شهید کاظمی در اواخر سال 1359 از جبهه ی دارخوئین با گروهی از همرزمانش به جبهه ی فیاضیه آمده و به عنوان جانشین جبهه ی فیاضیه مشغول خدمت شده؛ پس از مدتی فرمانده ی جبهه ی فیاضیه به شهادت رسید و برادر احمد کاظمی به فرماندهی جبهه فیاضیه منصوب گردید. از اقدامات اولیه ایشان در جبهه ی فیاضیه زدن خاکریز و برقراری پاسگاه های پدافندی در فیاضیه با نام های شهدای جبهه ی مذکور بود. همچنین شهید کاظمی جهت سهولت در تردد رزمندگان از روی رودخانه ی بهمن شیر، به مسئولین جهاد نجف آباد مستقر در منطقه، پیشنهاد زدن پل روی رودخانه ی بهمن شیر را داد که به ابتکار جهاد نجف آباد، به خصوص شهید مرتضی حجتی و شهید علی ایمانیان، پل بشکه ای روی رودخانه زده شد. برادر کاظمی بعد از آن، جهت اجرای اوامر رهبر کبیر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه مبنی بر شکستن حصر آبادان تلاش و کوشش بی دریغ خود را شروع و نسبت به آفندی نمودن محور فیاضیه  و شناسایی مواضع دشمن و به دست آوردن اطلاعات از نحوه ی گسترش و استقرار دشمن در جناح راست رودخانه ی کارون اقدام نمود و هم زمان نسبت به حفر 3 تونل به سمت مواضع دشمن اقدام کرد. سپس بنا به ضرورت و با اعزام نیروهای مردمی، سازمان گردان تحت امر خود را گسترش داد و موضع خود را به یک محور تاکتیکی تبدیل نمود و تا در پایان مرداد ماه 1360 (قبل از عملیات ثامن الائمه علیه السلام سازمان نیروهای مستقر در فیاضیه را به 3 گردان رزمی رساند  با آمادگی کامل در تاریخ 5/7/1360  گردان های تحت امر خود را با تیپ دوم لشکر 77 خراسان ادغام و به مواضع بعثیون تک نموده و تا ظهر رز 6/7/1360 به تمامی اهداف عملیات که شکستن کامل حصر آبادان بود. دست یافت و با غنایم به دست آمده از جمله تانک و نفربر و خودروها و اسلحه های سبک و سنگین. مقدمات تشکیل تیپ نجف اشرف فراهم گردید. بعد از عملیات ثامن الائمه علیه السلام، شهید کاظمی به شهر مرزی مریوان و پس از آن به جبهه ی سرپل ذهاب در غرب کشور عزیمت نمود ولی پس از مدت کوتاهی با توجه به پدافندی بودن جبهه ی سرپل ذهاب و شروع عملیات طریق القدس به جنوب بازگشت و در تاریخ 3/9/1360 مأمور تشکیل تیپ نجف اشرف گردید و شروع به سازماندهی تیپ نمود. محل استقرار تیپ نجف اشرف ابتدا در شهرستان شوش و دانشگاه شهید چمران اهواز بوده است. قبل از عملیات فتح المبین، دشمن جهت جلوگیری از عملیات گسترده ی سپاهیان اسلام در منطقه ی چزابه با استفاده از آتش فوق العاده پرحجم و کم سابقه، تک سنگینی را آغاز نمود که با رشادت شهید کاظمی و دیگر فرماندهان و رزمندگان اسلام، دشمن، از منطقه عقب نشینی کرد. بعد از آن با سازماندهی کامل تیپ نجف اشرف در تاریخ 1/1/1361 در عملیات فوق العاده مهم و استراتژیک فتح المبین که با پیروزی کامل همراه بود، شرکت کرد و بلافاصله بعد از عملیات، نسبت به بازسازی و سازماندهی مجدد تیپ با توجه به غنایم زیاد به دست آمده اقدام نمود و آماده ی شرکت در عملیات بیت  المقدس که از تاریخ 10/12/1361 شروع و در سه مرحله – که مرحله ی سوم آن ورود به خرمشهر و نهایتاً آزادسازی آن بود – انجام گردید. همراه با شهید خرازی نقش بسیار مهمی در آزادسازی خرمشهر و رساندن رزمندگان به مرزهای بین المللی ایفا نمود و در حین عملیات بیت المقدس نیز بر اثر اصابت ترکش از ناحیه صورت مجروح گردید؛ ولی حاضر به ترک منطقه ی جنگی و استراحت در پشت جبهه نشد.

شهید کاظمی در عملیات رمضان (23/4/1361) و محرم (10/8/1361) نیز به عنوان فرمانده ی تیپ نجف اشرف شرکت کرد. در عملیات رمضان، حاج احمد تنها فرمانده ای بود که در شرق بصره تا نهر کتیبان جلو رفته و قلب دشمن را شکافت. بعد از عملیات محرم، تیپ نجف اشرف به لشکر ارتقا پیدا کرد و لشکر با سازماندهی مجدد ایشان آماده ی انجام عملیاتهای بعدی شد در تاریخ 18/11/1361 با سازماندهی لشکر در عملیات والفجر مقدماتی شرکت داشت. در عملیات های والفجر مقدماتی و والفجر 1 علاوه بر فرماندهی لشکر 8 نجف اشرف، به عنوان فرمانده ی سپاه 7 حدید که چند لشکر و تیپ سازمانی سپاه را تحت امر عملیاتی خود داشت نیز انجام وظیفه نمود. این فرمانده خستگی ناپذیر سپاه اسلام، پس از عملیات والفجر 1 (20/1/1362) در شمال غرب فکه، در والفجر 2 (29/4/1362) در منطقه ی عمومی حاج عمران و والفجر 4 (27/5/1362) در منطقه ی عمومی پنجوین عراق شرکت کرد و لشکر نجف را از غرب کشور به جنوب، جهت انجام عملیات مهم و استراتژیک خیبر انتقال داد و در تاریخ 3/12/1362 عملیات خیبر نیز آغاز گردید و جزایر استراتژیک مجنون با رشادت شهید کاظمی و دیگر فرماندهان و رزمندگان اسلام به تصرف درآمد. در عملیات خیبر، یکی از انگشتان حاج احمد بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و ایشان با وجود درد شدید، جهت جلوگیری از عفونت، محل زخم انگشت را در آب نمک قرار می داد؛ ولی حاضر به ترک جبهه نبود و به راستی که لشکر بدون حاج احمد، آن صلابت لازم را نداشت. چون حاجی یکی از شجاع ترین و خلاق ترین فرماندهان سپاه بود که با هوش و توان فوق العاده ای که در برنامه ریزی عملیات ها داشت، بهترین طرح ها را برای مقابله با دشمن ارائه می داد و با از جان گذشتگی تمام وجود خود را در راه موفقیت عملیات ها گذاشته بود و عملیاتی نبود که حاج احمد، فرمانده خط شکن آن نباشد.

بعد از عملیات خیبر، وقفه ای یک ساله در انجام عملیات های بزرگ پیش آمد و ایشان نیز از فرصت به دست آمده نسبت به سازماندهی و بازسازی مجدد یگان و اجرای طرح های آموزشی برای رزمندگان اسلام استفاده نمود و با کوله باری تجربه از عملیات های گذشته و با درایت و تیزهوشی و صلابت در کلیه ی عملیات ها تا پایان جنگ از جمله عملیات بدر (20/12/1363) در شرق دجله، عملیات قادر (18/6/1364) در غرب کشور، عملیات والفجر 8 (20/11/1364) در منطقه ی شهر فاو عراق. عملیات کربلای 4 (3/10/1365) در جزایر ام الرصاص و ام البابی، عملیات کربلای 5 (19/10/1365) در محور شلمچه بصره، عملیات والفجر 10 (25/12/1366) در محور دربندیخان حلبچه (در عملیات والفجر 10 علاوه بر فرماندهی لشکر 8 به عنوان فرمانده یکی از قرارگاه های تاکتیکی نیز انجام وظیفه نمود) و عملیات بیت المقدس 7 (23/6/1367) در محور شلمچه به عنوان فرمانده لشکر، حضور فوق العاده پرصلابتی داشت؛ تا آنجا که فرمانده فداکار و از خود گذشته پی برده بودند و بارها در طول دفاع مقدس از قرار گرفتن در برابر لشکر 8 نجف و فرمانده شجاع آن حاج احمد کاظمی از ترس به خود می لرزیدند چون می دانستند احمد کاظمی و لشکرش از کلیه ی موانع خواهد گذشت و استحکامات آن ها را شکافته و به آن ها یورش خواهند برد. شهید کاظمی در هر عملیاتی که شرکت داشت، تعدادی از رزمندگان، همرزمان و فرماندهان لشکرش به خیل شهدا می پیوستند، بطوری که شهدای لشکر  تا پایان جنگ به بیش از 7 هزار نفر رسید. همواره در طول دفاع مقدس و پس از آن، غم دوری از یاران و همرزمان شهیدش بر او سنگینی می نمود و برای خود نیز همیشه از خداوند درخواست شهادت داشت. در طول دوران دفاع مقدس و مابین عملیات ها که با ایام محرم هم زمان می گردید، با عشق و علاقه ای که به آقا اباعبدالله الحسین و اهل بیت داشت. در جنوب و یا غرب کشور، نسبت به راه اندازی دسته های عزاداری از رزمندگان اسلام در لشکر و یا در شهرهای هم جوار لشکر اقدام می نمود. حاج احمد پس از پایان جنگ نیز برای مدتی جهت مقابله حاج احمد پس از پایان جنگ نیز برای مدتی جهت مقابله با تهدیدات احتمالی دشمن، با لشکر 8 در جنوب ماند و بعد از آن لشکر را به استان اصفهان منتقل کرد و نسبت به تجدید و تکمیل سازمان نیروی انسانی لشکر و همچنین تکمیل تجهیزات مورد نیاز آن اقدام نمود.