پاسخ به:اخبار سیاسی امروز
شنبه 21 اسفند 1389 7:24 PMروایت امام موسی صدر از تاریخ و سرنوشت فلسطین/ اشک موسی بر قدس مصلوب
گروه فرهنگی مشــرق - امام موسی صدر از قدس گفته بود: «از نظر اسلام قدس مفهومی اساسی دارد؛ چرا که قدس تلاقی اسلام با دیانتهای دیگر و با تمدن جهان است. قدس جنبهی جهانی بودن اسلام نه عربی بودن را تثبیت می کند.»
موسی صدر از همان وقتها نسبت به خطر یهودیسازی هشدار میداد و در همین مصاحبه هم اشاره کرده بود که یهودی کردن قدس و اهانت به مسجدالاقصی و کلیساها و شیوع فساد و توطئه در این شهر با اعماق اسلام منافات دارد و بعد هم گفته بود تا زمانی که یک نفر مسلمان پایبند به دین وجود داشته باشد، در مقابل این سیاست ها آرام نمینشیند.
در جای دیگری از این مصاحبه مسیح آن روزهای لبنان ادعای اسرائیل را که میگفتند مملکت خدا را ایجاد میکنیم رد کرده بود:« نظر عموم این ها، آیا مملکت خدا، که اسرائیل مدعی تأسیس و وراثت آن است، ممکن است یک امپراطوری زورگو و خشن همیشگی و ظالمانه باشد؟ مملکت خدا باید نور و رحمت باشد.آیا خداوند برای اجرای وعدهی خود، به بمبهای آتشزا(ناپالم) متوسل میشود؟ و توصیف خدا با این اوصاف بر خلاف همهی ادیان آسمانی نمیباشد؟».
امام موسی صدر در جای دیگری از حرفهایش به حرف بیمنطق اسرائیلیها جواب داده بود که می گفتند یهودیها باید یک کشور داشته باشند: «یهودیان وطن می خواهند چرا؟ مگر همه ی جهان وطن آنها نیوده است؟ مگر در دنیای امروز، وطنی برای مسیحیان فقط یا مسلمانان تنها به وجود امده است؟ به علاوه آیا باید این وطن در شرق و در فلسطین باشد؟ هزاران هزار اماکن دیگر در دنیا چرا نباید وطن آنها باشد؟ عربها که در تاریخ طولانی خود حتی یک سابقهی ظالمانه نسبت به یهود ندارند و حتی خانهی یک یهودی را نگرفتند آیا باید کفاره بپردازند؟»
بیشتر بخوانید:
«داستان مقاومت فلسطینیها به صورت مسلحانه، داستان ملتی است که از زمین و وطن آواره شدهاند و بیست سال صبر کرده است تا شاید دولتهای عربی و یا سازمانهای بینالمللی حق او را بازگیرد ولی معلوم شد هرچه مقررات از سازمان ملل صادر میشود، اجرا نمیگردد. به علاوه کشورهای عضو سازمان ملل، آنقدر به اسرائیل اسلحه و مهمات میدهند که به تنهایی از همه کشورهای عربی تواناتر است.
فلسطینیها بعد از این تجربه بیست ساله و تلخ، مشاهده کردند که چارهای جز نهضت مسلحانه ندارند و جهان فقط به اظهار تأسف اکتفا کرده و رفته رفته فراموشش میکند.
از این جهت تصمیم گرفت خود حق خود را بازپس گیرد و تنها سرمایهای را که دارد و آن زندگی یک نسل کامل است، صرف نماید تا پیروز شود.
از کشور فلسطین، زمینی باقی نمانده است تا ارتشی در آن به وجود آید.
دولتی هم نمایندگی مردم فلسطین را به عهده ندارد تا از طرف آنها در سازمانهای بینالمللی به دفاع و بحث برخیزد.
متأسفانه در همان زمان که اسرائیل تأسیس شد، ملت فلسطین را بیرون کرد تا نتواند با روشهای دموکراسی و یا انقلابی حق خود را بازپس گیرد.
از این گذشته مکانی که در آن کار کند و زندگی خود و فرزندانش را فراهم سازد نداشت؛ چارهای جز مقاومت مسلحانه و به صورت مخفیانه وارد خاک اسرائیل شدن را نداشت و برای این کار هیچ راهی جز آنکه از زمینهای مجاور اسرائیل که جنوب لبنان از آن جمله است حرکت کند، ندارد.
6- در اینجا خود را ناچار میبینم درباره این موضوع نیز بحث کنم، زیرا تبلیغات مغرضانه سعی کرده است فلسطین را وطن ملی و تاریخی و مذهبی یهودیان جهان دانسته و حق مردم فلسطین عرب را چه مسلمان و چه مسیحی انکار کند. از این جهت باید به مسائل زیر توجه کرد:
الف: فلسطین متعلق به کدام ملت است؟ در سال 1918 و بعد از پایان جنگ جهانی اول مجموع سکان فلسطین هفتصد هزار نفر بود و عربهای فلسطین عددشان ششصد و چهل و چهار هزار نفر که هفتاد هزار نفر آن مسیحی و بقیه مسلمان بودند.
یهودیان مقیم فلسطین پنجاه و شش هزار نفر، یعنی هشت درصد ساکنین که مالک دو درصد زمین فلسطین بودند.
در سال 1946 و یا فعالیتهای عجیب و همهجانبه سازمانهای صهیونی جهان و در نتیجه وعده بلفور و اقدامات دولت انگلستان که فلسطین در تصرفش بود، عدد سکان بدین ترتیب بود:
یهودی ششصد و هشت هزار و عرب یک میلیون و دویست و نود و سه هزار؛ یعنی یهودیان یک دوم ساکنین بودند.
در سال 1947، سازمان ملل متحد مقرر ساخت که فلسطین به دو قسمت تقسیم شود. دولت یهودی با چهارده هزار کیلومتر مربع و دولتی عربی با یازده هزار کیلومتر مربع و در پنجم ماه مه 1948 که نیروهای انگلیسی فلسطین را ترک کردند، نیروهای صهیونی نظامی و غیرنظامی هجوم را آغاز کرده و از قسمتهایی که سازمان ملل مقرر کرده بود تجاوز کردند و در حدود شش هزار و سیصد کیلومتر دیگر را تسخیر کردند و از جمله، حیفا و عکا و قدس جدید بود.
از این حادثه بیش از یک میلیون عرب آواره شدند و در نزدیکی وطن خود به صورت پناهنده درآمدند و منشأ این آوارگیع روشی بود که اسرائیلیان انجام دادند و وحشیگریهای فراموشناشدنی بود که مردم از آنها دیدند. مثلاً در پنجم آوریل 1948 در دیریاسین قتل عام کردند و سازمانهای تفتیش بینالمللی فجایع زیادی را ثبت کرده است.
باید دانست که دولت یهودی که سازمان ملل در قرار تقسیم پیشنهاد کرده بود، دارای پانصد و ده هزار عرب و چهارصد و نود و نه هزار یهودی بود تا امکان تشکیل دولت صهیونی از عنصر یهودی پیدا نشود و بعد از جنگ ژوئن 1967، عدد پناهندگان فلسطینی به یک میلیون و سیصد هزار نفر بالغ شد.
ب: فلسطین از نظر تاریخ: آنان که تصور میکنند فلسطین مسکن یهودیان جهان بوده است و عربها آنا نرا در قرن هفتم میلادی بعد از فتح اسلامی بیرون کردند، سخت در اشتباهاند.
عربهای فلسطینی، سکان اصلی این کشور از هزاران سال قبل میباشند و اکثریت سکان را تشکیل میدادند و در کنار آنها نیز عموریین و کنعانیین و عبرانیین و آرامیان و دیگران بودند. اینها همه پیش از فتح اسلامی، در فلسطین سکنی داشتند و بعد از فتح اسلامی، سایر قبایل نیز عرب شدند و کشور به صورت یک کشور صد درصد عربی درآمد.
عرب شدن این اقلیتها، موجبات تمدنی و فرهنگی و کمی مذهبی دارد و به هیچ وجه صورت اجبار و یا موجبات نژادی نداشته است.
روابط یهود با فلسطین دهها بار از روابط عرب فلسطینی کمتر است و جز مدتی که به صورت یک اقلیت و مدتی به صورت یک حکومت عشایری و مدتی به صورت یک دولت حکومت کردهاند بیش نیست، ولی به طور کلی هیچوقت کشور فلسطین مکان همه یهودیان یا فقط منحصر به یهودیان نبوده است.
در قرن دوازدهم قبل از میلاد، عبرانیین قسمتی از فلسطین را تسخیر کردند ولی به هیچ وجه بر تمام زمینهای فلسطین مسلط نشدند بلکه اکثر سکان آن، همان قبایل فلسطین بودند که فلسطین هم به نام آنها نامیده شد. این سیطره هم نخست در 722 قبل از میلاد و سپس در 586 قبل از میلاد به کلی پایان یافت.
ج: آیا فلسطین از نظر دینی متعلق به یهود است و میراث دینی آنها میباشد؟
وعدههایی به اولاد ابراهیم در تورات داده شده و فلسطین را به نام «ارض میعاد» معروف کرده است. این وعدهها مختص به یهود نیست بلکه عربها نیز اولاد ابراهیم هستند.
معنی اولاد ابراهیم بر حسب تعلیمات انجیل، اولاد روحی و پیروان حقیقی است و به هیچ وجه جنبه نژادی را در نظر ندارد. در یک جای انجیل، یهوه به آنها میگوید: «پدر شما شیطان است.»
میراث حقیقی نیز تعلیمات پیغمبران است و در احتکار یک نژاد نمیتواند باشد. مسیح میگوید: «خدایا تعلیمات تو برای همیشه، میراث من است.»
تأسیس دولت اسرائیل حتی بر خلاف دین یهود است. هر یهودی همه روزه میگوید: «جز تو و غیر از تو حکمرانی نداریم این خدای ابدی!» در کتاب صموئیل از تورات میخوانیم: «امروز، خدایی که شما را از همه مصیبتها و زشتیها نجات داد کنار میگذارید و از او حاکمی و پادشاهی میخوانید که بر شما معین کند.» «خوب بنگرید و بدانید چقدر شما خطاکارید آنگاه که از خدا پادشاهی دیگر میخواهید.» «اما اکنون بر گناهان خود، گناه تازهای افزودیم که جز او پادشاهی میخواهیم.»
«برای خود پادشاهانی بدون اوامر من و حکمرانانی بدون خواست من نصب کردند. خدایانی ساختند از طلا و نقره از این جهت نهایت آنان را نوشتیم.»
و در سفر اول از ملوک 8/10-18 میبینیم که مالکیت زمین برای انسان با مالکیت خدا منافات دارد و موجب میشود انسان خود را خدای کوچکی پندارد.
و بدین ترتیب بسیاری از روحانیون یهود و خاخام بزرگ از تأسیس دولت یهودی راضی نبودند و هنوز هم بسیاری از انها میدانند که عاقبت این اقدامات به نفع یهودیان نیست.
و این قسمت از تعالیم تورات را با کلام لاوی 24-22 پایان میدهم، «شما که عدالت را قربانی کردید و هر مستقیمی را منحرف ساختید. شما که صهیون را با خون و قدس را با جرم میسازید.»
از نظر اسلام هم قدس، مفهومی اساسی دارد؛ زیرا قدس، سمبل تلاقی اسلام با دیانتهای دیگر و با تمدن جهان است. «قدس»، جنبه جهانی بودن اسلام نه عربی بودن را تثبیت میکند.
یهودی کردن قدس و اهانت به مسجدالاقصی و کلیساها و شیوع فساد و توطئه در این شهر مقدس با اعماق اسلام منافات دارد و با این وضع به هیچ وجه آرامش در خاورمیانه، تا وقتی که یک نفر مسلمان پایبند به دین موجود است، به وجود نخواهد آمد.
و از نظر عمومی اینها، آیا مملکت خدا، که اسرائیل مدعی تأسیس و وراثت آن است، ممکن است یک امپراطوری زورگو و خشن همیشگی و ظالمانه باشد؟
مملکت خدا باید کشور نور و رحمت باشد.
آیا خداوند برای اجرای وعده خود، به بمبهای آتشزا (ناپالم) متوسل میشود؟ و توصیف خدا با این اوصاف بر خلاف همه ادیان آسمانی نمیباشد؟
د: و در پایان این موضوع لازم است به این نکته توجه کنیم که، یهودیان وطن میخواهند چرا؟ مگر همه جهان وطن آنها نبوده است؟ مگر در دنیای امروز، وطنی برای مسیحیان فقط یا مسلمانان تنها به وجود آمده است؟
به علاوه آیا باید این وطن در شرق و در فلسطین باشد؟ هزاران هزار اماکن دیگر در دنیا، چرا نباید وطن آنها باشد.
عربها که در تاریخ طولانی خود، حتی یک سابقه ظالمانه نسبت به یهود ندارند و حتی یک خانه یهودی را نگرفتند، آیا باید کفاره بپردازند؟
آیا ملت فلسطین درباره شهر بیتالمقدس بدرفتاری کردند؟ و هیچ سابقه آتشسوزی یا سوءاداره یا تقصیر داشتند که حالا باید برای بیتالمقدس اقلیم جدید تراشید؟
7- در پایان این بحث باید نتیجهای عملی گرفت:
باید توجه داشت که اگر کمکهای مالی (در حدود یک میلیارد و نیم مارک سالیانه) و کمکهای عمرانی و فنی و کمکهای جنگی کشورهای بزرگ جهان نبود، هیچوقت اسرائیل نمیتوانست این بودجه سنگین را صرف نیروهای نظامی کند و مخارج تصرف کردن زمینهای سه کشور را بپردازد و از این نقطه نظر باید گفت این کمکهای خارجی است که اسرائیل را به تجاوز تشویق میکند.»
.........................
منبع: لبنان به روایت امام موسی صدر و شهید دکتر چمران (به اهتمام علی حجتی کرمانی / مؤسسه تحقیقاتی امام موسی صدر)