پاسخ به:شعر کوچولوها
شنبه 29 آبان 1389 2:44 PMمادربزرگ
مادربزرگ
وقتی اومد
خسته بود
چار قدش و
دور سرش
بسته بود
صدای كفشش كه اومد
دویدم
دور گُلای دامنش
پریدم
بوسه زدم روی لُپاش
تموم شدن خستگی هاش
تشکرات از این پست
mohammad_43
majid68
zahra_53