پاسخ به:شعر کوچولوها
دوشنبه 22 آذر 1389 11:30 AM
پدربزرگ میخونه
با صورتي مهربون
نشسته روي ايوون
از گل ياس و پونه
پدر بزرگ ميخونه
مي گه براي زري
قصه ديو و پري
قصه سنجاب و ماه
قورباغه توي چاه
حرفاش هميشه حرفه
موهاش برنگ برفه
با اون لباي خندون
دوستش دارم فراوون
نشسته روي ايوون
از گل ياس و پونه
پدر بزرگ ميخونه
مي گه براي زري
قصه ديو و پري
قصه سنجاب و ماه
قورباغه توي چاه
حرفاش هميشه حرفه
موهاش برنگ برفه
با اون لباي خندون
دوستش دارم فراوون