پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 10:45 AMنقد و بررسى این داستان
1-نخستین مطلبى که مورد بحث واقع شده،صحت و سقمصل این داستان و اثبات وقوع آن از نظر تاریخى است،زیرا اینداستان نیز همانند داستان سفر قبلى رسولخدا«ص»بهمراهابوطالب مورد خدشه و تردید است و روایت متقن و مسندى دراینباره بدست ما نرسیده جز همان روایاتى که یا بدون سند و یابصورت مرفوع از ابن اسحاق و جابر و خزیمه نقل شده که از نظرحدیثشناسان چندان اعتبارى ندارد،چنانچه بر اهل فن پوشیدهنیست،و همان خدشههائى که در حدیث بحیراى راهب و سفرقبلى رسول خدا«ص»بود در اینجا نیز وجود دارد،و خلاصه این داستان در حدیث معتبرى نقل نشده...
2-در عموم این روایات این جمله به چشم مىخورد کهخدیجه رسول خدا«ص»را اجیر کرد...و همین ماجرا سبب اینازدواج گردید در صورتى که در حدیث دیگرى که از عمار بن یاسرنقل شده و یعقوبى در تاریخ خود آنرا روایت نموده،عمار بن یاسرگوید:داستان ازدواج ربطى به سفر رسول خدا«ص»و اجیرشدن آنحضرت براى خدیجه نداشته،و اساسا رسول خدا«ص»
در طول زندگى خود نه اجیر خدیجه و نه اجیر احدى از مردم دیگرنشد...
و روایت عمار بن یاسر اینگونه است که مىگوید:
«انا اعلم بتزویج رسول الله«ص»خدیجه بنتخویلد،کنتصدیقا له فانا لنمشى یوما بین الصفا و المروه اذ بخدیجه بنتخویلدو اختها هاله،فلما رات رسول الله«ص»جائتنى هاله اختها،فقالت:
یا عمار ما لصاحبک حاجه فی خدیجة؟قلت:و الله ما ادرى!فرجعتفذکرت ذلک له،فقال:ارجع فواضعها وعدها یوما تاتیها...»
یعنى-من از داستان ازدواج رسول خدا«ص»با خدیجه دخترخویلد آگاهترم من که با آنحضرت دوست نزدیک بودم روزىبهمراه رسول خدا میان صفا و مروه مىرفتیم که ناگهان خدیجهو خواهرش هاله پدیدار شدند،و چون خدیجه رسول خدا«ص» را دیدار کرد خواهرش هاله بنزد من آمد و گفت:
اى عمار دوست تو را در خدیجه نیازى نیست؟(و علاقه بهازدواج با او ندارد؟)
گفتم:بخدا سوگند اطلاعى ندارم.و پس از این گفتگوبازگشته و مطلب را براى آنحضرت باز گفتم،رسولخدا«ص»
فرمود:برگرد و(براى گفتگو در اینباره)با او وعده دیدارى را درروزى قرار بگذار تا نزد او برویم. ..
و در پایان این روایت اینگونه است که مىگوید:
«...و انه ما کان مما یقول الناس انها استاجرته بشىء و لا کاناجیرا لاحد قط»
یعنى:جریان اینگونه که مردم مىگویند نبود و خدیجه رسولخدا«ص»را براى کارى اجیر نکرد،و آنحضرت هیچگاه اجیرکسى نشد.
و البته این روایت هم در بىاعتبارى همانند روایات قبلىاست،و یعقوبى نیز آن را به این صورت نقل کرده که«روىبعضهم عن عمار بن یاسر...» (1)
و در متن روایت هم جملهاى هست که قابل خدشه است ولى مىتواند آن روایات کم اعتبار قبلى را نیز کم اعتبارتر کندو موجب تردید بیشترى در صحت آنها گردد...
مگر آنکه کسى پاسخ دهد که کارگرى رسول خدا«ص»
براى خدیجه بصورت مضاربه و شرکت در سود حاصله بوده نهاجاره اصطلاحى،چنانچه در برخى از روایات نیز بدان تصریحشده مانند روایت کشف الغمه که در بحار الانوار نقل شدهو عبارت آن چنین است:
«...کانتخدیجه بنتخویلد امراة تاجرة ذات شرف و مالتستاجر الرجال فی مالها،و تضاربهم ایاه بشیء تجعله لهممنه...» (2)
که از این عبارت مىتوان (3) استفاده کرد که تعبیر به«اجیر»و«استیجار»نیز در روایات دیگر ممکن است بهمینمعناى مضاربه باشد و به اصطلاح تسامحى از این نظر درعبارت شده باشد...
3-چنانچه از روایات قبلى و همین روایت عمار بن یاسراستفاده شد بر فرض صحت اصل داستان،ارتباط آن با ازدواج خدیجه و آنحضرت نیز ثابت نشده،و از اینجهت نیز این روایاتقابل بحث و بررسى است و خالى از خدشه نخواهد بود.
-----------------------------------
1- تاریخ یعقوبى ج 2 ص 12
2- بحار الانوار ج 16 ص 9
3- سیره ابن هشام ج 1 ص 187