پدربزرگ میخونه


با صورتي مهربون
نشسته روي ايوون

از گل ياس و پونه
پدر بزرگ ميخونه

مي گه براي زري
قصه ديو و پري

قصه سنجاب و ماه
قورباغه توي چاه

حرفاش هميشه حرفه
موهاش برنگ برفه

با اون
لباي خندون
دوستش دارم فراوون