داستانى جالب از سهل بن حنیف

ابن اسحاق گفته:على بن ابیطالب علیه السلام پس ازرسول خدا سه شبانه روز در مکه ماند تا ودائعى را که رسول خدابه آنحضرت سپرده بود به صاحبانش بازگرداند،همه را به آنهاداد آنگاه در قباء به آنحضرت ملحق شد و در همان خانه‏کلثوم بن هدم که رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شده بود اونیز در همانجا وارد شده و منزل کرد.
و سپس داستان جالبى از على علیه السلام نقل کرده‏گوید:
على علیه السلام فرمود:در محله قباء زن مسلمانى بود که‏شوهر نداشت،و من مردى را دیدم که نیمه‏هاى شب مى‏آمد درخانه آن زن را مى‏کوبید و آن زن بیرون مى‏آمد و آن مرد چیزى به‏او مى‏داد.من که آن جریان را دیدم در کار آن زن به شبهه‏افتادم و بدو گفتم:
اى زن!این شخص کیست که هر شب بر در خانه تو مى‏آیدو در را مى‏کوبد و تو میروى و در را به روى او باز مى‏کنى وچیزى بتو مى‏دهد که من نمى‏دانم چیست؟در صورتیکه تو زنى‏مسلمان هستى و شوهر ندارى؟
پاسخداد:این مرد سهل بن حنیف است،که چون مى‏داندمن زنى بى‏سرپرست و بى کس هستم شبها که مى‏شود به سراغ‏بتهاى قوم و قبیله خود مى‏رود و آنها را شکسته چوبش را نزد من‏مى‏آورد و مى‏گوید:از چوب اینها استفاده کن...و على بن‏ابیطالب علیه السلام هنگامى که در عراق بود و سهل بن حنیف‏از دنیا رفت از این خاطره نیک او یاد مى‏کرد (1) .
---------------------------------------
1-سیرة النبویة ابن کثیر-ج 2 ص 270،و سهل بن حنیف از یاران امیر المؤمنین‏علیه السلام بود که سال 38 در کوفه از دنیا رفت و آنحضرت بر جنازه او نمازخوانده و دفن کردند.