فرايند انتقاد كه لازمه حركت تكاملي فرد و جامعه به حساب مي آيد از چه اقسامي برخوردار است و با چه روش ها و سازوكارهايي عملي مي گردد؟
پاسخ:
انتقاد در روند حركت از نقص به كمال فرد و جامعه از جايگاه والايي برخوردار است و در فرايند تحقق آن اقسام و روش ها و سازوكارهاي مختلفي را دارا مي باشد اينك اقسام و روش هاي انتقاد را به نحو اجمال مورد بررسي قرار مي دهيم.
اقسام انتقاد
به طور كلي، انتقاد به دو نوع سازنده و مخرب تقسيم مي شود: الف) انتقاد سازنده: انتقادي است كه به انگيزه اصلاح، رشد و تعالي جامعه و پالايش و زنگارزدايي از پيكره عظيم اجتماع، با اتخاذ روشي مناسب و شايسته درگفتار و كردار و ضمن احترام به شخصيت مخاطب، انجام مي گيرد و در آن، آداب تذكر و اندرز به طور كامل رعايت مي شود. ب) انتقاد مخرب: در اين انتقاد، تحريف و تخريب شخصيت، جاي گزين تكميل گرديده و تحقير به جاي تكريم نشسته است و به انگيزه افساد و ايجاد اختلاف و تفرقه در جامعه و كاشتن بذر كينه و نفاق و با روشي نامناسب صورت مي گيرد.
براي تشخيص نقد سازنده از مخرب، لازم است شيوه صحيح نقد بررسي شود.
شيوه هاي نقد
1-انتقاد مستقیم زبانی : منتقد با احراز شرايط، به طور مستقيم و شفاف، نظر خود را ابراز مي دارد. امروزه بيشترين نوع انتقاد در جامعه به اين صورت انجام مي گيرد. در سيره پيشوايان، نمونه هايي از انتقاد صريح به چشم مي خورد. برخي از اصحاب در محضر رسول اكرم(ص) مشغول صحبت بودند و درباره يكي از مسلمانان سخناني مي گفتند. رسول خدا(ص) آنان را نهي كرد و فرمود: شما غيبت او را كرديد. عرض نمودند: ما آن چه را در او هست بيان كرديم. حضرت فرمود: همين كه آن چه را در برادرتان هست بگوييد، كافي است.
(ميزان الحكمه، ج7، ص 348) 2-انتقاد غيرمستقيم زباني: يكي از شيوه هاي انتقاد كه بسيار كارساز است، ولي متاسفانه كمتر از آن استفاده مي شود، انتقاد به روش غيرمستقيم مي باشد. قرآن مجيد و پيشوايان دين در ايجاد ارتباط با مخاطب و طرح آموزه هاي خود، از اين روش سود مي جستند. بنا به فرموده امام صادق(ع)، قرآن به همين صورت نازل شده است و خطاب هاي قرآن گرچه به پيامبر(ص) است. در واقع به مومنان اشاره دارد. 3-انتقاد غيرزباني: گاهي انتقاد از طريق تغيير در چهره انجام مي گيرد. كاربرد اين نوع انتقاد، زماني است كه بين نقدكننده و نقدشونده رابطه اي بسيار صميمي وجود دارد و نقدشونده خود را نيازمند اين رابطه گرم مي داند. برخورد پيامبر(ص) با دختر گرامي شان حضرت فاطمه(س) از همين نوع است. ايشان پس از بازگشت از سفري، طبق معمول به ديدار حضرت فاطمه(س) رفتند وبرخلاف هميشه، پس از مكث كوتاهي، خانه دخترش را ترك كردند. حضرت فاطمه(س) متوجه پرده اي شد كه به تازگي بر در خانه آويخته بود و حدس زد نگاه سرد رسول الله(ص) به دليل آن باشد. از اين رو به سرعت پرده را همراه با پيامي به نزد پدر فرستاد. پيامبر(ص) پس ازشنيدن پيغام دختر بزرگوار خود فرمود: پدرت فداي تو باد و با خوش حالي بار ديگر به ديدار فاطمه(س) آمدند.