پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 12:43 PMو اینک چند جمله درباره تاریخ وفات خدیجه
ابن کثیر در سیرة النبویه(ج 2 ص 132)از عروة بن زبیر وزهرى نقل کرده که گفتهاند: «توفیتخدیجه قبل ان تفرض الصلاة».
خدیجه پیش از فرض نماز وفات یافت...
ابن کثیر سپس گوید:منظور آنها این بوده که قبل از فرضنمازهاى پنجگانه در شب معراج وفات یافته...
نگارنده گوید:این گفتار از دو نظر مخدوش است:
یکى از نظر تاریخ معراج،زیرا همانگونه که قبلا در داستانمعراج گفته شد از نظر روایات و تواریخ آنچه قوىتر بنظر میرسدآن است که معراج،قبل از وفات ابو طالب و خدیجه اتفاق افتادهو شواهدى نیز بر این مطلب وجود دارد که از آنجمله است اینکه:
الف-از نووى نقل شده که گفته است:
«ان معظم السلف و جمهور المحدثین و الفقهاء على ان الاسراء و المعراجکان بعد البعثة بستة عشر شهرا» (1) .
یعنى بیشتر گذشتگان و جمهور محدثین و فقهاء برآنند کهاسراء و معراج رسول خدا(ص) شانزده ماه پس از بعثت آنحضرتبود.
ب-و از آنجمله روایت ذیل که در بیش از بیست کتاب ازکتابهاى شیعه و اهل سنت از ابن عباس و سعد بن مالک وسعد بن ابى وقاص و عایشه و دیگران روایتشده کهرسول خدا(ص) فاطمه را زیاد مىبوسید،و اینکار بر عایشه گرانآمد و چون به رسول خدا(ص)در این باره اعتراض کرد آنحضرتدر پاسخ عایشه فرمود:
«...نعم یا عایشه لما اسرى بى الى السماء دخلنى جبرئیل الجنة فناولنىمنها تفاحة فاکلتها فصارت نطفة فى صلبى،فلما نزلت واقعتخدیجة ففاطمةمن تلک النطفة،ففاطمة حوراء انسیة،و کلما اشتقت الى الجنة قبلتها» (2) .
یعنى-فرمود:آرى اى عایشه هنگامى که بمعراج رفتمجبرئیل مرا داخل بهشت کرد،و سیبى از بهشتبمن داد که آنراخوردم و بصورت نطفه در صلب من در آمد،و چون فرود آمدم باخدیجه در آمیختم و فاطمه از آن نطفه است،پس فاطمه حوریهاى استبصورت انس،و هرگاه اشتیاق به بهشت پیدا میکنم او رامىبوسم.
ج-روایتى که میگوید:شبى که رسول خدا(ص)بمعراجرفت و ابو طالب از مفقود شدن آنحضرت مطلع گردید سختنگران شد و بهمراه بنى هاشم بمسجد الحرام آمده و شمشیر خود رابرهنه کردند و در کنار حجر اسماعیل ایستاده و ابو طالب روبدانها کرده گفت:
«لو لم اره ما بقى منکم عین تطرف».
اگر او را دیدار نکنم کسى از شما را زنده نخواهمگذارد...
و ثانیا از نظر تاریخ فرض نمازهاى پنجگانه که آن هم موردخدشه است زیرا محدث بزرگوار ابن شهر آشوب در مناقب بطورجزم گوید:نمازهاى پنجگانه در سال نهم بعثت فرض شد (3) وابن اسحاق و ابن هشام نیز در سیرههاى خود فرض نماز را در سالاول بعثت و قبل از اسلام على علیه السلام ذکر کردهاند و در روایتىکه ابن هشام از ابن اسحاق روایت کرده اینگونه است که پس ازماجراى بعثت و نزول وحى و اسلام خدیجه میگوید:
«و افترضت الصلاة علیه فصلى رسول الله صلى الله علیه و آله».
سپس داستان تعلیم وضوء را بوسیله جبرئیل به آنحضرت نقلکرده و بدنبال آن گوید:رسول خدا(ص)بنزد خدیجه آمد وبهمانگونه که جبرئیل بآنحضرت تعلیم کرده بود وضوء را بخدیجهنیز یاد داد آنگاه روایت زیر را از ابن اسحاق از نافع بن جبیر بنمطعم از ابن عباس روایت کرده که گوید:
«...لما افترضت الصلاة على رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم اتاه جبریلعلیه السلام،فصلى به الظهر حین مالت الشمس،ثم صلى به العصر حین کانظله مثله،ثم صلى به المغرب حین غابت الشمس،ثم صلى به العشاء الآخرةحین ذهب الشفق،ثم صلى به الصبح حین طلع الفجر، ثم جاءه فصلى بهالظهر من غد حین کان ظله مثله،ثم صلى به العصر حین کان ظله مثلیه، ثمصلى به المغرب حین غابت الشمس لوقتها بالامس،ثم صلى به العشاء الآخرةحین ذهب ثلث اللیل الاول،ثم صلى به الصبح مسفرا غیر مشرق،ثم قال:یامحمد،الصلاة فیما بین صلاتک الیوم و صلاتک بالامس» (4) یعنى-هنگامى که نماز بر رسول خدا(ص)فرض شدجبرئیل آمده و نماز ظهر را در هنگام تمایل خورشید(از دائرهنصف النهار)خواند،و نماز عصر را پس از رفتن سایه باندازه او،ونماز مغرب را هنگام غروب خورشید،و نماز عشاء را پس از رفتنشفق و نماز صبح را پس از طلوع فجر خواند،و روز دیگر آمده نماز ظهر را باندازه رفتن سایه او و نماز عصر را هنگامى که سایهدو مقابل آن شد خواند و نماز مغرب را هنگام غروب خورشید،وعشاء را پس از گذشتن ثلث اول شب بخواند و نماز صبح راهنگامى که هوا روشن شده بود و هنوز آفتاب نزده بود بخواند وگفت:نماز را در میان این اوقات باید خواند...
و در تاریخ طبرى و کامل ابن اثیر نیز در حوادث سال اولبعثت و قبل از ماجراى معراج و ایمان على بن ابیطالب و دیگرانو هم چنین قبل از اظهار دعوت رسول خدا(ص)که در سال سومبعثت اتفاق افتاده داستان فرض نماز را ذکر کرده و عبارتکامل ابن اثیر اینگونه است که پس از ذکر ماجراى وحى و نزولقرآن بر رسول خدا گوید:
«ثم کان اول شىء فرض الله من شرایع الاسلام علیه بعد الاقرار بالتوحیدو البراءة من الاوثان الصلاة...» (5) یعنى نخستین چیزى را که خداى تعالى پس از اقرار به توحیدو بیزارى جستن از پرستش بتها فرض نمود نماز بود...
---------------------------------------------------
1-تاریخ بغداد ج 5 ص 87 و ذخائر العقبى ص 36 و میزان الاعتدال ج 2 ص 297 ومستدرک حاکم ج 3 ص 156 و بحار الانوار ج 18 ص 315 و علل الشرایع ص 72 وکتابهاى دیگرى که در پاورقى ج 1 الصحیح من السیره ص 271 نام آنها ذکر شده.
2-بحار الانوار ج 18 ص 384-مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 180.
3-مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 43.
4-سیره ابن هشام ص 243-245.
5-تاریخ طبرى ج 2 ص 53 و ص 55 و کامل التواریخ ج 2 ص 50 و 55 وبحار الانوار ج 8 ص 335 و 348.