و اینک چند جمله درباره تاریخ وفات خدیجه

ابن کثیر در سیرة النبویه(ج 2 ص 132)از عروة بن زبیر وزهرى نقل کرده که گفته‏اند: «توفیت‏خدیجه قبل ان تفرض الصلاة‏».
خدیجه پیش از فرض نماز وفات یافت...
ابن کثیر سپس گوید:منظور آنها این بوده که قبل از فرض‏نمازهاى پنجگانه در شب معراج وفات یافته...
نگارنده گوید:این گفتار از دو نظر مخدوش است:
یکى از نظر تاریخ معراج،زیرا همانگونه که قبلا در داستان‏معراج گفته شد از نظر روایات و تواریخ آنچه قوى‏تر بنظر میرسدآن است که معراج،قبل از وفات ابو طالب و خدیجه اتفاق افتاده‏و شواهدى نیز بر این مطلب وجود دارد که از آنجمله است اینکه:
الف-از نووى نقل شده که گفته است:
«ان معظم السلف و جمهور المحدثین و الفقهاء على ان الاسراء و المعراج‏کان بعد البعثة بستة عشر شهرا» (1) .
یعنى بیشتر گذشتگان و جمهور محدثین و فقهاء برآنند که‏اسراء و معراج رسول خدا(ص) شانزده ماه پس از بعثت آنحضرت‏بود.
ب-و از آنجمله روایت ذیل که در بیش از بیست کتاب ازکتابهاى شیعه و اهل سنت از ابن عباس و سعد بن مالک وسعد بن ابى وقاص و عایشه و دیگران روایت‏شده که‏رسول خدا(ص) فاطمه را زیاد مى‏بوسید،و اینکار بر عایشه گران‏آمد و چون به رسول خدا(ص)در این باره اعتراض کرد آنحضرت‏در پاسخ عایشه فرمود:
«...نعم یا عایشه لما اسرى بى الى السماء دخلنى جبرئیل الجنة فناولنى‏منها تفاحة فاکلتها فصارت نطفة فى صلبى،فلما نزلت واقعت‏خدیجة ففاطمة‏من تلک النطفة،ففاطمة حوراء انسیة،و کلما اشتقت الى الجنة قبلتها» (2) .
یعنى-فرمود:آرى اى عایشه هنگامى که بمعراج رفتم‏جبرئیل مرا داخل بهشت کرد،و سیبى از بهشت‏بمن داد که آنراخوردم و بصورت نطفه در صلب من در آمد،و چون فرود آمدم باخدیجه در آمیختم و فاطمه از آن نطفه است،پس فاطمه حوریه‏اى است‏بصورت انس،و هرگاه اشتیاق به بهشت پیدا میکنم او رامى‏بوسم.
ج-روایتى که میگوید:شبى که رسول خدا(ص)بمعراج‏رفت و ابو طالب از مفقود شدن آنحضرت مطلع گردید سخت‏نگران شد و بهمراه بنى هاشم بمسجد الحرام آمده و شمشیر خود رابرهنه کردند و در کنار حجر اسماعیل ایستاده و ابو طالب روبدانها کرده گفت:
«لو لم اره ما بقى منکم عین تطرف‏».
اگر او را دیدار نکنم کسى از شما را زنده نخواهم‏گذارد...
و ثانیا از نظر تاریخ فرض نمازهاى پنجگانه که آن هم موردخدشه است زیرا محدث بزرگوار ابن شهر آشوب در مناقب بطورجزم گوید:نمازهاى پنجگانه در سال نهم بعثت فرض شد (3) وابن اسحاق و ابن هشام نیز در سیره‏هاى خود فرض نماز را در سال‏اول بعثت و قبل از اسلام على علیه السلام ذکر کرده‏اند و در روایتى‏که ابن هشام از ابن اسحاق روایت کرده اینگونه است که پس ازماجراى بعثت و نزول وحى و اسلام خدیجه میگوید:
«و افترضت الصلاة علیه فصلى رسول الله صلى الله علیه و آله‏».
سپس داستان تعلیم وضوء را بوسیله جبرئیل به آنحضرت نقل‏کرده و بدنبال آن گوید:رسول خدا(ص)بنزد خدیجه آمد وبهمانگونه که جبرئیل بآنحضرت تعلیم کرده بود وضوء را بخدیجه‏نیز یاد داد آنگاه روایت زیر را از ابن اسحاق از نافع بن جبیر بن‏مطعم از ابن عباس روایت کرده که گوید:
«...لما افترضت الصلاة على رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم اتاه جبریل‏علیه السلام،فصلى به الظهر حین مالت الشمس،ثم صلى به العصر حین کان‏ظله مثله،ثم صلى به المغرب حین غابت الشمس،ثم صلى به العشاء الآخرة‏حین ذهب الشفق،ثم صلى به الصبح حین طلع الفجر، ثم جاءه فصلى به‏الظهر من غد حین کان ظله مثله،ثم صلى به العصر حین کان ظله مثلیه، ثم‏صلى به المغرب حین غابت الشمس لوقتها بالامس،ثم صلى به العشاء الآخرة‏حین ذهب ثلث اللیل الاول،ثم صلى به الصبح مسفرا غیر مشرق،ثم قال:یامحمد،الصلاة فیما بین صلاتک الیوم و صلاتک بالامس‏» (4) یعنى-هنگامى که نماز بر رسول خدا(ص)فرض شدجبرئیل آمده و نماز ظهر را در هنگام تمایل خورشید(از دائره‏نصف النهار)خواند،و نماز عصر را پس از رفتن سایه باندازه او،ونماز مغرب را هنگام غروب خورشید،و نماز عشاء را پس از رفتن‏شفق و نماز صبح را پس از طلوع فجر خواند،و روز دیگر آمده نماز ظهر را باندازه رفتن سایه او و نماز عصر را هنگامى که سایه‏دو مقابل آن شد خواند و نماز مغرب را هنگام غروب خورشید،وعشاء را پس از گذشتن ثلث اول شب بخواند و نماز صبح راهنگامى که هوا روشن شده بود و هنوز آفتاب نزده بود بخواند وگفت:نماز را در میان این اوقات باید خواند...
و در تاریخ طبرى و کامل ابن اثیر نیز در حوادث سال اول‏بعثت و قبل از ماجراى معراج و ایمان على بن ابیطالب و دیگران‏و هم چنین قبل از اظهار دعوت رسول خدا(ص)که در سال سوم‏بعثت اتفاق افتاده داستان فرض نماز را ذکر کرده و عبارت‏کامل ابن اثیر اینگونه است که پس از ذکر ماجراى وحى و نزول‏قرآن بر رسول خدا گوید:
«ثم کان اول شى‏ء فرض الله من شرایع الاسلام علیه بعد الاقرار بالتوحیدو البراءة من الاوثان الصلاة...» (5) یعنى نخستین چیزى را که خداى تعالى پس از اقرار به توحیدو بیزارى جستن از پرستش بتها فرض نمود نماز بود...
---------------------------------------------------
1-تاریخ بغداد ج 5 ص 87 و ذخائر العقبى ص 36 و میزان الاعتدال ج 2 ص 297 ومستدرک حاکم ج 3 ص 156 و بحار الانوار ج 18 ص 315 و علل الشرایع ص 72 وکتابهاى دیگرى که در پاورقى ج 1 الصحیح من السیره ص 271 نام آنها ذکر شده.
2-بحار الانوار ج 18 ص 384-مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 180.
3-مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 43.
4-سیره ابن هشام ص 243-245.
5-تاریخ طبرى ج 2 ص 53 و ص 55 و کامل التواریخ ج 2 ص 50 و 55 وبحار الانوار ج 8 ص 335 و 348.