پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 9:40 AMسخنى در باره اصل این داستان و روایات وارده در این باره
ما بهتر است این روایات را جداگانه تحت بررسى و تحلیلقرار دهیم و از اینرو مىگوئیم: روایت نخست که در صحیحبخارى نقل شده از چند جهت مورد خدشه است:
1-از نظر سند،چون راوى حدیث ابو هریرة است و اوکسى است که به بازرگان حدیث معروف شده و پیش از این درقسمت اول بحث در باب معیارها (1) شواهدى براینمطلب ذکر کردیم و گویند:کار وى بجائى رسید که هر کسکسب و کارش کساد مىشد و کالاى تجارتى روى دستشمىماند با پرداخت مال و یا وجه و یا آش و پلوئى به ابو هریره وجعل حدیثى در آن باره از زبان رسول خدا(ص)از ورشکستگىنجات مىیافت (2) و بهمین خاطر است که برخى گفتهاند:
هیچ بعید نیست که ابو هریرة خود این نوع حدیثها را جعلکرده تا براى شغل خود آبروئى تحصیل کند زیرا وى در دوران حیات زندگى خود را به چوپانى مىگذرانید و بهمین خاطر نیزاین نام بر او غالب گردید زیرا وى«هرة»-یعنى گربهاى-راپیوسته همراه خود داشت که با آن بازى مىکرد،و چون در زمرهمسلمانان در آمد این نام ملازم او گشت،ولى وى این نام راخوش نداشت و از اینرو این نوع احادیث را جعل کرد تا آبروئىبه خود بدهد،و در زیر پوشش این گونه روایات وجههاى براىخود دست و پا کند. (3)
2-این حدیث مخالف است با روایت دیگرى که ابن کثیردر کتاب البدایة و النهایة،و یعقوبى در تاریخ خود از عمار بنیاسر روایت کردهاند که در باره آنحضرت گفته:
«...و لا کان اجیرا لاحد قط» (4)
یعنى هرگز آنحضرت اجیر کسى نبود-و بصورت کارگر ومزدور براى کسى کار نکرد-و اگر نوبت به ترجیح نیز میاناین دو روایت برسد روایت عمار بن یاسر نزد ما ترجیح دارد.
3-این حدیث با روایت دیگرى نیز که ذکر شد و در آنآمده بود که فرمود:
«...و بعثت و انا ارعى غنم اهلی باجیاد»
مخالف است زیرا در روایت ابو هریره«اهل مکه»است،ودر این روایت«اهلى»است،و از این نظر نیز روایت ابو هریرهغیر قابل اعتبار و ضعیف مىشود.
این در مورد روایت ابو هریره.
و اما در مورد روایات دیگر نیز باید بگوئیم از نظر سند ضعیفاست،گذشته از اینکه اصل پذیرفتن این مطلب یعنى تن دادنابو طالب به چنین کارى براى رسول خدا مورد تردید و قابل خدشهاست.
زیرا با توجه به علاقه شدید ابو طالب در حفاظت و نگهدارىآنحضرت و بخصوص با سخنانى که از کاهنان و پیشگویان ودیگران در باره آینده آنحضرت و دشمنى یهود با وى شنیده بود وخود همین راویان و تاریخ نویسان آن را با آب و تاب و طول وتفصیل نقل کردهاند چنانچه در داستان بحیرا نمونهاى از آنسخنان را شنیدید،و روایات دیگرى که ابو طالب پس از شنیدنآن اخبار لحظهاى رسول خدا را از خود جدا نمىکرد و سخت درحراست و حفاظت آنحضرت مىکوشید،پذیرفتن این مطلب کهآنحضرت را روزها و شبها به تنهائى رها مىکرد تا در بیابانهاىمکه تک و تنها براى مردم مکه گوسفند چرانى کند بسیار بعید بنظر مىرسد.
و با توجه بدانچه گفته شد این قسمت از تاریخ نیز کهبسیارى از سیره نویسان و اهل حدیث آنرا بصورت یک خاطرهمسلمى در زندگانى آنحضرت آورده و نقل کردهاند مورد خدشه وتردید است و در نتیجه موردى براى اظهار نظر و اجتهادنویسندگانى همچون نویسنده کتاب«محمد پیامبرى که از نوباید شناخت»باقى نمىماند که مىگوید:
«...در دورهاى از عمر که اطفال دیگر تمام اوقات خود را صرفبازى مىکنند محمد خردسال مجبور شد که تمام اوقات خود راصرف کار براى تحصیل معاش نماید،آن هم یکى از سختترینکارها یعنى نگاهدارى گله».
زیرا همانگونه که گفتیم اصل قضیه مورد تردید است تا چهرسد به اجتهادهاى دیگر...که ما با تفصیل بیشترى در قسمتاول از همین سلسله مقالات پاسخ آنرا ذکر کردیم.
و در خاتمه باید بگوئیم:با توجه به همه روایات و احادیثىکه در باره گوسفندچرانى رسول خدا(ص)در دوران کودکى و یاجوانى وارد شده و با جرح و تعدیل و جمع و تفریقى که میان آنهابکنیم و بخواهیم اصل قضیه را بنحوى پذیرفته و مردود ندانیم،و از اشکالات و ایرادها نیز تا حدودى در امان باشیم باید همانگفتارى را که در مقاله نخست ذکر کردهایم بپذیریم،و بگوئیم:
از آنجا که تلاش براى تحصیل معاش و تحمیل نشدن بردیگران در زندگى،یکى از برنامههاى سازنده و شیوههاى آموزندهزندگى پیمبران الهى بوده و پیوسته سعى مىکردهاند تا کارهاىخود را بدیگران واگذار نکنند و خود انجام دهند،دیگران را نیز بهاین شیوه پسندیده تشویق و تحریص مىنمودند....
و از آنجا که چرانیدن گوسفندان نیز یکى از شغلهاى پسندیدهو کارهاى مورد پسند پیمبران الهى بوده و در شرح حال و زندگىابراهیم خلیل و موساى کلیم و حضرت شعیب و دیگر از انبیاءعظام نمونههائى از آن دیده مىشود،و در قرآن کریم نیز بداناشاره شده... (5) و شاید یکى از علل آن نیز همان باشد که درروایت علل الشرایع ذکر شده،البته اگر از نظر سند ضعیفنباشد....
و از آنجا که گوسفند چرانى در زندگى اعراب آنزمان نیزیکى از رسوم معمولى و بلکه از کارهاى تفریحى کودکان وجوانان آنزمان بوده...
و از آنجا که رسول خدا خود داراى شتران و گوسفندانى بودهکه از پدرش عبد الله و احیانا از مادرش آمنه به ارث برده بود (6) ،واحتمالا گوسفندان و شترانى نیز از عمویش ابو طالب بوده که نیازبه چرا داشتهاند....
و از آنجا که محیط شهر مکه محیطى آلوده به شرک و فساد وظلم و فحشاء و زنا و میخوارگى و دهها آلودگى و زشتىهاىدیگر بوده،و روح پاک و با صفاى رسول خدا که از آغاز زندگىو اوان جوانى با این نوع آلودگیها مخالف بود و سخت ازمشاهده آنها رنج مىبرد و قدرت مبارزه و دفاع مظلومان را نیزنداشت،و دنبال بهانهاى مىگشت تا از آن محیط آلوده و پر ازفساد به دور باشد و حتى المقدور آن مناظر زننده و زشت رانبیند....
مىتوان قبول کرد که براى مدتى آنوجود مقدس روزها کهمىشده گوسفندان و شتران خود و خاندانش را-همانگونه که درآن روایت به تعبیر«اهلى»نیز آمده بود-بصحرا مىبرده و بهبهانه چرانیدن آنها خود را از محیط شهر مکه بکنارى مىکشیده و شب هنگام بشهر مىآمده و گاهى شبها را نیز در همان محیطبى سر و صداى بیابان بسر مىبرده است،و این هایتسخنىاست که مىتوان در اینباره پذیرفت،وگرنه اصل مطلب خالىاز خدشه نیست بهمانگونه که شنیدید،و ماجراى حلف الفضولنیز که در صفحات آینده مىخوانید مىتواند شاهدى بر این گفتارباشد،و الله اعلم.
---------------------------------------
1-به صفحه 37 تا 40 همین کتاب مراجعه نمائید.
2-براى اطلاع بیشتر در اینباره به کتاب«ابو هریرة بازرگان حدیث»تالیف علامه شیخمحمود ابوریه-یکى از علماء مصرى اهل سنت-که به فارسى ترجمه شده و کتابفروشىمحمدى تهران آنرا چاپ کرده مراجعه نمائید.
3-سیرة المصطفى صفحه 61.
4-البدایة و النهایة جلد 1 صفحه 295.296.تاریخ یعقوبى ج 2 ص 12.
5-به سوره قصص و داستان رفتن موسى به مدین و ازدواج با دختر شعیب و گوسفند چرانىآنحضرت که در تفاسیر و تواریخ نقل شده مراجعه شود.
6-در مقالات گذشته ذکر شد که بنا بگفته ابن اثیر در اسد الغابة(ج 1 ص 14)و واقدى(چنانچه در بحار الانوار ج 15 ص 125 از وى نقل شده):رسول خدا از پدرش عبد الله پنجراس شتر و یک گله گوسفند به ارث برده بود.