پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 12:08 PM- آیا یک هجرت بود یا دو هجرت
مورخین عموما گفتهاند:مسلمانان دوبار به حبشه هجرتکردند بار اول یک گروه چهارده نفره یا پانزده نفره مرکب از ده مردو چهار زن،که در ماه رجب سال پنجم بعثت در نیمه شبى از مکهخارج شده و خود را به حبشه رساندند،و اینها حدود سه ماه درآنجا ماندند و در ماه شوال در همان سال پنجم به مکهبازگشتند...
و سبب بازگشت آنها نیز آن شد که به آنها خبر رسید کهاهل مکه مسلمان شده و اختلاف میان آنها و رسول خدا(ص) بر طرف گشته (1) و آنها نیز خوشحال و مسرور گشته و بسوى مکهبازگشتند ولى به پشت دروازههاى مکه که رسیدند معلوم شد اینخبر نادرست و دروغ بوده و چنانچه گفتهاند:چند تن از آنهادوباره به حبشه بازگشتند و بقیه نیز هر کدام در پناه یکى ازبزرگان قریش خود را بمکه رسانده و وارد شهر شدند (2) ...
و بار دوم پس از این هجرت بود که با هجرت جعفر بنابیطالب و همسرش اسماء بنت عمیس شروع شد و بدنبال اوجمع دیگرى نیز تدریجا به آنها ملحق شدند و در پایان عدد آنهابه هشتاد و سه مرد و نوزده زن (3) رسید بجز بچههائى که همراه آنهابودهاند،که البته این رقم در صورتى است که عمار بن یاسر وابو موسى اشعرى را هم جزء آنها بدانیم که مورد تردید و اختلافاست...و این آخرین رقمى است که در هجرت دوم حبشه ذکرکردهاند،ولى ممکن ستبگوئیم هجرت به حبشه یک هجرتبیش نبوده که در دو مرحله یا بیشتر انجام شده، چنانچه هجرترسول خدا(ص)و مسلمانان را به مدینه یک هجرت بیشترمحسوب نمىدارند اگر چه در طول بیش از یک سال انجامگردیده است...
و ما در اینجا نام برخى از سرشناسان ایشان را که دربخشهاى بعدى نیز نیازمند به دانستن آن هستیم براى شما ذکرمىکنیم و بدنبال سخن خود باز مىگردیم:
جعفر بن ابیطالب-از بنى هاشم-با همسرش اسماء-کهعبد الله بن جعفر نیز از آندو در حبشه بدنیا آمد-که در هجرت مرحلهدوم-و برخى هم او را جزء مهاجرین اول دانستهاند. (4)
زبیر بن عوام-از بنى اسد بن عبد العزى-در هجرت اول.
مصعب بن عمیر-از بنى عبد الدار-در هجرت اول.
عبد الرحمن بن عوف-از بنى زهرة-در هجرت اول.
عثمان بن عفان-از بنى امیة-در هجرت اول که همسرش رقیهدختر رسول خدا(ص)را نیز با خود برد.
عبد الله بن جحش-از بنى اسد بن خزیمة-که با همسرشام حبیبه دختر ابو سفیان بحبشه هجرت کرد و چنانچه در جاىخود مذکور خواهد شد وى در حبشه دست از اسلام کشید و بهدین نصرانیت در آمد و همسرش«ام حبیبه»از او جدا شد و چوناین خبر به رسول خدا(ص) رسید براى نجات یک زن مسلمان وبا ایمان و بزرگ زاده که در اثر پذیرفتن اسلام و ایمان بهرسول خدا(ص)از محیط خانوادهاش دور گشته بود و اکنون دچار یکشکست روحى دیگر و مشکلات تنهائى در غربتبود نامهاى بهنجاشى نوشت و بوسیله او ویرا براى خود خواستگارى نموده و بهعقد خود درآورد تا پس از گذشت مدتى زیاد بمدینه آمد و درخانه رسول خدا(ص) جاى گرفتبشرحى که بعدا خواهید خواند-انشاء الله تعالى-
عثمان بن مظعون-از بنى جمح-در هجرت اول-که با پسرشسائب بن عثمان و دو برادرش قدامة بن مظعون و عبد الله بن مظعونبدانجا رفت.
عمار بن یاسر-که از حلفاء و هم پیمانان بنى زهرة بود-در هجرت دوم-
ابو سلمة-از بنى مخزوم-که با همسرش ام سلمة(که بعدهابهمسرى رسول خدا در آمد) بحبشه هجرت کردند-در هجرت اول-
عبد الله بن مسعود-از حلفاء و هم پیمانان بنى هذیل-درهجرت دوم-
ابو عبیده جراح-از بنى الحارث-در هجرت دوم.
عبد الله بن حارث-از بنى سهم-در هجرت دوم،و او ازشعراى عرب بود که چون بحبشه رفتند و آسوده خاطر گشتنداشعارى در اینباره گفت که از آنجمله استشعر زیر:
یا راکبا بلغن عنى مغلغلة من کان یرجو بلاغ الله والدین کل امرى من عباد الله مضطهد ببطن مکة مقهور و مفتون انا وجدنا بلاد الله واسعة تنجى من الذل و المخراة و الهون فلا تقیموا على ذل الحیاة و خز ى فى الممات و عیب غیر مامون انا تبعنا رسول الله و اطرحوا قول النبى و عاشوا فى الموازین
------------------------------------------
1- و برخى سبب این خبر را نیز داستان غرانیق ذکر کردهاند که ما در بخش آیندهبطلان آن داستان را براى شما بتفصیل ذکر خواهیم کرد.
2- سیرة المصطفى هاشم معروف ص 165.
3- سیرة المصطفى-هاشم معروف-ص 177.
4- چنانچه ابن کثیر نیز آنرا ترجیح داده است(سیرة النبویة ابن کثیر ج 2 ص 6).