سخنى در باره اصل این داستان و روایات وارده در این باره  

ما بهتر است این روایات را جداگانه تحت بررسى و تحلیل‏قرار دهیم و از اینرو مى‏گوئیم: روایت نخست که در صحیح‏بخارى نقل شده از چند جهت مورد خدشه است:
1-از نظر سند،چون راوى حدیث ابو هریرة است و اوکسى است که به بازرگان حدیث معروف شده و پیش از این درقسمت اول بحث در باب معیارها (1) شواهدى براینمطلب ذکر کردیم و گویند:کار وى بجائى رسید که هر کس‏کسب و کارش کساد مى‏شد و کالاى تجارتى روى دستش‏مى‏ماند با پرداخت مال و یا وجه و یا آش و پلوئى به ابو هریره وجعل حدیثى در آن باره از زبان رسول خدا(ص)از ورشکستگى‏نجات مى‏یافت (2) و بهمین خاطر است که برخى گفته‏اند:
هیچ بعید نیست که ابو هریرة خود این نوع حدیثها را جعل‏کرده تا براى شغل خود آبروئى تحصیل کند زیرا وى در دوران حیات زندگى خود را به چوپانى مى‏گذرانید و بهمین خاطر نیزاین نام بر او غالب گردید زیرا وى‏«هرة‏»-یعنى گربه‏اى-راپیوسته همراه خود داشت که با آن بازى مى‏کرد،و چون در زمره‏مسلمانان در آمد این نام ملازم او گشت،ولى وى این نام راخوش نداشت و از اینرو این نوع احادیث را جعل کرد تا آبروئى‏به خود بدهد،و در زیر پوشش این گونه روایات وجهه‏اى براى‏خود دست و پا کند. (3)
2-این حدیث مخالف است با روایت دیگرى که ابن کثیردر کتاب البدایة و النهایة،و یعقوبى در تاریخ خود از عمار بن‏یاسر روایت کرده‏اند که در باره آنحضرت گفته:
«...و لا کان اجیرا لاحد قط‏» (4)
یعنى هرگز آنحضرت اجیر کسى نبود-و بصورت کارگر ومزدور براى کسى کار نکرد-و اگر نوبت به ترجیح نیز میان‏این دو روایت برسد روایت عمار بن یاسر نزد ما ترجیح دارد.
3-این حدیث با روایت دیگرى نیز که ذکر شد و در آن‏آمده بود که فرمود:
«...و بعثت و انا ارعى غنم اهلی باجیاد»
مخالف است زیرا در روایت ابو هریره‏«اهل مکه‏»است،ودر این روایت‏«اهلى‏»است،و از این نظر نیز روایت ابو هریره‏غیر قابل اعتبار و ضعیف مى‏شود.
این در مورد روایت ابو هریره.
و اما در مورد روایات دیگر نیز باید بگوئیم از نظر سند ضعیف‏است،گذشته از اینکه اصل پذیرفتن این مطلب یعنى تن دادن‏ابو طالب به چنین کارى براى رسول خدا مورد تردید و قابل خدشه‏است.
زیرا با توجه به علاقه شدید ابو طالب در حفاظت و نگهدارى‏آنحضرت و بخصوص با سخنانى که از کاهنان و پیشگویان ودیگران در باره آینده آنحضرت و دشمنى یهود با وى شنیده بود وخود همین راویان و تاریخ نویسان آن را با آب و تاب و طول وتفصیل نقل کرده‏اند چنانچه در داستان بحیرا نمونه‏اى از آن‏سخنان را شنیدید،و روایات دیگرى که ابو طالب پس از شنیدن‏آن اخبار لحظه‏اى رسول خدا را از خود جدا نمى‏کرد و سخت درحراست و حفاظت آنحضرت مى‏کوشید،پذیرفتن این مطلب که‏آنحضرت را روزها و شبها به تنهائى رها مى‏کرد تا در بیابانهاى‏مکه تک و تنها براى مردم مکه گوسفند چرانى کند بسیار بعید بنظر مى‏رسد.
و با توجه بدانچه گفته شد این قسمت از تاریخ نیز که‏بسیارى از سیره نویسان و اهل حدیث آنرا بصورت یک خاطره‏مسلمى در زندگانى آنحضرت آورده و نقل کرده‏اند مورد خدشه وتردید است و در نتیجه موردى براى اظهار نظر و اجتهادنویسندگانى همچون نویسنده کتاب‏«محمد پیامبرى که از نوباید شناخت‏»باقى نمى‏ماند که مى‏گوید:
«...در دوره‏اى از عمر که اطفال دیگر تمام اوقات خود را صرف‏بازى مى‏کنند محمد خردسال مجبور شد که تمام اوقات خود راصرف کار براى تحصیل معاش نماید،آن هم یکى از سخت‏ترین‏کارها یعنى نگاه‏دارى گله‏».
زیرا همانگونه که گفتیم اصل قضیه مورد تردید است تا چه‏رسد به اجتهادهاى دیگر...که ما با تفصیل بیشترى در قسمت‏اول از همین سلسله مقالات پاسخ آنرا ذکر کردیم.
و در خاتمه باید بگوئیم:با توجه به همه روایات و احادیثى‏که در باره گوسفندچرانى رسول خدا(ص)در دوران کودکى و یاجوانى وارد شده و با جرح و تعدیل و جمع و تفریقى که میان آنهابکنیم و بخواهیم اصل قضیه را بنحوى پذیرفته و مردود ندانیم،و از اشکالات و ایرادها نیز تا حدودى در امان باشیم باید همان‏گفتارى را که در مقاله نخست ذکر کرده‏ایم بپذیریم،و بگوئیم:
از آنجا که تلاش براى تحصیل معاش و تحمیل نشدن بردیگران در زندگى،یکى از برنامه‏هاى سازنده و شیوه‏هاى آموزنده‏زندگى پیمبران الهى بوده و پیوسته سعى مى‏کرده‏اند تا کارهاى‏خود را بدیگران واگذار نکنند و خود انجام دهند،دیگران را نیز به‏این شیوه پسندیده تشویق و تحریص مى‏نمودند....
و از آنجا که چرانیدن گوسفندان نیز یکى از شغلهاى پسندیده‏و کارهاى مورد پسند پیمبران الهى بوده و در شرح حال و زندگى‏ابراهیم خلیل و موساى کلیم و حضرت شعیب و دیگر از انبیاءعظام نمونه‏هائى از آن دیده مى‏شود،و در قرآن کریم نیز بدان‏اشاره شده... (5) و شاید یکى از علل آن نیز همان باشد که درروایت علل الشرایع ذکر شده،البته اگر از نظر سند ضعیف‏نباشد....
و از آنجا که گوسفند چرانى در زندگى اعراب آنزمان نیزیکى از رسوم معمولى و بلکه از کارهاى تفریحى کودکان وجوانان آنزمان بوده...
و از آنجا که رسول خدا خود داراى شتران و گوسفندانى بوده‏که از پدرش عبد الله و احیانا از مادرش آمنه به ارث برده بود (6) ،واحتمالا گوسفندان و شترانى نیز از عمویش ابو طالب بوده که نیازبه چرا داشته‏اند....
و از آنجا که محیط شهر مکه محیطى آلوده به شرک و فساد وظلم و فحشاء و زنا و میخوارگى و ده‏ها آلودگى و زشتى‏هاى‏دیگر بوده،و روح پاک و با صفاى رسول خدا که از آغاز زندگى‏و اوان جوانى با این نوع آلودگیها مخالف بود و سخت ازمشاهده آنها رنج مى‏برد و قدرت مبارزه و دفاع مظلومان را نیزنداشت،و دنبال بهانه‏اى مى‏گشت تا از آن محیط آلوده و پر ازفساد به دور باشد و حتى المقدور آن مناظر زننده و زشت رانبیند....
مى‏توان قبول کرد که براى مدتى آنوجود مقدس روزها که‏مى‏شده گوسفندان و شتران خود و خاندانش را-همانگونه که درآن روایت به تعبیر«اهلى‏»نیز آمده بود-بصحرا مى‏برده و به‏بهانه چرانیدن آنها خود را از محیط شهر مکه بکنارى مى‏کشیده و شب هنگام بشهر مى‏آمده و گاهى شبها را نیز در همان محیطبى سر و صداى بیابان بسر مى‏برده است،و این هایت‏سخنى‏است که مى‏توان در اینباره پذیرفت،وگرنه اصل مطلب خالى‏از خدشه نیست بهمانگونه که شنیدید،و ماجراى حلف الفضول‏نیز که در صفحات آینده مى‏خوانید مى‏تواند شاهدى بر این گفتارباشد،و الله اعلم.
---------------------------------------
1-به صفحه 37 تا 40 همین کتاب مراجعه نمائید.
2-براى اطلاع بیشتر در اینباره به کتاب‏«ابو هریرة بازرگان حدیث‏»تالیف علامه شیخ‏محمود ابوریه-یکى از علماء مصرى اهل سنت-که به فارسى ترجمه شده و کتابفروشى‏محمدى تهران آنرا چاپ کرده مراجعه نمائید.
3-سیرة المصطفى صفحه 61.
4-البدایة و النهایة جلد 1 صفحه 295.296.تاریخ یعقوبى ج 2 ص 12.
5-به سوره قصص و داستان رفتن موسى به مدین و ازدواج با دختر شعیب و گوسفند چرانى‏آنحضرت که در تفاسیر و تواریخ نقل شده مراجعه شود.
6-در مقالات گذشته ذکر شد که بنا بگفته ابن اثیر در اسد الغابة(ج 1 ص 14)و واقدى(چنانچه در بحار الانوار ج 15 ص 125 از وى نقل شده):رسول خدا از پدرش عبد الله پنج‏راس شتر و یک گله گوسفند به ارث برده بود.