحة‌الملوک»، «رساله‌ي عقل و عشق» و «تقريرات ثلاثه» همت گماشت.

«عبدالعلي دستغيب» منتقد ادبي بر اين باور است که:« اروپا، ادبيات فارسي را با شعر «سعدي» شناخت. بعد از آغاز دوره‌ي رنسانس، اروپايي‌ها به شعر «سعدي» توجه کردند و آثار او به زبانهاي اروپايي ترجمه شد. کساني چون «لافونتن»، جنبه هاي داستاني آثار او را در کارهاي خود تأثير دادند و افرادي چون «مونتسکيو»، «لامارتين» و حتي «ويکتورهوگو» به جنبه هاي شعر «سعدي» توجه کردند. «گلستانِ» «سعدي» زماني که به فرانسه ترجمه شد، نهضت رمانتيسم فرانسه و بعد اروپا را تحت تأثير قرار داد. شعرايي چون «پوشکين» در روسيه و «امرسون» در آمريکا نيز تحت تأثير اشعار «سعدي» بوده اند.»