نيكي مضاعف
یک شنبه 9 اسفند 1388 2:17 PMخيلي تعجب كرده بودم،پيش خود فكر ميكردم اين چه كاري بود كه او كرد! مگريك شاخه گل چه ارزشي داشت، آيا عمرش بيش از يكي دو روز بود،وقتي طراوتش را ازدست بدهد بايد درون سطل زباله انداخته شود.
ديگران نيزمثل من تعجب كرده بودند.عدهاي باهم در گوشي صحبت ميكردند،عدهاي هم مات و مبهوت مانده بودند كه حكمت اين كارچه بود.
طاقتم تمام شد،پرسيدم:اي پسر رسولخدا، اين چه كاري بود كه شما كرديد، آن كنيز فقط يك شاخه گل بيمقدار به شما داد نه بيشتر،آنوقت شما او را آزاد كرديد،آيا اين لطف،بيش از حد نيست.
امامحسنمجتبي«ع» كه آن مجالس را براي تربيت امّت اسلام ترتيب ميداد و همهي حركات و سخنانش درس زندگي براي شنوندگان بود،با تبسّمي به زيبايي بهار،به همهي افراد جمع نگريست،سپس رو به من كرد و گفت: «اينكه نيكي و مهرباني كسي را با نيكويي بيشتري پاسخ دهي كمال ادب آدمي را ميرساند» و سپس خطاب به همه حضار فرمود: خدا در قرآن فرموده است، هنگاميكه كسي به شما تحيت ميگويد، و احترام ميكند، پاسخ محبت او را به بهترين شكل ممكن بدهيد، حال شما بگوييد،آيا پاسخ خوبي آن كنيز،ميتوانست چيزي بهتر از آزادياش باشد؟
منبع :نشريه قدر ،شماره 22.
تشکرات از این پست
sifalaw