پاسخ به:ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
چهارشنبه 24 فروردین 1390 2:57 PMخبرگزاري فارس: انديشكده روابط خارجي آمريكا با اشاره به اينكه آمريكا سومين جنگ خود را در دهه اخير آغاز كرده است، جنگ ليبي را همانند جنگ عراق در سال 2003 و جنگ افغانستان در 2001 ميلادي عجولانه و غيرمنطقي دانست.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده روابط خارجي آمريكا در گزارشي آورده است: دليلي كه آمريكا گزينه حمله نظامي به ليبي را انتخاب كرد، اين بود كه واشنگتن تصور ميكرد كه نيروهاي مقابل آمريكا در اين جنگ توان زيادي ندارند و از طرف ديگر تنها 2 درصد از توليد جهاني نفت به ليبي اختصاص دارد. در واقع هدف آمريكا از اين اقدامات مداخله نظامي و بازيگرداني جنگ داخلي ليبي است نه پيگيري اهداف بشردوستانه.
* آمريكا و غرب ميتوانستند با ابزارهاي ديپلماتيك به اهداف خود برسند
آمريكا و غرب گزينه هاي ديگري غير از مداخله نظامي نيز داشتند. صرفنظر از مداخله كشورهاي خارجي، آتش جنگهاي داخلي دير يا زود سرد و خاموش خواهند شد و پايان خواهند يافت. استفاده از ابزارهايي نظير تحريم هاي اقتصادي يا عمليات هاي سري، مي تواند رژيم را ضعيف كند. اوباما كه خواستار كناره گيري معمر القذافي از قدرت شده، در واقع ابزارهاي ديپلماتيك را ناديده گرفته است.
* اوباما از عدم حضور پيادهنظام آمريكا در ليبي سخن گفته است
در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: درخواست آمريكا براي سركوب قذافي دو مشكل ديگر نيز در پي خواهد داشت. نخست، اين درخواست خارج از قطعنامه سازمان ملل، كه مبناي اقدام نظامي كنوني است. دنيا از قذافي ميخواهد كه به حملات خود به مواضع انقلابيون پايان دهد و از شهرهاي ديگر خارج شود. در صورتي كه او موافقت كند، ميتواند در قدرت باقي بماند.
دوم، اين خواسته آمريكا نيز مغاير با محدوديت هاي اعلام شده اي است كه براي بركنار كردن قذافي، تدارك ديده شده است. اوباما به مردم آمريكا قول داده است كه پاي سربازان آمريكايي در خاك ليبي زمين نخواهد خورد و هيچ سربازي به ليبي اعزام نخواهد شد. اما هميشه نمي توان به ابزار محدود براي تحصيل اهداف نامحدود اعتماد كرد. چرا كه اهداف بزرگ نياز به پرداخت هزينههاي هنگفت دارد.
* مداخله نظامي و منطقه پرواز ممنوع هرگز كافي نخواهد بود
اين مداخله نظامي بنا به دلايلي عجولانه و غيرمنطقي است. سناريو هر چه باشد، چه بركنار كردن قذافي و چه ادامه يافتن موفقيت آميز جنگ، چيزي بيشتر از منطقه پرواز ممنوع و تلاشهاي نظامي بين اللملي كنوني مورد نياز و ضروري خواهد بود.
* هيچ برنامهاي پشت برنامه غرب در حمله به ليبي وجود ندارد
چهكسي نظم را در اين كشور برقرار خواهد كرد؟ چهكسي مي تواند از استمرار جنگ داخلي جلوگيري كند؟ ممكن است برخي براي چنين مشكلاتي نيروهاي نظامي خارجي را پيشنهاد دهند. اما نيروهاي كدام كشور و براي چه مدت و با چه مأموريتي و به چه قيمتي؟ به نظر ميرسد در باب هر يك از اين موارد به درستي فكر نشده و كاملاً مورد بررسي قرار نگرفتهاند.
* مداخله نظامي آمريكا در ليبي يك اشتباه استراتژيك است
مداخله نظامي به اين صورت يك اشتباه استراتژيك است. اگر سياست گذاران آمريكايي به فكر تقويت اقتصاد مصر يا رسيدگي به اوضاع بحراني بحرين بودند، عاقلانهتر به نظر ميرسيد. اتفاقات ليبي تأثير چنداني بر حوادث منطقه نخواهد داشت. در واقع، انزواي سياسي قذافي در خاورميانه بيش از هرچيز نشان دهنده حمايت اتحاديه عرب از مداخله نظامي ضد وي است.
*حمايت چندجانبه نبايد دليلي براي مداخله نظامي باشد
اينكه مداخله نظامي در ليبي چندجانبه است و به پشتوانه سازمان ملل و كمك نظامي چند كشور انجام ميشود، حقيقت دارد. اما اين چندجانبه گرايي به معني اين است كه فقط حمايت بينالمللي و سهيم شدن در مسئوليتها مطرح است و به اين معني نيست كه اين اقدام در طرح و اجرا عاقلانه و منطقي است. حمايت چندجانبه به خودي خود نبايد توجيهي براي مداخله نظامي باشد.
آنهايي كه از مداخله نظامي حمايت ميكنند، بر جنبه اخلاقي آن نيز تأكيد دارند. اما براي ايشان مهم آن است كه شرايط بهتري در ليبي ايجاد گردد تا اين هزينه هنگفت حداقل با منافعي كه از پي آن ميآيد، برابري كند.
*آيا امكان تشكيل دولت ملي در ليبي وجود دارد؟
متأسفانه به نظر نميرسد كه گروههاي مخالف قادر به تشكيل دولتي مطلوب و ملي باشند. اين دولت ممكن است فرقهاي، تندرو، محلي يا تركيبي از هر سه باشد. ليبي پس از آنكه سالها درگير جنگ داخلي شد يا پس از آنكه در مقابل گروههايي نظير القاعده ضعيف شد، ارزش جنگيدن نخواهد داشت.
* آمريكا بايد به فكر جنگ با كشورهاي خطرناك باشد
البته اين مداخله نظامي با مشكلات بسياري مواجه است. چطور ميتوان از مردان و زنان جوان آمريكايي خواست كه جان خود را به خاطر منافع غيرضروري و غيرحياتي به خطر بيندازند؟ چرا كه اين جنگ عواقبي به همراه خواهد داشت كه معلوم نيست باعث پيشرفت و بهبود شرايط موجود شود يا خير؟ اينكه آمريكا را وارد مداخله خارجي پرهزينه ديگري كنيم به هيچ وجه توجيه پذير نيست؛ چرا كه اين هزينهها بايد صرف اقتصاد و ارتش آمريكا شود تا دولت آمريكا معضلات داخلي خود را برطرف كرده آماده رويارويي با جنگهاي اجتناب ناپذيري مانند كره شمالي شود.
* آمريكا نبايد در هر مناقشه داخلي كه در ديگر كشورها به وجود ميآيد، دخالت كند
در بخش پاياني اين گزارش با اشاره به هدف آمريكا از مداخله در ليبي بيشتر به دليل احراز نقش جهاني اين كشور، از ضعف دولت آمريكا نيز سخن به ميان آمده است: حتي اگر پاي يك ديكتاتور مستبد در ميان باشد آمريكا نبايد در هر مناقشه داخلي كه در ديگر كشورها به وجود ميآيد، دخالت كند. مشكل اصلي كمبود منابع نيست؛ هرچند به عنوان مشكلي مهم بايد به آن توجه داشت. بلكه مشكل اصلي ناتواني آمريكا در تشخيص درست از نادرست است و اينكه راهحل هر مشكلي را هميشه نبايد در خود آن جستجو كرد.
انتهاي پيام./پ*