مواعظ خواندنی

اشاره

پند پيران را بايد به گوش شنيد و به جان نيوشيد. بهترين ميراثي كه از پيشينيان بر جاي مانده است، تجربه‌هاي معنوي گراني است كه ارزان به نسل جوان رسيده است. يكي از اين ميراث‌هاي ناب و درّهاي كم‌ياب، رساله ايها الولد از امام محمد غزالي است كه در اين شماره، نكته‌هايي از آن را عرضه مي‌داريم.


مقدمه

امام محمد غزالي، رساله ايها الولد را در پاسخ به پرسش‌هاي يكي از شاگردانش، كه غزالي او را در اين رساله «فرزند» خطاب مي‌كند، نگاشته است. شاگرد از استادش مي‌خواهد كه مسير الي‌الله را به او نشان دهد، به گونه‌اي كه آخرت او آباد گردد. از اين رو، از غزالي مي‌خواهد متني براي او بنويسد كه آن را هميشه همراه داشته باشد و بتواند به آن عمل كند. استاد نيز سخاوتمندانه، درس‌ها و پندهاي اخلاقي و عرفاني مشحون با كلام وحي را به او ارزاني مي‌دارد.


اي فرزند! از اعمال صالح و احوال معنوي تهي مباش و يقين بدان كه علمِ تنها، تو را دستگيري نكند. اگر كسي شمشيرها و سلاح‌هاي نيكو فراهم كند و خود نيز شجاع و مرد ميدان باشد، آن‌گاه شير درنده‌اي به او حمله كند، تو فكر مي‌كني چه خواهد شد؟ آيا سلاح‌هاي او بدون اينكه از آنها استفاده كند، مي‌تواند به خودي خود شرّ آن شير را از سر اين مرد كوتاه كند؟ مسلّم است كه بدون اينكه آن مرد آنها را به كار ببندد، آن سلاح‌ها اثري نخواهد داشت. اين‌گونه است وضع مردي كه هزاران مسئله علمي را به خوبي ياد بگيرد، ولي تا هنگامي كه به آنها عمل نكرده، آن علوم هيچ فايده‌اي نخواهد داشت. اگر صد سال درس ‌بخواني و هزار كتاب جمع‌آوري كني، سزاوار رحمت خدا نمي‌گردي، مگر با عمل به آموخته‌هايت.


اي فرزند! تا كاري انجام ندهي، مزد نيابي. آورده‌اند كه مردي از بني‌اسرائيل هفتاد سال خدا را عبادت كرد. پس خداوند خواست كه مرتبه خلوص او را بر فرشتگان جلوه‌‌گر سازد. فرشته‌اي به سوي او فرستاد تا به او بگويد كه اين عبادات، او را شايسته ورود به بهشت نمي‌گرداند. زماني كه آن فرشته، پيغام را به آن مرد عابد رسانيد، عابد گفت: ما براي عبادت و بندگي خدا آفريده شده‌ايم و بر ما سزاوار است كه او را عبادت كنيم. وقتي فرشته بازگشت، به حضرت حق عرض كرد: خداوندا! تو به آنچه او گفت داناتري. خداوند متعالي فرمود: وقتي او از بندگي و عبادت ما ـ با علم به اينكه وارد بهشت نمي‌شود ـ روي‌گردان نمي‌شود، بر ما با وجود فضل و كرم، زيبنده نيست كه از او روي برگردانيم. ‌اي فرشتگان من! گواه باشيد كه او را آمرزيدم.


اي فرزند! چه بسيار شب‌ها را كه به خاطر تكرار علم و مطالعه كتب مختلف زنده داشته‌اي و خواب نوشين را بر خويش حرام كردي، نمي‌دانم كه علت اين بيدار بودن چه بوده است؟ اگر غرض از اين كار، رسيدن به اهداف مادي و كسب مال و منال دنيا و به دست آوردن مقام و منصب و مباهات بر همگنان و هم‌رديفان باشد، پس واي بر تو كه سخت در خسراني؛ و اما اگر منظورت از اين كار، احياي شريعت نبوي و تهذيب خلق وخو و سرشت خويشتن و شكستن نفس اماره باشد كه انسان را به بدي‌ها سوق مي‌دهد، پس مبارك و گوارا باد بر تو كه خوش‌بختي قرين توست.


اي فرزند! آن‌گونه كه مي‌پسندي زندگي كن، ولي بدان كه عاقبت مرگ در انتظار توست.


هر آنچه را خواهي دوست داشته باش، ولي بدان كه از آن جدا خواهي شد.


اي فرزند! علم بي‌عمل، ديوانگي است و عمل بي‌علم، شدني نيست. علمي كه تو را از معاصي باز ندارد و به اطاعت معبود وادار نكند، فرداي قيامت تو را از آتش دوزخ باز نخواهد داشت. اگر امروز به دانشت عمل نكني و درصدد جبران روزهاي گذشته برنيايي، روز قيامت از آناني خواهي بود كه مي‌گويند: خداوندا! ما را به دنيا بازگردان تا كار شايسته انجام دهيم، و آن‌گاه به تو مي‌گويند: احمق! تو خود از آنجا آمده‌اي.


اي فرزند! همت در جان مي‌بايد داد و هزيمت در نفس و تن بر مرگ مي‌بايد نهاد؛ ‌چرا كه منزل، گورستان است و اهل قبور منتظرند تا ببينند چه موقع به آنان مي‌پيوندي. پس مبادا كه بي‌زاد و توشه بروي.


بزرگي گفته است: بدن‌ها يا قفس پرندگان است يا طويله چهارپايان. اكنون در خويشتن بنگر و انديشه كن كه از كدام‌يك هستي؟ اگر از مرغان آشيان باشي، چون آواز كوس «اِرجِعي اِلي رَبِّك» را شنيدي، به سوي والاترين مكان‌هاي عرش، پرواز مي‌كني؛ و اگر خداي ناكرده از چهارپايان باشي، از زاويه خانه، به ‌هاويه آتش‌ رخت خواهي كشيد و خداوند فرموده است: «أُولَئِكَ كَالاَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛ ايشان همانند چهارپايانند بلكه گمراه‌تر از آنانند». (اعراف: 179)


اي فرزند! خلاصه و چكيده علم اين است كه بداني ماهيت طاعت و عبادت چيست، و بدان آن دو، پيروي كردن از شرع مقدس در اوامر و نواهي، با گفتار و كردار است؛ يعني آنچه را انجام مي‌دهي يا نمي‌دهي و مي‌گويي و نمي‌گويي، بايد همه به فرمان شرع مقدس باشد.


اي فرزند! شايسته است گفتار و كردارت موافق شرع مبين باشد؛ چرا كه وقتي علم و عمل از شريعت پيروي نكنند، جز گمراهي چيزي در پي ندارند. آگاه باش كه زبان ِرها و آزاد و دلِ مملو از غفلت و شهوت، علامت بدبختي و شقاوت است و تا هواي نفس به صدق مجاهدت كشته نشود، دل به انوار معرفت زنده نخواهد گشت.[1]


[1]. امام محمد غزالي، ايها الولد، ترجمه: باقر غباري، تهران، جهاد دانشگاهي، چ 1، 1364.