پاسخ به:ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
چهارشنبه 24 فروردین 1390 3:02 PMخبرگزاري فارس: يكي از اساتيد روابط بينالملل دانشگاه تهران تصريح كرد: رفتار دستگاه رسمي ديپلماسي ايران و همچنين عملكرد رسانههاي ما در مورد مسئله هستهاي چيزي جز غفلت و ترك فعل نيست.
"محمد عسگرخاني "، استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس ضمن اشاره به اهميت نقش ديپلماسي عمومي در روابط خارجي بين كشورها گفت: ديپلماسي امروزه به عنوان يك رشته تخصصي در زمينههاي آموزش و پژوهش محافل دانشگاهي تدريس ميشود. براي مثال امروزه ديپلماسي به دو گرايش ديپلماسي عمومي و سنتي تقسيم شده است.
وي افزود: امروزه فاكتورها و عوامل ديگري در ديپلماسي ايفاي نقش دارند. اگر به عنوان يك حرفهاي به اين رشته توجه كنيم ميبايست ديپلماسي داراي ساختار، دستور كار و فرآيند داشته باشد.
*دانشگاهيان، NGOها و بخش خصوصي فاكتورهاي جديد در عرصه ديپلماسي
استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران ادامه داد: زماني ديپلماسي توسط رؤساي قبيله، امپراتورها، پادشاهان، رؤساي جمهور و رهبران و سپس توسط دستگاه ديپلماسي، كه همان وزارت امور خارجه است، انجام ميشد.
عسگر خاني در ادامه تصريح كرد: اين دوران نيز دچار تحول شده و ديپلماسي به واسطه عوامل جديدي اجرا ميشود. به عنوان مثال دانشگاهيان و نخبگان علمي و همچنين بازيگران ورزشي، NGOها و بخش خصوصي وارد عرصه ديپلماسي عمومي شدهاند.
*رسانههاي گروهي ما در رابطه با موضوع هستهاي بسيار دير اقدام كردند
استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران در ادامه افزود: مهمترين مكانيزمي كه امروزه به عنوان عاملي تأثيرگذار بر تصميمگيريهاي مهم در عرصه ديپلماسي مورد توجه قرار گرفته است، نقش رسانههاي گروهي و ارتباطات است. البته بايد در اين ميان به نظريههاي روابط بينالملل در زمينه تئوري ارتباطات نيز توجه كرد.
عسگرخاني با اشاره به اينكه امروزه بايد ميان نظريههاي روابط بينالملل به تئوري ارتباطات نيز توجه كرد، گفت: تخصصي كردن علم اطلاعرساني، كمك شاياني به ديپلماسي ميكند. به عنوان مثال در بحث هستهاي، در عين حال كه رسانههاي گروهي ما بسيار دير به ميدان آمدند، به صورت تخصصي نيز به موضوع نپرداختند. اين پرونده داراي سابقهاي طولاني است كه شايد ريشههاي آن حداقل در زمينه بينالملل به سال 1939 (انقلاب مكزيك) برگردد.
*پرونده هستهاي ايران با ادبيات حاكم بر موضوع كنترل سلاح تلفيق شده است
استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران ادامه داد: از اين مسئله كه بگذريم مسئله هستهاي ايران با سياستهاي به اصطلاح خلع سلاح و سپس با ادبيات حاكم بر كنترل تسليحات تلفيق شده است و بزرگترين جلوه آن از دهه 1970 آغاز ميشود.
عسگرخاني گفت: از همان زمان هم مسئولين و رسانههاي گروهي سكوت و غفلت را در دستور كار خود قرار ميدادند، حال آنكه ساختار ديپلماسي مربوط به فناوري هستهاي، صلحآميز و يا غيرصلحآميز، در مسير تحول قرار داشت؛ يعني ساختار تغيير مي كرد و بر اساس آن، دستور كار جديدي در صحنه بينالملل تعريف ميشد. ادبياتي كه اصول و به عبارتي اهداف، هنجار، رفتار و قواعد خود را داشت.
* انفعال وزارت امور خارجه و سكوت رسانهها در قبال موضوع هستهاي
عسگر خاني با اشاره به تغييرات صورت گرفته در ساختار هاي بين المللي مرتبط با موضوع هسته اي افزود: به دنبال تصميماتي كه تعيين كننده نوع دستور كارها است، رويكردهاي جديد بين المللي به تدريج و در عين حال، با دقت كامل به رشته تحرير درآورده ميشد اما باز هم رسانههاي گروهي، كه منبع عظيم اطلاع رساني و عامل نفوذ در سياستگذاري بودند، سكوت اختيار كردند و يا با ترك فعل و غفلت، از انجام وظايف محوله سرباز ميزدند تا اينكه اين موضوع پس از ايجاد رويكردهاي قضايي به نحوي مغرضانه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران مطرح شد.
عسگرخاني افزود: از آنجا كه ديپلماسي رسمي بهدست وزارت امور خارجه مديريت ميشد و به عبارت ديگر معاملات و كنوانسيونها به واسطه اداره خلع سلاح وزارت امور خارجه انجام ميشد، هماهنگي بين وزارتخانه مذكور و رسانههاي گروهي صورت نگرفت و وزارت خارجه باتوجه به سياستهاي بوروكراتيك و ديوانسالارانه حاكم بر ساختار خود، با سانسور كامل در مجامع بينالمللي حضور پيدا كرد و رسانههاي گروهي نيز با عملكرد معاونت فوق همراهي كردند.
*شكست رسانههاي گروهي و دستگاه ديپلماسي در انعكاس دستاوردهاي هستهاي
عسگرخاني با اشاره به فرصتهاي از دست رفته در زمينه معرفي دستاوردهاي كشور در عرصه جهاني گفت: در عرصه بينالملل رسانههاي گروهي هرگز موفق نشدند اين غرور ملي و پروژه عظيم فناوري هستهاي را كه يقينا مهمتر از ملي كردن صنعت نفت است، به اطلاع جامعه جهاني برسانند و تعاريف موجود از اين فناوري هستهاي به گونهاي مغرضانه در رسانههاي گروهي خارج از كشور مطرح شد.
"دستگاه ديپلماسي بايد باتوجه به حضور رسمي خود در خارج از كشور، نهتنها با ايرانيان مقيم خارج بلكه با نخبگان آزادانديش بين المللي ارتباط برقرار كند و به صورت تخصصي با ايجاد فرمهاي مختلف به كالبدشكافي اين موضوع بپردازند ".
*ضرورت برگزاري كنگرههاي بين المللي با حضور دانشجويان، اساتيد و NGOها
استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران در ادامه گفت: جامعه جهاني نميتواند هميشه در اختيار گروه خاصي باشد، و ما شاهد آن هستيم كه در برخي موارد اين همراهي مثلا با آمريكا صورت نگرفته است. به عنوان مثال ميتوانيم بپرسيم كه چرا قانون تحريم ايران ابتدا مورد حمايت غرب قرار نگرفت.
عسگرخاني با اشاره به عملكرد ناقص وزارت امور خارجه در عرصه ديپلماسي عمومي تصريح كرد: تاكنون چند كنگره بينالمللي توسط رسانههاي گروهي به شيوهاي تخصصي برگزار شده است.
وي افزود: كنگره بينالمللي رسانههاي گروهي، به اين معنا نيست كه مسئولين كشور در آن شركت داشته باشند، بلكه بايد ديپلماسي غيررسمي متشكل از دانشجويان، اساتيد، NGOها و نخبگان در آن آزادانه شركت كنند و سپس بر اساس اصل شفافيت، از رسانههاي گروهي آزادانديش خارج نيز دعوت به عمل آيد.
*در پرونده هستهاي ايران، منافع و سرنوشت ملت در معرض خطر قرار دارد
استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران گفت: پروژه فناوري هستهاي ايران، به فرد و يا حزب خاصي تعلق ندارد، بلكه به ملت ايران قبل و بعد از انقلاب تعلق دارد. كساني كه با اين پروژه مخالفت ميكنند، چه اپوزيسيون و چه گروههاي سياسي داخل كشور، مخالف منافع ملت ايران در نسل حاضر و نسل آينده نيز هستند.
عسگرخاني با اشاره به اهداف پنهان مطرح شدن پرونده هسته اي عليه ايران اعلام كرد: تبليغات گسترده عليه ملت ايران را ميتوان در قانون تحريم ايران، كه قسمتي از آن ارتباطي با پرونده هستهاي ندارد، يافت.
وي افزود: با مطالعه اين پرونده خواهيم ديد كه نهتنها پروژه هسته اي، بلكه منافع و سرنوشت ملت ايران نيز در معرض خطر قرار دارد .به عنوان مثال شرايط حذف تحريمهاي آمريكا عليه ايران را منوط به ساير مسائل از قبيل تروريسم و حقوق بشر و صلح خاورميانه مينمايد.
*رويكرد دستگاه ديپلماسي و رسانههاي گروهي صرفا غفلت و ترك فعل است
عسگرخاني در پايان گفت: طرح مسائل متعدد در اين زمينه به وضوح نشان مي دهد موضوع هستهاي نيست. چرا ما نتوانستيم قطعنامهها و تصميمات اتخاذ شده عليه ايران را آنطور كه بايد و شايد براي مردم دنيا كالبدشكافي كنيم.
وي افزود: بديهي است رفتار دستگاه رسمي ديپلماسي ايران و همچنين عملكرد رسانهاي گروهي چيزي جز غفلت و ترك فعل نيست.
انتهاي پيام/پ*