گل سرخي زيبا 
تو گلا پژمرده 
باد و طوفان شايد 
غنچه اش را برده 
تازه و كوچك بود 
سبز و نشكفته و ترد 
نكند دست كسي 
غنچه را با خود برد 
گوش كن ميخواند 
گرم و زيبا بلبل 
دوستانش هستند 
غنچه هاي يك گل 
كاشكي هيچكسي 
نكند آنها را 
تا ببينند همه 
همه گلها را