دبیر ادبیاتی داشتیم که مخالف رژیم شاه بود و درباره فقر و تبعیض در جامعه  حرف های دلنشینی می زد. یک روز عباس علی به ما گفت:
بچه ها!  ما نباید تحت تاثیر حرف های دبیر ادبیات باشیم.

ما به او اعتراض کردیم و گفتیم:


چرا؟  او که حرف های خوبی می زند.


او گفت:  دبیر ادبیات کمونیست است. حتی یک بار هم از دین و مذهب حرفی نزده.


یک روز که د ر کلاس بحث داغ شده بود،  دبیر ادبیات شروع به صحبت درباره ی حضرت علی کرد و فقط از شجاعت و جوانمردی امام حرف زد. همه سرا پا گوش بود ند که یک دفعه عباس علی از جا بلند شد و از معلم اجازه گرفت تا حرف بزند. معلم به او اجازه داد و عباس علی با شجاعت گفت:


شما نمی توانید مولای متقیان حضرت علی را با مارکس و لنین مقایسه کنید. حضرت علی در عین شجاعت و دلیری، عابدترین و زاهدترین مردم بود. خداوند کسی مانند علی را نیافریده است. این بی انصافی است که علی را با دیگران مقایسه کنید.


سپس گفت: شما حرف های خودتان را زدید و ما گوش کردیم. حالا اجازه بدهید که ما هم حرف بزنیم و شما گوش کنید. مبارزه با ظلم و ستم وقتی ارزش دارد که در خط اسلام باشد.