یکى از اشکالهائى که بر اینمطلب شده این اشکال است که‏چگونه مردان موحدى مانند عبد المطلب و قصى بن کلاب نام‏فرزندان خود را عبد مناف،و عبد العزى گذارده‏اند... (1) و چنانچه میدانیم‏«مناف‏»و«عزى‏»نام دو بت بوده است؟
ولى با توجه به اینکه مسئله نامگذارى در گذشته و بلکه‏هم اکنون نیز غالبا بدست مادران و یا مادر بزرگان و یا بزرگ‏قبیله و یا دیگران انجام میشده و در بسیارى از موارد پدران چندان‏دخالتى نداشته‏اند،و یا زیاد دیده شده که پدر و مادر براى فرزندنامى انتخاب کرده‏اند ولى همان فرزند در میان مردم به نام‏دیگرى مشهور شده و همان نام مشهور روى او مانده است،چنانچه در باره خود عبد المطلب آمده است که نامش‏«شیبة الحمد»بود (2) ولى چون در وقت ورود به مکه پشت‏سر عمویش‏مطلب بر شتر سوار بود مردم خیال کردند او بنده مطلب است که‏او را از یثرب خریدارى کرده و به مکه آورده است-بشرحى که‏در زندگانى رسولخدا(ص)نوشته‏ایم- (3)
و یا در باره خود عبد مناف در تاریخ آمده که نام اصلى او«مغیرة‏»بوده ولى مادر و یا کسان او نامش را«عبد مناف‏»
گذارده‏اند.
و ما هم اکنون پس از گذشت قرنها از ظهور اسلام،و با همه‏سفارشهائى که در باره نام گذارى و اهمیت آن از طریق ائمه‏بزرگوار و رهبران الهى شده است مى‏بینیم هنوز در مسئله‏نام گذارى دقت نمى‏شود،و روى چشم و هم چشمى و رسوم‏و سنتهاى محلى،و به تعبیر ساده نامهاى‏«من درآورى‏»نامهاى‏بى معنى و غلطى مثل‏«شمس على‏»و«چراغعلى‏»و«زلفعلى‏»
و امثال آنها روى فرزندان خود مى‏گذارند که بدون توجه به‏معنى آنها این نامها را روى بچه‏ها نهاده‏اند...
----------------------------
1-بر طبق گفته اهل تاریخ نام ابو لهب عبد العزى بوده،و نام ابو طالب هم مطابق روایتى‏عبد مناف بوده که عبد المطلب در هنگام مرگ خود سفارش رسول خدا-و یتیم عبد الله-را بدوکرده و میگوید:
اوصیک یا عبد مناف بعدى بموحد بعد ابیه فرد
2-معناى‏«شیبة الحمد»را ما در زندگانى رسولخدا ص 13-در پاورقى-نقل کرده‏ایم.
3-زندگانى رسول خدا صفحة 14.