پاسخ به:اخبار اجتماعی امروز
سه شنبه 24 اسفند 1389 3:18 PMخبرگزاري فارس: در بيانيه هيئت داوران جشنوارههاي رسانهاي سازمان ميراث فرهنگي تأكيد شد: گردشگري ما جان ندارد از بس كه نان ميخواهد. نماي اين صنعت به رونق بسته است و داشتههايش با وجود چنين ميراث باشكوهي وافر و افزون. گردشگران براي ما آن هنگام به گردش درميآيند كه درها را به رويشان با همه تأملها بگشاييم.
به گزارش خبرگزاري فارس هيئت داوران پنجمين جشنواره ميراث فرهنگي و رسانه، سومين جشنواره گردشگري و رسانه، دومين جشنواره دستها و نقشها در دريچه اول بيانيه خود اعلام كردند: دل آسا ميشود آن هنگام كه ميراث ما نقش زنان به گردش ميآيد؛ اما به شرط شرايط هموار و به تناسب جلوه جلال ايران زمين.
ميراث ما، لوح زرين تاريخ و درس داناي زندگي است كه بشريت از كوروش و پيش از آن پاي آموختنش زانوي ادب زده است. امروز اين ميراث، با همه فراز و فرودهاي پيشاروي، افراشته ميشود تا چشم جهان را بار ديگر به آن لوح واره ماندگار متمركز سازد.
ميراث ما، نماند تا در «امروز» متوقف شود ماند تا «فردا» را زير نگاه خويش بياورد و آوردگاه بدخواهان را درهم شكند.
ميراث ما، رسانا و راهور بوده و خواهد بود. چنين است كه از آن سنگ نبشتهها سلوكها و شكوهها، در دانايي درخشيده و نسل به نسل رساتر شده است تا رسانهها در قاب اكنون ميراث داران مداد و امداد اين ميراث مانا باشند. باز با اين وجود درنگ واجب است.
دريچه دوم: دل آسا ميشود، آن هنگام كه ميراث ما نقش زنان به گردش مي آيد؛ اما به شرط شرايط هموار و به تناسب جلوه جلال ايران زمين.
گردشگري ما جان ندارد از بس كه نان ميخواهد. نماي اين صنعت به رونق بسته است و داشتههايش با وجود چنين ميراث باشكوهي وافر و افزون. گردشگران براي ما آن هنگام به گردش درميآيند كه درها را به رويشان با همه تأملها بگشاييم. «آن گردش» و «اين درگشايي» دولا براي حركت يك باب است؛ باب آشتي و تدبير، مهر ورزي و تحكيم.
رسانهها هر بار كه براي گردش صنعت گردشگري به جنبش درميآيند تلخ تر مينگارند و رصد ميكنند. گرچه چندي است ترويج جاذبههاي شكوه ميراثي ما اين حوزه را دارد با قافله خود همراه ميكند و ميبرد باز با اين وجود درنگ واجب است.
دريچه سوم: دل آسا ميشود آن هنگام كه ميراث ما نقش زنان به گردش ميآيد؛ اما به شرط شرايط هموار و به تناسب جلوه جلال ايران زمين.
دستها و نقشها براي صنايع دستي بي بديل ايرانيان، ميكوبد، ميرقصد و ميآفريند. آفرينشي از جنس آب و آينه، از بس كه ظريف است ولي صدها سال است كه نميشكند. راستي اين حوزه را هنر هنرها ناميم يا سرور صنعتها؟ پاسخ اما پالوده و يكسان نخواهد بود. دل ميگويد: جام جاودان هنرش بخوان و عقل چون قابل معامله و داد و ستد ميخواندش فزون صنعت يگانه ايراني نام ميگذاردش.
رسانهها و روزنامه نگاران اما چون طبعي جاري و آب واره دارند با هر كوبش چكش از سوي دستها براي حك نقشها، دست افشاني مي كنند ولي نقدها و گزارشهايشان در اين حوزه بيشتر به مويههايي ميماند كه دلواپس از دست دادنها و فرداهاست. هرقدر هم صنايع دستي ما قد كشيده باشد باز با اين وجود درنگ واجب است.
با اين 3 زاويه نگاه به 3 حوزه ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي، هيئت داوران اين دوره از جشنوارههاي تركيبي ياد شده معتقد است، رسانهها همچنان حس بيدار و وجدان آگاه و نقاد خود را حفظ كردهاند ولي با اين وجود بررسي دقيقتر آثار، به طور فهرست وار اين ارزيابي و نقد را در برابر روزنامهنگاران حوزههاي ياد شده ميگذارد:
- مجموع آثار ارسالي در هر 3 حوزه با وجود نقطههاي قوت نشان ميدهد كه ميان هدف حرفهاي با آثار ارائه شده فاصله وجود دارد آن هدف مطبوعاتي و اين فاصله، ميتواند روزنامهنگاران گرامي حاضر در اين حوزه تخصصي را مجاب كند كه براي آينده توليدهاي حرفهايتري را عرضه كنند.
اما درباره هر رشته به طور تفكيك شده ميتوان چنين گفت:
- در رشته خبر از شبكه خبر و يا خبرهاي كلامي حتي المقدور پرهيز شود و به توليد حرفاي خود خبر توجه شود.
- در رشته گزارش خبري به جمع بنديهاي صرف خبري، بدون كشف رابطهها و توصيف آنها قانع نشويم و گاه اين فرم را با يادداشت نويسي اشتباه نگيريم.
- در رشته گفتوگو، بيشتر شاهد انجام گفتوگو به سبك عمقي باشيم.
- در رشته گزارش ميدان را براي توليد گزارشهاي تحليلي بيشتر باز كنيم به شرط آنكه چارچوب آن رعايت شود و البته پا را فراتر نهيم و شاهد توليد گزارشهاي تحقيقي باشيم.
- در رشته مقاله و نقد، سوژههاي كاربرديتري را با چاشني اطلاعات روز به كار گيريم.
- در رشته يادداشت و سرمقاله چارچوبهاي حرفهاي روزنامهنگاري را كه سبب شفاف سازي سوژهها شود و فرهنگسازي در اين حوزه را به ارمغان آورد رعايت نماييم.
- در رشته تيتر، براي ماندگار شدن تيتر از ادبياتي مستقل، پيامي غيرمستقيم و واژگاني متفاوت سود جوييم.
- در رشته عكس، ضمن حفظ قواعد حرفهاي، تنها به جاذبههاي بصري سوژه بسنده نكنيم و ابعاد محتوايي و مسائل و مشكلات مربوط به سوژه در حوزههاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي را نيز مدنظر قرار دهيم.
از آنجا كه حوزههاي ميراث فرهنگي گردشگري و صنايع دستي از جاذبهاي خاص برخوردار است انتظار ميشود از توليد آثار احياناً تكراري يا كليشهاي دوري جسته شود و در مقابل به ويژه در زمينه گزارش و نقد نهتنها شاهد توليد آثار متفاوت بلكه درخشان و يگانه باشيم چنين باد.
انتهاي پيام/ر