مشاهير برخوار وميمه

متخلّص به "جزي" از شعراي عهد قاجار (1323- 1264هـ.ق) داراي ديواني حجيم و ارزشمند به گويش محلّي گزي است. او شاعر توانمندي است كه علي رغم ناملايمات زندگي، بادرايت بي نظيرخود توانست در راه احيا و ابقاي زبان مادريش قدم بزرگ و شگرفي بردارد. گويش گزي جزو گويش هاي مركزي ايران به شمار مي رود كه مناطق وسيعي از اين نواحي كشور را تحت پوشش محاوره اي خود داشته و آثارآن هنوز در نقاط عديده اي باقي مانده است. اين گويش از نظر زباني و دستوري با زبان هاي فارسي ميانه و قديم ايران قرابت دارد و هنوز هم همچنان در زادگاه اين شاعر بزرگ، شهر گز برخوار، جاري است؛ شهري كه قدمت آن به تاريخ قبل ازاسلام برمي گردد.
مجموعه اشعار درويش عبّاس جزي نزديك به سيزده هزار بيت است كه همه را به گويش محلّي و در قالب بحور عروضي متداول سروده است. ديوان او شامل 297 غزل، 92 قصيده، 34 مسمّط، هشت قطعه، دو تركيب بند، يك ترجيع بند و چندرباعي و دوبيتي است كه مجموع آن ها نزديك به هشت هزار بيت است. علاوه بر ديوان مجموعه مثنوي هاي او تحت عنوان "ارشادالولد" به حدود پنج هزار بيت مي رسد.
درويش عبّاس با مطالعات گسترده، سيروسياحت و سلوك فردي و اجتماعي به مراتب والاي علمي، فكري و روحي نايل شد. در اشعارش تضمين ها و اقتباس هاي زيادي از آيات، روايات و اشعارشعراي بزرگي مثل حافظ، سعدي، مولوي، جامي و... دارد. او در غزلياتش، شاعر عشق و عرفان است، در قصايدش تصويرگر سيماي جامعه خويش است، در مسمّطاطش هم شاعر طبيعت است و هم ثنا گوي اهل بيت عصمت وطهارت(ع) و بالاخره مثنوي هاي وي نمايانگر حالات دروني وغليانات روحي او و آشفتگي هاي اجتماعي و اخلاقي است.
تسلّط شاعر به فنون ادبي و هنري، موسيقي شعر، آرايه هاي گوناگون بيان و بديع، فصا حت و بلاغت و جزالت كلام در جاي جاي اشعارش هويداست. در تصحيح ديوان اين شاعرگرانقدر، نگارنده علاوه بر معرّفي شاعر، گويش گزي و زادگاه وي، به مقابله نسخ و اختلاف نسخه هاي خطّي، تعيين وزن عروضي اشعار و ترتيب الفبايي اشعار به تفكيك قالب هاي شعري پرداخته و در پايان تعداد 2500 واژه محلّي گزي را كه در ديوان به كاررفته به همراه آوانويسي و معني فارسي ذكر كرده و با فهرستهاي اعلام اماكن و منابع و مآخذ، كار تصحيح را به پايان رسانيده است.
آيت ا.. العظمي شيخ عبدالكريم گزي
نويسنده كتاب تذكرة القبور در سال 1328 ه بوده اند. كتاب رجال اصفهان يا تذكره القبور اگر چه ظاهراً كتاب كوچكي است اما شامل اسامي قريب ششصد نفر از بزرگان علماء، شعراء، فلاسفه، حكماء، عرفاء و صوفيان و هنرمندان و خلاصه نمونه مختصري از رجال و مردان نامي اصفهاني در طول قرون و اعصار مي باشد. نويسنده در سال 1348 ه، ش كتاب « دانشمندان و بزرگان اصفهان »را تاليف و منتشر ساخت و چون اساس و مبناي كتاب بر پايه تاليف قبلي بود نام ديگر آن را هم تذكره القبور نهاد . اين كتاب نير مورد توجه و عنايت اهل مطالعه و تحقيق قرارگرفت و تقاضاي فضلاي اصفهان بخصوص در موضوع تهيه مقالت يا كتابي كه درحقيقت شناسنامه تخت فولاد باشد تجديد شد . در اين موقع ديگر گورستانهاي اصفهان كه شرح اجمالي واسامي آنها در مقدمه كتاب دانشمندان و بزرگان اصفهان ذكر شده است يكي پس از ديگري به وسيله شهرداريهاي وقت يا مردم سودجو تسطيح و اراضي آن عموماً بصورت خيابان، بيمارستان، مدرسه و يا خانه و مغازه درآمد و بطور كلي از بين رفت و هيچ گونه اثري از آنها باقي نماند حتي اسامي آنها را نيز تغيير دادند.
رشيدالدين‌ وطواط
نخستين‌بار رشيدالدين‌ وطواط (د 573ق‌/1177م‌)، با نگارش‌ لطايف‌ الامثال‌ وطرايف‌ الاقوال‌، به‌ درخواست‌ قطب‌الدين‌ محمد خوارزمشاه‌ (حك 491-521ق‌) گردآوري‌ مثل‌ را آغاز كرد. از آنجا كه‌رشيد وطواط علم‌ امثال‌ را از علوم‌ عرب‌ مى‌دانست‌(ص‌ 53)، مجموعه‌اي‌ از مثلهاي‌ عربى‌ را گرد آورد و به‌ فارسى‌ ترجمه‌ كرد؛ سپس‌حكايتهاي‌ مربوط به‌ آن‌ مثلها را به‌ اثر خود افزود و اين‌ مجموعه‌ را به‌ ترتيب‌الفبايى‌ منظم‌ كرد.
كتاب پرارزش ديگري كه به زبان فارسي در علوم بلاغي تأليف يافته حدائق السحر فيدقائق الشعر تأليف اديب بارع خواجه رشيدالدين وطواط (573 د.ق.) است كه از كتاب رادوياني پرآوازه‌تراست. رشيدالدين وطواط سخن‌سنج پرمايه‌اي بوده كه به بنياده ي بلاغت آشنايي كامل داشته و در كتاب خود درباره بعضي جامه‌سرايان فارسي و شيوه گفتار و سبك جامه سرايي و قوت و ضعف اشعار اظهارنظر كرده، از آن جمله: از اشعار مسعود سعد و كمالي و قطران تبريزي و ازرقي و فرخي سخن گفته و آنها را به محك نقد كشيده است.در مقام ادبي و سخن‌سنجي او بزرگاني همچون ياقوت حموي و خاقاني شرواني و بسياري ديگر از بزرگان ادب فارسي و عرب از توانايي و سخنوري او به بزرگي ياد كرده‌اند. به نوشته ياقوت حموي: رشيد در آن واحد يك بيت ازبحري به عربي نظم مي‌كرد و بيتي ديگر از فارسي به بحري جداگانه مي‌سرود و هر دو را با هم املا مي‌كرد. خاقاني نيز درقصايد خود از او به بزرگي ياد كرده از جمله در قصيده‌اي به اين مطلع:
 

مگر به ساحت گيتي نماند بوي وفا
كه هيچ انس نيامد زهيچ انس مرا

كه در پاسخ قصيده رشيدالدين وطواط سروده و نظم و نثرش را پروين و بنات النعش دانسته است:
 

… سزد كه عيد كنم در جهان به عزّرشيد
كه نظم و نثرش عيد مؤبّد است مرا
اگر به كوه رسيدي روايت سخنش
زهي رشيد جواب آمدي به جاي صدا
زنظم و نثرش پروين و نعش خيزد و او
به هم نمايد پروين و نعش در يك جا
عبارتش همه چون آفتاب و طرفه‌تر آن
كه نعش و پروين در آفتاب شد پيدا

اديب ( آيت الله حاج شيخ عباسعلي اديب)
فرزند حاج محمد جعفر كه قبلاً خادم تخلص مي كرد در روز جمعه 13 جمادي الاول 1315 هجري قمري در حبيب آباد برخوار به دنيا آمد. او تحت نظر معلم حبيب آبادي و آقا سيد مهدي درچه اي و آقا شيخ محمدرضا نجفي تحصيل و ضمن تدريس علوم فقه و اصول عربي، امامت مسجد مصري و صاحب بن عباد را به عهده داشت. رسالاتي در توبه و فضيلت علم تأليف نموده و از آن جمله شرح دعاى ندبه مي باشد. در ماده تاريخ وفات رجائي زخده اي گفته است:
 

رجا آن سر رشته اهل فضل
كه بسرشته با فضل او را سرشت